در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خبر از آن بابت خوشحالکننده بود که هنوز هم یک درنای سیبری از جمعیت غربی این گونه در معرض انقراض باقیمانده و از آن جهت غمانگیز بود که فقط همین یکی مانده و بس. حالا پنج سال از آن روز گذشته و در تمام این مدت، امید هر پاییز راه مازندران را در پیش میگیرد و در یکی از دامگاههای منطقه فرود میآید. کمی قبلتر از آن، جفت هم داشت که معلوم نشد، چه بلایی بر سرش آمد و امید تنها ماند.
سرنوشت غمبار امید، مشت نمونه خروار وضع محیط زیست ایران و بسیاری از کشورهای منطقه غرب آسیا است و انقراض قریبالوقوع جمعیت غربی درنای سیبری سرنوشت محتوم بسیاری از گونهها در چنین شرایطی است. گونههایی که در باتلاق توسعه بیضابطه انسانی برای بقا آخرین تلاشها را میکنند. انسان مدرن، پا را از این تخریبها نیز فراتر گذاشته و با شکار مستقیم گونهها، دامنه تخریبها و تهدیدهای خود را بزرگ و بزرگتر کرده است. دولت میگوید که حداقل یک و نیم میلیون اسلحه شکاری در دست شکارچیان است که فقط یکسوم آنها مجوز دارند. هیچ کس از دوربین تفنگ شکاریاش برای «عکاسی» استفاده نمیکند و هر نگاه در دوربین، برابر است با چکاندن ماشه و به خاک افتادن یک جاندار.
حالا در چنین شرایطی، «امید» بین مازندران و سیبری پرواز میکند و هرجا که فرود میآید، کلی عکاس و فیلمبردار و خبرنگار را به سوی خود میکشاند.
اما چرا این میان کسی نمیپرسد که چه باید کرد؟ چرا کسی نمیپرسد که چطور درنا، یوزپلنگ، گورخر و... به این روز افتادند و برای نجات آنها چه باید کرد؟ چرا سازمان محیط زیست که هر سال چند نفر را به عنوان مسئول حفاظت از جان درنا به منطقه میفرستند تا چشم از حیوان بر ندارند، پیش از آن که سایر گونهها و زیستگاهها به این روز بیفتند اقدامی انجام نمیدهد؟ و اصلا چه کسی گفته که مسئولیت حفاظت از محیط زیست فقط به عهده سازمان حفاظت محیط زیست است و بس؟
حمیدرضا میرزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: