اصولا علم از آگاهی میآید و آگاهی مهمترین ناجی انسان است؛ چون یک انسان هر چه آگاهتر باشد زندگی راحتتر و امنتری خواهد داشت. هر روزه دانشمندان در گوشهای از این کره خاکی دست به اختراعات و کشفهای جدیدی میزنند که هرکدام از آنها پاسخی به پرسشهای بیکران انسان است؛ پاسخی که میتواند از هزاران گرفتاری، بیماری و ناتوانی بکاهد.
انسان همیشه محتاج علم است تا دنیای پیرامون خود را بیشتر بشناسد و اگر نباشند کسانی که اخبار علمی را در میان افکار عمومی منتشر کنند، شاید این دانستهها در گنجینههای استادان و دانشمندان برای همیشه خاک بخورد. تلویزیون نیز به عنوان نهادی که در میان افکار عمومی جایگاه بالاتری نسبت به همتایان خود دارد با پیشقدم شدن در این راه به نوبه خود در راه پیشرفت علم قدم برداشته است.
نشان دادن گوشههایی از دنیای علم در یک برنامه و تجزیه و تحلیل اسرار دستنیافتنی آن توسط کارشناسان و اندیشمندان این حوزه یکی از این تکنیکهاست که به جذابیت این گونه برنامهها نیز کمک میکند. برنامههای علمی تلویزیون جدای از اینکه پیشرفتهای علمی و دستاوردهای هر کشوری را نشان میدهد باید به نوعی تهیه شود که بتواند بینندگان گریزپای تلویزیون را پای برنامه نگه دارد.
با نگاهی به برنامههای علمی که طی چند سال گذشته تهیه شده میتوان به این نکته اشاره کرد که بیشتر آنها بدون توجه به محتوای بعضا خشک و سنگین و کسالتآور ذاتی علم، فرم و ساختار متفاوتی نداشتهاند که برای مخاطب جذاب باشد. به همین دلیل بعضا با برنامههایی مواجه هستیم که از تنوع بصری اندکی برخوردارند. تا آنجا که بیننده گاهی از دیدن محتوایی که از آن سر درنمیآورد، خسته و دلزده میشود.
به همین دلیل چه بهتر برنامههایی در این حوزه تهیه شوند که هم با اشاره به موضوعات علمی و آموزش ساده آن بتواند آنقدر جذاب و گیرا تهیه شود که بینندگان را جذب خود و تاثیرگذاری اینگونه از برنامههای تلویزیونی را بیشتر کند. با این کار هم برنامههایی تولید میشود که رضایت مخاطب را به دنبال دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم