شاید بد نباشد ابتدا بپرسم طراحی صحنههای بدلکاری یک اثر نمایشی چگونه شکل میگیرد تا صحنه نهایی با بهترین کیفیت اجرا شود؟
من همیشه در ابتدا فیلمنامه را میخوانم و بر مبنای آن صحنههای اکشن را طراحی میکنم. پس از طراحی نیز جلسهای با کارگردان میگذارم و برای هر صحنه سه طرح میدهم. بعد از آمادهشدن طراحی نهایی با او مشورت میکنم تا در مورد انتخاب یکی از طرحها به توافق برسیم. پس از توافق با کارگردان، وارد مرحله اجرا میشویم و با بازیگرانی که قرار است ما صحنه را به جای آنها انجام دهیم، صحبت میکنیم. در عین حال بدلکار را توجیه میکنیم تا کار خود را پس از اتمام کار بازیگر انجام دهد.
طراحی صحنهها را چطور انجام میدهید که احتمال خطر در آن به صفر برسد؟
یکی از مهمترین موضوعات در طراحی، به حداقلرساندن خطرهاست. باید کاملا حواسمان به طراحی باشد و بارها به آن فکر کنیم تا خطر صفر باشد، چون اگر خطر به صفر نرسد با مشکل روبهرو میشویم و اعضای گروه از نظر روحی خودشان را میبازند، اما من در طراحیها سعی کردهام حتی اتفاقات جزئی برای بدلکاران رخ ندهد و برای اجرای صحنه کاملا آرامش دارم.
خطرناکترین و اضطرابآورترین صحنههایی که تا به حال انجام دادهاید، چه بوده است؟
همه صحنهها هیجان خاص خود را دارد، اما وقتی ما برای اولین بار صحنهای را انجام میدهیم استرس و هیجان بیشتری دارد. صحنههایی مثل چپکردن یک تانکر، پراندن ماشین از روی یک وانت در سریال «دیوار» که منجر به چپشدن آن شد، جزو صحنههایی بود که برای اولین بار گرفته میشد و در عین استرسآوربودن به دلیل نتیجه خوبی که داشت، برایمان لذتبخش بوده است.
چه خطراتی در سریالها و فیلمهای تاریخی چون مختارنامه و محمد رسولالله شما و گروهتان را تهدید میکرد؟
در کارهای تاریخی و مذهبی هم کارهای متداول در صحنههای اکشن را انجام میدهیم، با این تفاوت که کار در این نوع سریالها سختتر است. در فیلمهای تاریخی صحنههای افتادن از اسب را بکرات داریم و معمولا زمین ناهموار است و باید بدلکار با سرعتی که اسب دارد، خود را به زمین بیندازد و اگر آموزشهای لازم را ندیده باشد، حداقل اتفاقی که ممکن است رخ دهد، شکستگی دست و پاست. حتی اگر بدشانسی بیاوریم احتمال ضربه مغزی یا قطع نخاع وجود دارد. ما در سریال مختارنامه شاید بیشتر از 200 بار سقوط از اسب داشتیم و خوشبختانه هیچ اتفاقی نیفتاد. یک خاطره جالب بگویم. در فیلم سینمایی محمد رسولالله یک گروه بدلکار خارجی آمده بودند و فکر میکردند در ایران بدلکاری وجود ندارد. شخصی به نام فرانکو از تیم من چهار ساعت در اطراف شهریار تست گرفت و قبلا گفته بود اگر بدلکاران ایرانی مناسب نباشند، از ایتالیا بدلکار میآورم و خوشبختانه پس از بازگشت خبر داده بود با فتحی و تیم بدلکاریش قرارداد ببندید. معمولا تیم بدلکار خارجی با طرحهایی که میدادم موافقت میکردند و حتی آنها پس از طراحی از من مشورت میگرفتند آیا صحنهای که قرار است اجرا کنیم، امکانپذیر است یا خیر.
ماحصل کار در مختارنامه بسیار موفقیتآمیز بود. از حس و حالتان در زمان ساخت این سریال بگویید.
حجم کار در مختارنامه بسیار زیاد بود، اما خدا کمک میکرد و ما این سختیها را احساس نکردیم. روزهایی که در حال اجرای جنگهای عاشورا در منطقه شاهرود بودیم، هر روزی که وارد صحنه میشدیم، برایمان مثل محرم بود و عزادار بودیم و احساس میکردیم واقعا در آن صحنه حضور داریم. روزی نبود که سر صحنه بروم و منقلب نشوم.
صحنههایی که از جنگ حضرت ابوالفضل، ظهر عاشورا و اسرای کربلا میگرفتیم بسیار تکاندهنده بود و نمیتوانستیم خودمان را از شدت اندوه کنترل کنیم. ما صحنهای در آبادان داشتیم که ابراهیم از دوران طفولیت خود با حضرت ابوالفضل صحبت میکند و در آن صحنه به حدی منقلب شدم که حدود نیمساعت میان نخلستانهای آبادان گریه میکردم.
شاید یافتن پاسخ این پرسش سخت باشد، اما فکر میکنید بتوانید بهترین صحنه سریال مختارنامه را انتخاب کنید؟
ما حدود شش سال درگیر پروژه مختارنامه بودیم و همه نوع شرایط آب و هوایی را تجربه کردیم. بهترین صحنه در مختارنامه از نظر خودم تخریب خانه کعبه بود. ما نزدیک 40 روز روی تخریبها، جنگها، آتشزدن بچهها و از ارتفاعافتادن کار میکردیم که حاصل کار صحنههای زیبایی بود و بسیار حرفهای درآمد.
صحنههای کامپیوتری و افکتهای تصویری تا چه اندازه به کار شما کمک میکند؟
اگرچه افکتها کاملکننده کار است، اما معتقدم اگر قرار است در ایران صحنه اکشنی به وجود بیاید باید میدانی و واقعی باشد. این دقیقا مثل این است که شما یک گل مصنوعی و طبیعی را کنار هم قرار دهید که تشخیص گل واقعی و مصنوعی برایتان راحت است. متاسفانه در صحنههای کامپیوتری موارد بسیاری است که غیرواقعیبودن آن مشخص است، در حالی که مردم باید بپذیرند شخص به ماشین میخورد و نباید حالت عملیات آکروباتیک و غیرواقعی به خود بگیرد. بنابراین من همیشه سعی در ایجاد صحنههای واقعی داشتهام.

چه خلأهایی در زمینه استفاده از تجهیزات بدلکاری در ایران وجود دارد؟
ما در کارهای روزمره خود به تجهیزات زیادی احتیاج داریم. متاسفانه با اینکه من حدود 15 سال است بهعنوان رئیس صنف بدلکاران کار میکنم، هنوز موفق به تهیه تجهیزات ابتدایی مثل یک تشک بادی نشدهایم و با وجود درخواستهایی که داشتهام، بعد از دو سال هنوز نتوانستهام آن را تحویل بگیرم.
با توجه به خطراتی که صنفتان را تهدید میکند، امنیت شما چگونه تامین میشود؟
تمام بدلکاران همصنف من بیمه هستند و از نظر مالی نیز به خدماتی که ما انجام میدهیم، بازمیگردد هر چند هنوز به عنوان یک حرفه تخصصی به آن نگاه نمیکنند. متاسفانه مساله امنیت شغلی ضربه بدی بر پیکره بدلکاری وارد میکند و معمولا به دست افراد غیرمتخصص سپرده میشود که کیفیت کار را پایین میآورند و بر اثر آن، فاجعه به بار میآید یا قیمتشکنی اتفاق میافتد. ما تمام وقت و زندگی خود را صرف افزایش کیفیت این حرفه میکنیم، اما بعضی براحتی وارد این حرفه میشوند و...
نسرین بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم