در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«میگهرن» ابتدا به عنوان یک نقاش وارد عرصه کار هنری شد، اما در ادامه با نقاشی و کپی آثار هنری، به باهوشترین و زبردستترین جاعل آثار هنری تبدیل شد؛ جاعلی که با تابلوهای نقاشی خود سر نازیهای آلمانی را هم کلاه گذاشت.
او سال 1889 در هلند به دنیا آمد. از کودکی عاشق رنگ بود و در جوانی نقاشی میکرد، اگر کلاهبردار نمیشد، بیشک یکی از مهمترین نقاشان قرن بیستم بود.
در جوانی با تأثیر از نقاشیهای دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق کرد. اما منتقدان، آثار او را بیروح و تقلیدی و تکراری نامیدند، پس از آن بود که میگهرن سرخورده از برخوردهای منتقدانی که او را تحقیر میکردند از ادامه کار به عنوان یک هنرمند و نقاش واقعی ناامید شد اما با همه این تفاسیر، دست از نقاشی برنداشت و از نبوغ خود به گونهای دیگر استفاده کرد.
او برای اثبات تواناییاش به منتقدانی که او را زیر سوال برده بودند، تصمیم گرفت آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس، پیتر دی هوچ، جرالد تر بورچ و ژوهانس ورمیه را کپی کند.
او در این کار تا جایی پیش رفت که بخوبی با تکرار سبک و رنگ مورد استفاده هنرمندانی که نام برده شد، بهترین منتقدان و کارشناسان آثار هنری از تشخیص زمان نقاشیها ناتوان شدند و نقاشیهای کپی او را به عنوان اثر واقعی و آثار نفیس تشخیص دادند.
میگهرن سالهای زیادی را صرف تمرین و کسب مهارت برای جعل آثار نقاشان بزرگ کرد. به این ترتیب وقتی کار جعل و فروش تابلوهای نقاشی را شروع کرد، آنقدر ماهرانه این کار را انجام داد که تیزبینترین کارشناسان نیز از تشخیص بدلیبودن آثار ناتوان بودند.
البته او در موارد بسیاری سعی میکرد با خرید بومهای معتبر قرن 17 و به کار بردن فرمولهای قدیمی برای تهیه رنگ از مخلوط مواد خامی که نقاشان اصلی از آن استفاده میکردند، نقاشیهایی شبیه اصل را خلق کند. او حتی با استفاده از قلمموی گورکن، شبیهترین نقاشیها به آثار ورمیه را در کارنامه خود ثبت کرد.
در این بین نیز یکی از سران درجه اول حزب نازی آلمان به مشتری پر و پا قرص میگهرن تبدیل شد. بانکدار نازی که مارشال هرمان گورینگ نام داشت، علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت تا جایی که تعداد زیادی از کارهای میگهرن را به مجموعه خود اضافه کرد.
البته بعدها مشخص شد نهتنها میگهرن بهعنوان یک کلاهبردار در کار خود موفق بود، بلکه مشتری اصلی او گورینگ آلمانی هم قصد کلاهبرداری از او را داشته و همه اسکناسهایی که در ازای تابلوها به میگهرن میداد، تقلبی بود.
اما این تنها خسارت او در معامله با بانکدار نازی نبود و زمانه بازی دیگری را در سر داشت، آلمانها در جنگ شکست خوردند.
میگهرن بیست و نهم می 1945 به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به دشمن بازداشت شد و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد که مجازاتش اعدام بود.
آن زمان میگهرن از ترس جان مجبور شد راز بزرگ خود را ـ که سالها برایش زحمت کشیده بود و در تمام مدت مخفی نگه داشته بود ـ فاش کند.
او در دادگاه واقعیت را گفت، اما هیچکس حرفهایش را باور نکرد، تابلوهای جعلی در دادگاه توسط کارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصلبودن آنها صحه گذاشتند.
هیچکس باور نمیکرد کسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل کند، بنابراین میگهرن از دادگاه خواست برای اثبات حرفش وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه یکی از آثار دوره طلایی هلند را جعل کند، البته جعل آخرین اثر هنری این کلاهبردار حدود سه روز طول کشید.
میگهرن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما طی یک محاکمه علنی به جرم جعل آثار هنری به یک سال زندان محکوم شد و قبل از پایان محکومیتش در حالی که درخواست تجدید نظر در حکم صادره را مطرح کرده بود به علت حمله قلبی درگذشت.
تخمین زده میشود ون میگهرن با فریب خریداران ـ از جمله دولت هلند ـ بیش از 30 میلیون دلار به پول امروز به دست آورده باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: