به گزارش ایسنا، آبرامز در کتاب جدید خود شرح میدهد که جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور پیشین آمریکا با طرحهای اسرائیل برای از بین بردن تاسیسات هستهای سوریه در دیرالزور در سال 2007 مخالفت کرده بود. وی در این کتاب آورده است: در حالی که جورج بوش در مقایسه با دیگر روسایجمهور آمریکا بیشترین حمایت را از اسرائیل بهعمل آورد، اما کاندولیزا رایس و رابرت گیتس، وزرای امور خارجه و دفاع دولتش از وی خواستند تا اسرائیل را تهدید به قطع کمکهای نظامی کند.
این تهدیدهای آمریکا علیه اسرائیل در حالی عنوانمیشد که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا تائید کرده بودند سوریه در حال تکمیل ساخت یک رآکتور هستهای در نزدیکی مرز خود با ترکیه است. به گفته این سازمانها رآکتور مذکور در کرهشمالی طراحی شده بود.
مخالفت شدید رایس
آبرامز در کتاب خود نوشته است: من تلاش کردم بهاستدلالهای کاندولیزا رایس فکر کنم، اما تنها یک نظریه را دریافتم. او بهطور همزمان مخالفت خود را با برنامه جدید افزایش کمکهای نظامی به اسرائیل ابراز میکرد. او به من نشان داد که یک راهبرد نهفته دارد و آن این است که نمیخواهد اسرائیل احساس کند قدرتمندتر شده است. در واقع رایس میخواست اسرائیل به آمریکا وابستهتر باشد. وی امیدوار بود بتواند ایهود اولمرت، نخستوزیر پیشین اسرائیل را تحت فشار قرار دهد تا ایجاد یک کشور فلسطینی در کرانه باختری پیش از پایان کار دولت بوش در سال 2009 را تضمین کند.
آبرامز در کتاب خود مینویسد که کاندولیزا رایس از ناتوانی اسرائیل در شکست دادن حزبالله در جنگ 33 روزه ناراضی بود. نویسنده تاکید میکند: روابط میان آمریکا و اسرائیل پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال 2006 متزلزل شد. کاندولیزا رایس در این باره معتقد بود اسرائیلیها هردوسوی نظامی و دیپلماتیک درگیری را به بدترین شکل مدیریت کردند. در نهایت جورج بوش به اولمرت گفت که آمریکا علیه سوریه به نیروی نظامی متوسل نخواهد شد و درعین حال از اولمرت نیز خواست که اسرائیل نیز همین کار را انجام دهد، اما اولمرت چنین پیشنهادی را رد کرده و متعهد به نابود کردن رآکتور سوریه شد.
در ادامه این کتاب آمده است: من پیش خودم فکرمیکردم رئیسجمهور چطور نسبت به اقدام اسرائیل واکنش نشان خواهد داد، آیا با عصبانیت یا با فشارهای بیشتر همراه خواهد بود؟ یا هیچکدام! جورج بوش شنیده بود که اولمرت با آرامش گفته بود: اسرائیل حق دارد از امنیت ملی خود دفاع کند. پس از قطع تلفن، جورج بوش اظهارنظری شبیه اینکه این فرد خیلی دل و جرات دارد، به حالت تاثیربرانگیز بر زبان راند، سپس حادثه به پایان رسید و اختلافات بر سر رآکتور دیرالزور در نهایت روابط جورج بوش با اولمرت یا دیدگاه وی نسبت به اسرائیل را تحت تاثیر قرار نداد.
البته آبرامز که در چند دولت جمهوریخواه آمریکا خدمت کرده از نابود کردن رآکتور سوریه توسط اسرائیل حمایت کرده و ادعا میکند حادثه سال 2007 میتواند به عنوان الگویی برای مناقشه کنونی میان واشنگتن و اسرائیل بر سر برنامه هستهای ایران نیز مورد استفاده قرار گیرد.
جزئیات دیگر کتاب
همانطور که عنوان شد، آبرامز در یکی از بخشهای کتاب خود به حادثه نیروگاه هستهای سوریه پرداخت. از آنجا که وی در هشت سال ریاستجمهوری جورج بوش روابط نزدیکی با او داشته و یکی از معاونان اصلی او بهشمار میرفته، دیگر موضوعات سیاست خارجی آمریکا طی آن هشت سال نیز در این کتاب مطرح شده است. وی در این کتاب به بررسی این موضوع میپردازد که یازدهم سپتامبر چگونه سیاست آمریکا در قبال عرفات و شارون را تغییر داد.
آبرامز همچنین در تالیف جدید خود، به تاثیر سعودیها روی جورج بوش طی این مدت میپردازد. این سیاستمدار کارکشته آمریکایی همچنین به این پرسش پاسخ میدهد که شارون چگونه تصمیم به ترک غزه گرفت و چرا مذاکرات سازش به شکست انجامید. برخی از کارشناسان و رسانههای آمریکایی میگویند با توجه به حضور مداوم آبرامز طی این هشت سال در کنار بوش، این کتاب میتواند مسائل فراوانی از پشت پرده سیاست خارجی دوران بوش پسر را نشاندهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم