در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این برنامه قدیمی و پرسابقه طی سالیان، رشد محسوسی نداشته که بخش مهمی از آن به نحوه اجرای برنامه بازمیگردد. شاید بتوان گفت برعکس برنامههای ورزشی روزآمد، نوعی رودربایستی روح ورزش و مردم را تسخیر کرده که در ریزش مخاطبان برنامه نقشی بسزا داشته است. با این همه نمیتوان از تلاشهای شفیع برای سرپا نگه داشتن برنامهای سی ساله که در تلویزیون ایران بیسابقه است، بسادگی گذشت و ضعفهای آن را بزرگنمایی کرد.
پیش از تاسیس شبکه سه سیما، پخش زنده مسابقههای فوتبال مشکلات فراوانی داشت که یکی از آنها، پر بودن کنداکتور شبکههای دوگانه سیما بود. به همین علت مسابقههای باشگاهی جهان بندرت روی آنتن میرفت و مسابقههای جام جهانی فوتبال هم تا جام جهانی 1990 ایتالیا در محدودترین شکل ممکن و با تاخیر پخش میشد. در این میان تنها مسابقههای تیم ملی فوتبال ایران به شکل منظم و زنده روی آنتن میرفت، اما در کنار آن خبری از بحثهای کارشناسی نبوده و بینندگان برای اطلاع بیشتر از کم و کیف بازیها به سراغ روزنامهها و برنامه ورزش و مردم میرفتند. تنگناهای موجود در این زمینه و نیاز جامعه جوان ایران به برنامههای ورزشی، مدیران وقت سازمان صداوسیما را به فکر راهاندازی شبکه سه سیما با رویکرد ورزشی و در کل جوانپسند انداخت. این شبکه با توجه به ساعت پخش طولانی خود علاوه بر فوتبال، سایر ورزشهای پرطرفدار مانند بسکتبال، والیبال و کشتی را نیز روی آنتن برده و مخاطبان ورزشدوست بسیاری را مجذوب خویش کرده است. پخش مسابقههای فوتبال لیگهای معتبر اروپایی در کنار لیگ برتر ایران و راه انداختن بحثهای کارشناسی میان دو نیمه، از دیگر کارهای مثبت مدیران این شبکه در روزهای آغازین آن بود. در حقیقت شبکه سه سیما نسلی از فوتبالدوستان را به شکلی کاملا علمی و حرفهای تربیت کرد و بینندگانی با بینش حرفهای ساخت که در سالهای بعد به عنوان نیروهای متخصص با عنوان خبرنگار، گزارشگر، مجری و... به این شبکه پیوستند. در این میان همچنان ضعفهای بسیاری در زمینه تصویربرداری و کارگردانی تلویزیونی پخش زنده لیگ برتر ایران به چشم میخورد که بخش مهمی از آن به کمبود نیروی متخصص در این رشته و نیز برخی کمبودهای فنی بازمیگشت که به مرور زمان بیشتر آنها برطرف شد.
طی سالهای میانی دهه 70، فقدان برنامهای زنده برای فوتبال که علاوه بر پوشش مسابقههای هفته، آدمهای درگیر با آن از فوتبالیست و مربی گرفته تا داور و مدیران عامل باشگاهها و... را به چالش بکشد، کاملا احساس میشد که تولد برنامه «نود» را باید محصول این نیاز و ضرورت دانست؛ برنامهای صریح و جدی با مخاطبانی میلیونی که هر هفته لیگ برتر ایران را به نقد میکشد و مسائل ریز و درشت آن را مورد بررسی و کارشناسی قرار میدهد. برنامهای که تأثیری مطلوب روی داوریها و همچنین تا حدودی بر تماشاگران و رفتارهایشان داشته و کمک بسیاری به بهبود وضع فوتبال کشورمان کرده است. در این میان توجه به حواشی فوتبال بخصوص در سالهای اخیر، گاه به پاشنه آشیل برنامه نود تبدیل شده و بسیاری از اثرات مثبت آن را خنثی کرده است.
نقطه قوت این برنامه، حضور عادل فردوسیپور به عنوان مجری و تهیهکننده آن است که نود بسیار به آن متکی است و نبود او در یکی دو برنامه طی این 13 سال، این مساله را تائید میکند. «دایره طلایی» با اجرای رضا جاودانی تنها برنامه چالشی مربوط به کشتی بود که ابتدا چندان موفق نشان نداد، اما به مرور و با جا افتادن جاودانی به عنوان مجری و احاطه بیشتر وی روی این ورزش پرطرفدار، شکل مطلوبی به خود گرفت. با این همه دایره طلایی نتوانست همچون نود ماندگار شود و تاثیرگذاریاش را از دل جامعه کشتی به قلب جامعه ایران بکشاند.
تاسیس شبکه ورزش ابتدای امسال، اقدامی مهم و شایسته برای برداشتن باری از دوش شبکه سه سیماست که به دیگر گروههای برنامه ساز این شبکه اجازه کار و مانور بیشتر میدهد. هنگام برگزاری بازیهای المپیک، شبکه ورزش به پخش گسترده رقابتهای ورزشی مختلف مبادرت ورزید، مخاطبان سایر رشتهها را به خود جلب کرد و رسالت حرفهای خویش را به انجام رساند. در این میان همچنان ضعفهایی مانند نابلدی برخی مجریان در کار خود و نیز بعضی گزارشگران به چشم میخورد که به مرور کمتر شد و امروز به پایینترین حد ممکن رسیده است. شبکه ورزش با توجه به ساعات پخش طولانیاش میتواند روی برنامههای تولیدی متمرکز شود و رقیبی قدرتمند برای برنامههایی از جنس ورزش و مردم، نود باشد.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: