در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردم عموما شما را به عنوان بازیگر و عروسکگردان میشناسند. ولی به نمایش درآمدن عکسهایتان وجه دیگر هنری شما را که کمتر به نمایش عمومی درآمده بود، نشان داد. خودتان کدام وجه را بیشتر دوست دارید؟
حدود 40 سال است عکاسی میکنم و این کار را تفریحی شروع نکردم. عکاسی را با کار در لابراتوار آغاز کردم. همیشه دوست داشتم عکسهایم دیده شوند، اما متاسفانه با کسانی که با عناوین دیگری مثل بازیگر، ورزشکار و... معروف شده باشند برخورد خوبی نمیشود و همه فکر میکنند آنها از شهرت خود سوءاستفاده میکنند. متاسفانه هیچکس با کار دوستان بازیگری که نمایشگاه گذاشتند، برخورد خوبی نکرد و همه، آنها و برگزاری نمایشگاه را نقد کردند. در واقع کسی درباره کیفیت عکسها صحبتی نکرد و کلا برخورد خوبی با این قضیه نشد.
نمایشگاه کانادا این فضا را نداشت؟
برگزاری نمایشگاه در کانادا پیشنهاد یکی از دوستان عکاسم بود. جالب اینجا بود که ایرانیهایی که در خارج از کشور هم به دیدن آثار من میآمدند، در ابتدا برخورد مشابهی داشتند؛ اما وقتی یک منتقد کانادایی که من را نمیشناخت و نمیدانست که بازیگرم، درباره عکسها نقد نوشت، دیگر مخاطبان هم آن را جدی گرفتند. به خاطر این شرایط هیچوقت در ایران نمایشگاه نگذاشتم.
آیا کسی در ایران عکسهایتان را دیده است؟
عکسهای من را بیشتر کسانی که اهل عکاسی هستند، دیدهاند.
چه تفاوتها و شباهتهایی بین دو حوزه سینما و عکاسی که با گروه مخاطبان متفاوتی سروکار دارند، میبینید؟
در واقع من از هفت سالگی تا همین حالا هنرجو بودهام! گاهی وقتها یک فریم عکس به اندازه یک فیلم صحبت میکند و گاهی فیلم بلندی میبینید که ده فریم خوب هم ندارد؛ ولی به هرجهت همه به هم نزدیکند. مثلا ممکن است فکر کنیم موسیقی کاملا از تصویر دور است. اما همه به هم مربوطند؛ ریتمی که در تصویر از آن صحبت میکنیم همان چیزی است که از حیطه موسیقی به تصویر آمده است. مهم وسیله بیان و گفتن نیست، مهم چیزی است که میخواهد در پشت اثر هنری بیان شود.
منظور از این «گفتن» پیام است؟
منظور آن احساسی است که هنر به وجود میآورد؛ چون کار هنر این نیست که به کسی پیام مستقیم بدهد و صرفا احساسی را برانگیزد.
نمایشگاه تورنتو اولین نمایشگاه شما بود؟
جبلی: متاسفانه هیچکس با کار دوستان بازیگری که نمایشگاه گذاشتند، برخورد خوبی نکرد و همه برگزاری نمایشگاه توسط آنها را بهشدت نقد کردند. در واقع کسی درباره کیفیت عکسها صحبتی نکرد و کلا برخورد خوبی با این قضیه نشد
اولین نمایشگاه من در سال 1370 در سیستان و بلوچستان برگزار شد. آن نمایشگاه پس از زاهدان در شهرهای مختلف این استان گشت. علت هم این بود که تا آن موقع در این استان هیچ نمایشگاهی در هیچ زمینه هنری وجود نداشت. بعد از برگزاری یک کارگاه دو سه ماهه در زمینه عکاسی، این نمایشگاه را برگزار کردم. اما نمایشگاه «شش هفته با هنر ایران» در کانادا هرساله با حضور هنرمندانی چون قباد شیوا، محسن وزیریمقدم و... برگزار میشود. امسال نیز کارهای من در تورنتو به نمایش درآمدند.
شما داوری جشنواره فیلم و عکس همراه تهران را هم پذیرفتهاید. فکر میکنید برپایی این دست جشنوارهها چه تاثیری روی روند عکاسی خواهد گذاشت که باعث شد حضور در این جشنواره را بپذیرید؟
بسیاری از افراد میگویند اگر یک دوربین خوب داشتیم عکسهای خوبی میگرفتیم. مسأله ابزار نیست. شما وقتی یک موبایل دارید میتوانید براحتی با آن عکاسی کنید. این جشنواره این فکر را به ذهن نوجوانان میآورد که من میتوانم با موبایلم یک کار جدی انجام دهم. در این صورت به دنبال دانش آن نیز میرود و چیزهای زیادی به دست میآورد. لزومی ندارد هرکس که عکس میگیرد، عکاس حرفهای باشد. لزومی ندارد همه شرکتکنندگان در این جشنواره عکاس باشند. حداقل این است که نگاه زیباییشناسی افراد ارتقا پیدا میکند و یاد میگیرند اصول ابتدایی عکاسی را نیز رعایت کنند. وقتی کسی به کاری جدی فکر میکند، سطح شعور و دانشش در آن زمینه بالا میرود و این مسأله از فردی به فرد دیگر منتقل میشود. به همین دلیل این جشنواره کار فرهنگی مهمی انجام میدهد.
به عنوان یک عکاس چه تفاوتی بین دوربین عکاسی و دوربین موبایل میبینید؟
قطعا تفاوت وجود دارد. در بسیاری موقعیتها به محض اینکه دوربینتان را بیرون میآورید احساس ناامنی به افراد دست میدهد، اما چون کاربرد اولیه موبایل دوربینش نیست توجه زیادی جلب نمیکند. به نظر میرسد فرد کار دیگری انجام میدهد و حتی اگر عکس هم بگیرد گویا چندان مهم نیست و آن را پاک میکند. به همین دلیل، دوربین موبایل بسیار کاربردی است. در نمایشگاه تورنتو هم پویان طباطبایی یک مجموعه عکس به نمایش گذاشت که آنها را با موبایل گرفته بود و واقعا نمیشد آن عکسها را با دوربین دیگری گرفت. این نمایشگاه مجموعهای از صورت آدمها بود بدون اینکه احساس بد جلوی دوربینبودن را داشته باشند.
تا به حال پیش آمده در موقعیتی قرار بگیرید که فکر کنید اگر موبایل داشتم میتوانستم این صحنه را عکاسی و ثبت کنم؟
من میتوانم در همین لحظه دوربینم را بیرون بیاورم و از شما عکس بگیرم، ولی اشکال دوربین همین است که من آن را بیرون میآورم، اما موبایل همینجا جلوی دست شماست. بعضی مواقع فکر میکنم موبایل در خیلی موقعیتها کاربرد دارد.
در چه موقعیتهایی بیشتر چنین احساسی دارید؛ در برابر یک منظره طبیعی یا مثلا یک صحنه اجتماعی؟
معمولا در برابر اتفاقات بیرونی و اجتماعی. در طبیعت، دوربین مزاحم کسی نیست و من فرصت این را دارم که راحت عکاسی کنم، اما در جایی مثل مترو دوربین موبایل بسیار کاربردی است و این ابزار به کمک ما آمده است. یک زمانی عکاس باید سهپایهاش را میگذاشت و عکاسی میکرد و در چنین شرایطی تمام واقعیت از بین میرفت. موبایل این خاصیت را دارد که میتوان با آن یک کار مستند خوب و واقعی تهیه کرد. موبایلهای جدید در زمینه فیلم نیز کیفیت بالایی دارند. با امکانات جدید میتوان تصویرها را تصحیح کرد در حالی که یک دوربین بزرگ چنین امکاناتی ندارد. با استفاده از موبایل بسیار به واقعیت نزدیک میشویم.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: