در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شرکت بازیسازی Gearbox Games با عرضه دو عنوان Borderlands و پکهای قابل دانلود، اعتبار خود را تثبیت و اعتماد بازیکنان را جلب کرد. با توجه به اطمینان پیشین، در مواجهه با Aliens: Colonial Marines تصورمان این بود که با عنوانی درخور این نام بزرگ روبهرو شویم، اما متاسفانه اینگونه نبود. تنها کاری که تازهترین اقتباس از سری بیگانهها توانسته بخوبی انجام دهد، ارائه فنسرویسهای متعدد است. بازی پر است از صحنههای وام گرفته از فیلم کلاسیک بیگانهها (1986). تعداد قابل توجهی فایل رادیویی نیز با نقل از کاراکترهای اصلی فیلم در بازی یافت میشود. وقایع آن 17 هفته بعد از ماجراهای حوادث فیلم اول در LV-426 رخ میدهد. تعدادی نیروی گردن کلفت برای پی بردن به حقیقت ماجرا به سفینه Sulaco فرستاده شده و برخوردها آغاز میشود...
داستان بازی عاری از هر صحنه فوقالعاده و دیالوگهای جذاب است. صداپیشگان قابلی عهدهدار دوبله هستند، اما دیالوگهای نامناسب و غیرقابل باور آن به گونهای است که به نظر میرسد صداپیشگان هم هنگام دوبله اثر در ناباوری به سر میبردهاند. موسیقی با وجود جذاب بودن به پیکره ناموزون بازی نمیچسبد و از خلق تنش وا میماند. گرافیک بازی مانند یک کابوس واقعی است. در نسخه رایانههای شخصی با مشکلات فاحشی روبهرو نیستیم؛ اما در نسخههای کنسولی Aliasing افتضاح کار شده و سایهها تلوتلو میخورند! بندرت در طول داستان شاهد صحنههایی هستید که مو بر تنتان سیخ کند. در عوض، بیشتر مدت زمان خود را باید صرف تماشای محیطهای بشدت ساده و کار نشده بکنید.
این بازی فقط از این نظر که ما را به دوران طلایی و کلاسیک اولشخصها میبرد میتواند کمی لذتبخش باشد. البته اگر به باگهای متعدد مانند اصابتنکردن گلوله و محوشدن سلاح و تخطی زاویه دوربین و اجبار به تکرار دوباره چکپوینت و... چشم ببندیم. شخصیتها را هم با صورتهای عاری از احساس به عمق فاجعه میلغزانید. عکسالعملهای کاراکترها غیر قابل باور است و انیمیشنها نیز (چه اصل آنها و چه نحوه رد و بدلشان) اشک بازیکن را درمیآورند. در بازی، صحنههای نسبتا زیادی وجود دارد که ظاهرا به قصد ایجاد تنش طراحی شدهاند، اما در نهایت فقط به خمیازه کشیدن غولآسا منجر میشوند.
البته حقیقت این است که سراسر بازی چنین حسی را القا میکند! «زینومورفها» از فوقالعادهترین آنتاگونیستهایی هستند که تا به حال پا به عرصههای سینما و بازیهای رایانهای گذاشتهاند. میتوان براحتی تصور کرد که اجرای درست حضور یک زینومورف روی رادار بازیکن چگونه میتواند خیلی بیشتر از عبور یک Big Daddy (نگهبانان غولپیکر بازی بایوشاک) از پیش چشمان بازیکن اثرگذار باشد. البته بازی در یک مرحله تا حدودی موفق به این کار میشود. در این مرحله بدون سلاح وارد بازی میشوید و باید تمام تلاش خود را بکنید تا از محدوده دید زینومورفها در امان باشید، با احتیاط حرکت کرده و گاهی نیز دیوانهوار بدوید و درها را پشت سر خود ببندید. غیر از این مرحله، در تمام بازی حسی همانند قسمت زامبی بازی ندای وظیفه خواهید داشت. زینومورفها دستهدسته حمله میکنند و بیمحابا به سمت شما میپرند، اما امکان ندارد یک زینومورف روبهروی صورت شما قرار بگیرد و ذرهای از آن حس اضطراب درون فیلمها به شما دست بدهد.
همانند بازیهای اول شخص، در این بازی تمام سلاحها را یکجا در اختیار خواهید داشت؛ چند شاتگان، چند مسلسل و... همزمان در کوله شما موجود است و همین زیادی مهمات در مراحل نیز کار را بسیار سادهتر میکند.
شاید تنها تهدید واقعی که در بازی دیده میشود، حملات نیروهای مزدور باشد که قصد دارند نقشه شما را خنثی کنند. برای مقابله با آنها مجبور هستید پناه بگیرید و خیلی سریع عمل کنید تا آنها را از پای دربیاورید. یک وسیله کاملا بیمصرف هم به نام Alien Tracker در اختیار دارید که نقش فیلتر سیگار را بازی میکند. این وسیله که قرار است بیگانهها را ردیابی کند، هیچ استفادهای ندارد جز اینکه نقطههایی را روی رادار به عنوان دشمن نشان داده و به بوقبوق بیفتد. هیچگاه جای صحیح بیگانهها را نشان نمیدهد و فقط وسیلهای اضافی برای خلق مقداری تنش زورکی است که بعد از فهمیدن ماجرا توسط بازیکن، بعید است تا انتهای بازی از آن استفادهای بشود! بخش چندنفره بازی یک شاهکار به تمام معناست! در حالت Co-Op چهار بازیکن میتوانند با همدیگر همکاری کرده و بازی را پیش ببرند.
خندهدار اینجاست که این چهار بازیکن با کاراکترهای کاملا جدید در بازی حضور خواهند داشت و کنار شخصیتهای غیرقابل بازی با بیگانهها خواهند جنگید. به عبارتی در عنوانی که به خودی خود از نبود فضا رنج میبرد، با هشت سرباز به جان بیگانهها میافتید تا برای اولین بار در تمام سریهای بیگانه، این انسان باشد که ظلم میکند! قطعا تا اینجا حدس زدهاید که این فرمول با مرحله مخفیکاری بازی چه میکند... فقط در صورتی که یک بازی خصوصی را اجرا و دوستان خود را دعوت کنید میتوانید تعداد شرکتکنندهها را کاهش دهید؛ در غیر این صورت بازی با کمتر از چهار بازیکن آغاز نمیشود. حالتهای دیگر چندنفره نیز شامل مدهای کلاسیک این سبک، مانند Team Deathmatch است. اما جالبترین مد بازی (اگر بتوانیم تقلیدی بودن آن را نادیده بگیریم!) به تقلید از بازی Left 4 Dead یک گروه را در هیبت زینومورفها و دیگری را در لباس نیروهای نظامی قرار میدهد.
پر واضح است که قرار است چه اتفاقی بیفتد. فقط در این حالت است که بازیکن مقداری تنش را تجربه میکند، هر چند در این حالت نیز کنترل ضعیف زینومورفها لذت آن را به کام بازیکن تلخ میکند. در نهایت اگر دوست دارید قدر ساعتهای طولانی را که سازندگان متعهد برای خلق یک بازی درست خرج میکنند بدانید، بد نیست چهار یا پنج ساعت را برای گذر از دالانهای تاریک مملو از بیگانهها اختصاص دهید!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: