از زمان وقوع جرم اوباش مسلح که تازه دو دهه از عمرشان را گذرانده بودند تا اعدام آنها کمتر از دو ماه طول کشید؛ زورگیری در ملاء عام، تکرار بدون واهمه جرم، پخش فیلم آنها در فضای مجازی، شناسایی، برانگیخته شدن احساس مسوولیت پذیری مسوولین امر، بازداشت مجرمین، محاکمه، محکومیت، تجدید نظر، نظر دیوان عالی کشورو سرانجام اجرای حکم، همه این مراحل در کمتر از دو ماه اتفاق افتاد و قطعا انتظار این است که همگان این برداشت را داشته باشند که همه زورگیران در محدوده تیررس قانون بوده و هیچ متخلف و زورگیر و مجرمی در امان نیست.
آن دو مجرم 25 ساله که 10 سال پیش 15 ساله بودند و می توانستند امروز با کمی تدبیر مسوولان حداقل شهروندی مسوولیت پذیر، فرزندی صالح، همسری سختکوش و فداکار و پدری مهربان برای فرزندان خود باشند، با مهر مجرمیت چشم از جهان فروبستند تا وجدان زورگیران صاحب قدرتی که با دعواهای منفعت طلبانه آرامش و امنیت اجتماعی و عمومی را به گروگان گرفته اند آرام گیرد، هیچ تردیدی نیست مردم از مجازات مجرمین و متخلفین به ویژه کسانی که عرصه جامعه را با اقدامات قلدرمآبانه و شرورانه آلوده می سازند نه تنها احساس ترحم نمی کنند بلکه مشوق مجازات آنها نیز هستند اما انتظار به جایی نیز دارند که همه زورگیران و اوباش و قلدرمآبان با هر لباس و مقام و جایگاهی بدون هیچ مماشات و ترحمی گرفتار مجازات شوند.
ابرپرونده هایی که به دلایل مختلف که شاید بسیاری از آن دلایل بهانه و توجیه و شاید مماشات باشد در پیچ و خم های بروکراسی ها هنوز به سرانجام نرسیده است، ابر پرونده هایی از زورگیری های صدها و هزاران میلیارد تومانی، ابرپرونده هایی از تخلفات گسترده اداری که منجر به ناامنی شغلی بسیاری از مردم شده است، ابر پرونده هایی که قانون گریزی و قانون ستیزی در آن کاملا مشهود و مصرح است، ابرپرونده هایی که میلیاردها دلار تخلف در آن ثبت و ضبط شده است، ابرپرونده هایی که نام ها و القاب و عناوین سنگینی را با خود حمل می کنند و ابر پرونده هایی که درنتیجه شکل گیری آنها هزاران زورگیر دم دستی و فقیر متولد شده اند، دهها هزار جوان جویای شغل آبرومند و طالب ازدواج لگدمال شده اند و آه صدها هزار دردمند در لابلای صفحات آن نوای محزون عدالت جویی سر می دهند.
ابر شهروندانی که مدال ابربدهکاری و ابر قلدری و ابر زورگیری را برسینه خود آویخته اند و یقه سفید خود را در پناه قدرت و رانت و ثروت خود به رخ جامعه می کشند امروز وجدانی آسوده دارند چون با اعدام این دو جوان مجرم و تبهکار فعلا فضا را برای پنهان شدن خود پشت اجساد آنها مساعد دیده اند و می توانند مانند سایرین فریاد اجرای حکم سایر اوباش خرده پا و دله دزد را سر دهند.
سوالی که امروز صبح با طلوع آفتاب وجدان های بیدار را غلغلک داد این بود که آیا قانون شکنی قلدرانه، بی توجهی به رفاه عمومی برای ماندن در قدرت، ایجاد بی اعتمادی در میان مردم به واسطه عدم توجه به قوانین و مقررات، با صدای بلند به استهزاء گرفتن معیشت مردم، اصرار بر ایجاد نزاع های ساختگی و تصنعی برای باقی ماندن در اریکه قدرت و افتخار در چالش آفرینی، در هر مسند و جایگاهی زورگیری نیست؟ آیا پائین آوردن قدرت خرید مردم و بالا بردن تورم و افزایش رکود اقتصادی و در نتیجه گسترش فقر و تبعیض زورگیری نیست ؟ و اگر هست و قطعا درجه محارب بودن این اتهامات به مراتب بیشتر از زورگیری چند تبهکار چهار میلیون تومانی است، پس کمترین حکم قانونی و مجازات برای زورگیران یقه سفید چه زمانی به دایره اجرای احکام خواهد رفت؟
پایگاه خبری تحلیلی سفیر
نویسنده: روح الله جمعه ای
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم