به گزارش ایسنا، این زن درخواست جدایی از همسرش را به قاضی ارائه داد. این زن جوان خطاب به وی عنوان کرد: زمانی که شوهرم به خواستگاری من آمد، دلیلی نمیدیدم که موضوع اعتیاد پدر و برادرم را مطرح کنم، زیرا مطمئن بودم او مرا به خاطر خودم انتخاب کرده است نه پدر و برادرم. در حالی که مدتی بعد از عقدمان وقتی شوهرم از این موضوع باخبر شد، مرا به دروغگویی متهم کرد.
این زن جوان افزود: اوایل زندگی مشترکمان اعتیاد پدر و برادرم بهانه خوبی برای دعواهای هر روزه ما بود، چراکه تا کوچکترین اختلافنظری بین من و شوهرم بهوجود میآمد، او این مساله را مطرح میکرد و مرا مقصر میدانست و همیشه مدعی بود اگر از اعتیاد پدر و برادرم خبر داشت، هیچگاه به خواستگاریام نمیآمد.
وی مدعی شد: دیگر نمیخواهم با سرکوفت و سرزنش به این زندگی ادامه دهم و در طول دو سالی که از زندگیمان میگذرد، همیشه به خاطر این مساله سکوت کردم که این مشکل باعث شده است به بیماریهای مختلفی از جمله ناراحتی اعصاب دچار شوم.وی افزود: دیگر نمیتوانم تحقیرهای شوهرم و خانوادهاش را تحمل کنم، زیرا آنها از موضوع اعتیاد پدر و برادرم سوءاستفاده کرده و قصد آزار و اذیت مرا دارند و به همین دلیل خواهان جدایی از شوهرم هستم.
قاضی دادگاه بعد از شنیدن صحبتهای زن جوان، به دلیل حضور نیافتن مرد در دادگاه، حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد و رسیدگی به پرونده را به جلسه دیگر موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم