امان از مرغ همسایه

شاید هرکدام از شما دلایل زیادی در رد آنچه مدنظر این یادداشت کوتاه است، بیاورید. شاید فکر کنید و انواع و اقسام بهانه‌ها و مصداق‌ها را بیاورید تا ثابت کنید آنچه مدنظر این یادداشت کوتاه است، درست نیست، اما چه خوب که همیشه یادمان باشد و یادمان بماند که می‌شود تمام پل‌های پشت‌سر را خراب نکرد.
کد خبر: ۵۲۱۴۵۲

می‌شود گاهی برگشت و راه‌های پیموده شده را نگاه کرد و دید که چه مسیرهایی طی شده و تا کجاها می‌توان همچنان رفت.

اتفاقا هدف در این نوشته کوتاه، قدری ایستادن و نگاه کردن به پشت سر است. خیلی وقت‌ها، خیلی از ما چنان برای روزهای پیش رو نقشه می‌کشیم و چنان غرق در حساب و‌کتاب می‌شویم که یادمان می‌رود قدر همین لحظه‌هایی را که در آن نفس می‌کشیم، بدانیم.

یادمان می‌رود که گاهی بایستیم و نگاه کنیم که آیا رد پای ما در طول مسیر به‌جا مانده است یا این‌که آن‌قدر سست و لرزان قدم برداشته‌ایم که هیچ نشانی از ما باقی‌نیست. ایستادن و کمی نفس چاق کردن برای همه ما گاهی لازم است.

وقتی که می‌ایستیم و نفس چاق می‌کنیم، دور ‌و ‌اطرافمان را بهتر می‌بینیم، بهتر می‌بینیم که چه بوده‌ایم و از کجا آمده‌ایم و مقصدمان کجاست، ولی تند رفتن و نایستادن نای ما را می‌گیرد.

زیبایی‌های اطراف و خوبی‌های آدم‌ها را نمی‌بینیم و گذشته را خیلی سریع‌تر از هر زمان دیگری از دست می‌دهیم. همین است که مدام نقشه می‌کشیم و حساب هر چیزی را بیش از اندازه داریم و مو را از ماست می‌کشیم، اما راضی نمی‌شویم و باز چشم می‌دوانیم و دنبال مو می‌گردیم.

فکر می‌کنیم که چه ماست‌های پرمویی و بعد از فرط‌بدبینی گرسنه می‌مانیم.

همین است که هرچه می‌گوییم و هرچه می‌شنویم، سیاه است و همیشه مرغ همسایه غاز است. همین است که احساس می‌کنیم حالمان همیشه خراب است، چون فکر می‌کنیم که همه چیز خراب است و وقتی همه چیز را خراب بدانیم ـ که انگار می‌دانیم و به باورمان رسیده است ـ دست‌روی دست می‌گذاریم و تنها روزها را می‌شماریم که تمام می‌شود.

همین است که تمام آنچه داریم، نداشته به حساب می‌آوریم و مدام چشممان به دنبال داشته‌های این و آن است.

همین است که فکر می‌کنیم «وای شهرهای خارج چقدر خوشگل و قشنگن» و فکر می‌کنیم که «وای آدم‌های اون ور آب چه راحت و بی‌دردسر زندگی می‌کنن» و مدام فکر و ذهنمان درگیر دیگران است و مدام خودمان را کوچک و کوچک‌تر می‌شماریم.

همین است که فقط همین چند روز آلودگی‌های شدید تهران را می‌بینیم و هیچ وقت این همه زیبایی‌های این پایتخت خسته را به روی خودمان و این شهر نمی‌آوریم. همین است که فقط ساحل آنتالیا را می‌بینیم و دریاچه ارومیه را و خزر را یادمان می‌رود و کاری به کارشان نداریم.

همین است که در میان این همه مشکلاتی که هست، چشم نمی‌گردانیم ببینیم هنوز هم خوبی‌ها و زیبایی ‌هایی هست که می‌توان حفظشان کرد.

صولت فروتن - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها