جوانی که با همدستی یک دختر فراری و به بهانه خواستگاری زیورآلات دختران را پس از بیهوش کردن آنها سرقت می کرد به دام افتاد.
کد خبر: ۵۱۸۲۲
به گزارش خبرنگار ما ، رهگذرانی که برای گذراندن دقایقی از اوقات خود وارد یکی از بوستان های شهری شده بودند با مشاهده دختر جوانی که بیهوش روی نیمکت افتاده بود، موضوع را به پلیس 110 اطلاع دادند. با عزیمت ماموران به محل و انتقال دختر جوان به بیمارستان ، وی که به حال اغما فرو رفته بود ، 2 روز بعد به طرز معجزه آسایی به زندگی بازگشت و خود را روی تخت بیمارستان دید. پس از یک هفته از این ماجرا ، دختر جوان که به دلیل مسمومیت شدید در بیمارستان بستری شده بود ، از بیمارستان مرخص شد و همراه والدین خود در دادسرای جنایی ، مقابل بازپرس شاه محمدی قرار گرفت . این دختر در شکایت خود گفت : چند روز پیش وقتی برای خرید به فروشگاه مراجعه کرده بودم در این محل با دختری که خود را سعیده معرفی می کرد آشنا شدم و ادامه این آشنایی موجب شد تا او مرا برای برادرش خواستگاری کند. شاکی گفت : سعیده می گفت ، برادرش سال سوم دانشگاه است و قصد ازدواج دارد و من بهترین گزینه برای ازدواج با برادر او هستم . شاکی گفت : 3 روز پس از این آشنایی ، سعیده به من گفت برادرش چند روز دیگر عازم یکی از شهرها خواهد شد تا تحصیلات خود را ادامه دهد و اگر میان شما یک قرار ملاقات صورت بگیرد و هر دو از نزدیک همدیگر را ملاقات کنید، بزودی من به اتفاق مادرم برای خواستگاری رسمی به خانه شما خواهیم آمد. شاکی افزود: سعیده موقع خداحافظی از من خواست تا روز ملاقات طلاهای خود را به همراه داشته باشم تا برادرش بیش از پیش به ازدواج با من ترغیب شود. شاکی گفت : سرانجام در ساعت تعیین شده وقتی در محل قرار که یکی از بوستان های شهری بود حضور پیدا کردم ، او را دیدم که با برادرش انتظار مرا می کشند، هر دو از من استقبال کردند و پس از دقایقی ، سعیده از کیف خود 3 پاکت آبمیوه بیرون آورد که پس از خوردن آبمیوه دچار سرگیجه شدم و زمانی به خود آمدم که متوجه شدم 2 روز در بیهوشی کامل به سر می بردم و حتی پزشکان به دلیل مسمومیت شدید قطع امید کرده بودند. در پی این شکایت بازپرس شاه محمدی دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در اداره اول پلیس آگاهی صادر کرد. چند روز پس از مطرح شدن این شکایت ، هنگامی که تحقیق پلیس آگاهی ادامه داشت ، غروب روز گذشته چند عابر در حوالی تجریش و مقابل حرم امامزاده صالح (ع) با شنیدن صدای فریادهای دختر جوانی که از مردم کمک می خواست به یاری او شتافتند و او با انگشت به سوی جوانی اشاره کرد که با مشاهده این دختر پا به فرار گذاشته بود. با تعقیب مردم و دستگیری این فرد ، معلوم شد وی همان خواستگار قلابی است که با همدستی یک دختر زیورآلات دختران جوان را سرقت می کند. با تحویل متهم به ماموران انتظامی ، وی به پلیس آگاهی ، خود را حمیدرضا - ب معرفی کرد و گفت : چند ماه پیش در شهر بابل با یک دختر فراری به نام سعیده آشنا شدم و او از من خواست تا با معرفی خود به عنوان برادر وی با نقشه ای که می کشید زیورآلات دختران جوان را سرقت کنیم . متهم گفت : پس از چند فقره سرقت که همراه با بی هوش کردن دختران جوان بود، مقادیری طلا سرقت کردیم تا این که من دستگیر شده ولی با رضایت مالباختگان آزاد شدم . وی گفت : پس از آزادی از زندان به تهران آمدم و بار دیگر سعیده به سراغم آمد و سپس با همان روش قبلی اموال دختران را به بهانه خواستگاری سرقت می کردیم و از محل متواری می شدیم . در پی این اعترافات بازپرس شاه محمدی با صدور قرار قانونی دستور دستگیری دیگر همدست متهم را صادر کرد. بازپرس جنایی از مردم خواست چنانچه از متهم دستگیر شده شکایت دارند به اداره اول پلیس آگاهی و یا شعبه سوم بازرسی دادسرای جنایی مراجعه کنند.