ثروتی که بلای جان شد

زوج جوان و دوستشان متهم هستند زنی ثروتمند را به قتل رسانده و پول‌هایش را به سرقت برده‌اند. هرچند این زوج در بازجویی‌ها اتهام را قبول کردند اما در دادگاه مدعی شدند سارق هستند نه قاتل.
کد خبر: ۵۱۳۳۹۲

نماینده دادستان می‌گویند دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد این زوج قاتل هستند و باید برای آنها مجازات در نظر گرفته‌ شود.

او در مورد جزئیات این قتل می‌گوید: یک سال قبل ماموران متوجه شدند زنی میانسال در خانه‌اش به قتل رسیده ‌است. وقتی تحقیقات آغاز شد، پلیس متوجه شد این زن با مردی جوان در ارتباط بوده و آخرین تماس‌هایشان این موضوع را ثابت می‌کند.

پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و متوجه شد مرد جوان که مهیاد نام‌ دارد، مدتی قبل ازدواج کرده و چند بار با همسر جوانش مریم به خانه زن میانسال آمده ‌است. با این حال از آنجا که این زوج متواری شده ‌بودند، پلیس نتوانست بلافاصله آنها را بازداشت کند.

همزمان با آغاز تحقیق برای دستگیری این زوج، زندگی خصوصی مقتول مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد این زن آرایشگری بین‌المللی است و به کشورهای مختلف سفر می‌کند و تعدادی از فرزندانش هم در خارج از کشور زندگی می‌کنند.

او میلیاردها تومان وجه نقد و مقدار زیادی طلا در خانه داشته که همزمان با مرگش ربوده ‌شده ‌است. همچنین مشخص شد زن میانسال تنها زندگی می‌کرده و گاهی یکی از فرزندانش به دیدنش می‌آمده است و اتفاقا همان فرزند هم جسد مادر را پیدا کرده‌ است.

در تحقیقات بعدی مشخص شد این زن ابتدا با ماده‌ای بیهوش‌کننده که در خونش پیدا شده‌ بود، بیهوش شده و بعد او را با روسری خفه کرده‌اند.

چند روز بعد زوج جوان بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. آنها به قتل اقرار کردند و جزئیات را توضیح دادند.

مشخص شد مهیاد به طمع اموال مقتول دست به این کار زده ‌است. او بعد از ورود به خانه زن ثروتمند از آنجا که نتوانسته پول مورد نظرش را از او بگیرد، با وی درگیر شده و سپس او را کشته ‌است و در این میان همسرش هم او را یاری کرده‌ است.

نماینده دادستان تهران ادامه می‌دهد:در ادامه تحقیقات مشخص شد فرد دیگری هم در این قتل نقش داشته که از دوستان مهیاد بوده ‌است. او یک روز بعد از قتل به همراه دوستش به خانه زن مقتول رفته و با باز کردن گاوصندوق میلیاردها تومان پول و طلا از خانه آن زن سرقت کرده ‌است.

با دستگیری این‌مرد، ابعاد دیگر ماجرا روشن و پرونده تکمیل شد. با توجه به مدارک موجود و تطبیق گفته‌های متهمان با‌واقعیت و مدارک و شواهد موجود در پرونده، دلایل از نظر دادسرا کافی است و آنها مجرم هستند.

ما بی‌گناهیم

مهیاد، متهم ردیف اول این پرونده قتل را انکار می‌کند و می‌گوید قاتل کس دیگری است. او می‌گوید، همدستش مرتکب این قتل شده‌است و او و همسرش بی‌گناه هستند.

چه مدتی بود مقتول را می‌شناختی؟

چندسالی می‌شد. من از دوران مجردی‌ام او را می‌شناختم.

باهم ارتباط داشتید؟

بله وقتی ایران بود، با هم ارتباط داشتیم. او خیلی از من بزرگ‌تر بود، با این حال هر وقت به ایران می‌آمد، همدیگر را می‌دیدیم.

چرا با زنی که بسیار از تو بزرگ‌تر بود رابطه برقرار کرده ‌بودی؟

شاید به این دلیل ‌که ثروتمند بود. بعد متوجه شدم این رابطه به جایی نمی‌رسد به همین علت او را کنار گذاشتم.

نظر زن آرایشگر در این باره چه بود؟

او هم می‌دانست که این رابطه به جایی نمی‌رسد اما نمی‌خواست قبول کند و می‌گفت ما می‌توانیم خوشبخت باشیم، البته معتقد بود من این رابطه را به هم خواهم زد.

او چقدر از تو بزرگ‌تر بود؟

تقریبا 15 سال از من بزرگ‌تر بود.

چه زمانی از او جدا شدی؟

وقتی که می‌خواستم ازدواج کنم، تصمیم گرفتم از او جدا شوم. این موضوع را گفتم. توضیح دادم که عاشق دختری شده‌ام و می‌خواهم با او ازدواج کنم. او هم قبول کرد.

به همین سبب با تو دعوا نکرد؟

گفت می‌دانستم یک روز می‌روی و امیدوارم که خوشبخت بشوی. حتی به من گفت برایم مقداری پول کنار گذاشته تا به عنوان کادوی عروسی بدهد.

پس چرا او را کشتی؟

بعد از این‌که مینا را به عقد خود درآوردم، از زن آرایشگر خواستم تا کادویی را که قول داده بود بدهد. گفتم به این پول احتیاج دارم. بدون این‌که مقاومتی کند، قبول کرد و گفت که می‌خواهد همسرم را ببیند و کادو را در حضور او می‌دهد، اما این کار را نکرد.

آن هدیه حق تو نبود فقط یک هدیه بود و تو نباید به دلیل این‌که هدیه را به تو نداده‌ است، این طور با او رفتار می‌کردی.

من هم آن هدیه را حق خودم نمی‌دانستم اما چون قول داده ‌بود که این کار را می‌کند، روی آن پول حساب کرده بودم و اگر نمی‌داد همه زندگی‌ام به هم می‌خورد، ضمن این‌که او نمی‌گفت پول را به من نمی‌دهد، مرتب با من بازی می‌کرد و به هر بهانه‌ای من را به خانه‌اش می‌کشاند.

تو گفتی خواسته بود اول همسرت را ببیند و بعد هدیه را بدهد. تو چه کردی؟ قبول کردی همسرت به خانه او برود؟

بله. قبول کردم ما باهم به خانه او رفتیم اما این‌بار خواسته جدیدی را مطرح کرد.

چه درخواستی داشت؟

از من خواست جلوی چشم همسرم با او رابطه داشته ‌باشم، اما من نمی‌توانستم این کار را بکنم. زنم خیلی جوان بود و نمی‌توانستم با او چنین کاری کنم.

اما تو با او تا اتاق خواب رفتی.

به من گفت بیا تا بدهی‌ات را بدهم. من مبلغی پول هم از این زن طلب داشتم. به اتاق خواب رفتیم تا با هم حساب و کتاب کنیم که این پیشنهاد زشت را مطرح کرد و من ناراحت شدم.

چرا با خودتان ماده بیهوشی برده‌ بودید؟

من حدس می‌زدم او پول را به من ندهد به همین دلیل هم تصمیم گرفتم هر طور شده پول را از او بگیرم. ماده بیهوشی بردیم که اگر پول را نداد، بیهوشش کنیم و پول را از او سرقت کنیم. به همین‌دلیل همسرم در شربت او داروی بیهوشی ریخت.

شما که او را بیهوش کرده‌ بودید، چرا بعد خفه‌اش کردید؟

خفه کردن او کار من و همسرم نبود، شاید کار دوستم بود که روز بعد آمد. شاید هم کار کس‌دیگری بود.

اما تو اعتراف کردی که این کار را انجام دادی.

اعترافاتم دروغ بود.

پس چطور توانستی صحنه را بازسازی کنی و اعتراف کردی که او را با روسری خفه کردی؟

گفته‌های من براساس گفته‌های افسر پرونده بود.

این را هم قبول نداری که روز بعد از قتل به خانه زن آرایشگر رفتی؟

بله رفتم. به اتفاق دوستم رفتم تا گاوصندوق را باز کنیم. چون می‌دانستم در آن گاوصندوق پول زیادی وجود دارد به همین دلیل هم او را با خودم بردم و پول زیادی هم برداشتیم.

فکر نمی‌کنی باید واقعیت را بگویی؟

بله درست است، من باید واقعیت را بگویم و این کار را هم کرده‌ام اما کسی حرفم را قبول ندارد .آنها می‌گویند در پرونده مدارک زیادی وجود دارد.

رفته ‌بودم تا شوهرم تنها نباشد

مینا همسر مهیاد که تازه به عقد او درآمده ‌بود هم در این قتل نقش داشته‌ است، هرچند او هم مثل شوهرش اتهام خود را در دادگاه انکار کرد اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این‌زن و شوهر با هم دست به این جنایت زده‌اند و انکارشان محکمه‌پسند نیست.

او مدعی است از قصد و نیت شوهرش خبر نداشته ‌است: به من گفت برویم طلبمان را بگیریم و می‌گفت چند میلیون تومان از زن آرایشگر طلبکار است. من هم از قصد و نیت او خبر نداشتم. وقتی وارد خانه شدیم، شوهرم گفت این دارو را در شربت بریز تا او را بیهوش کنیم. البته قرار بود زمانی این کار را بکنیم که زن آرایشگر دوباره طفره برود و پول را ندهد. وقتی شوهرم گفت باید این کار را بکنیم، دارو را به او دادم، خودش همه کار را انجام داد.

متهم ادامه می‌دهد: من از هیچ چیز خبر نداشتم، حتی از رابطه شوهرم با آن زن هم متوجه نشدم موضوع چیست تا این‌که شوهرم به من گفت به اتاق خواب آن زن می‌رود تا با هم اختلاف حسابشان را حل کنند. من هم بیرون منتظر بودم که شوهرم گفت زودباش برویم.

مینا مدعی است آنها اصلا برای سرقت نرفته‌بودند اما وقتی از او سوال می‌شود سرقت راچه کسی انجام داد، می‌گوید: سرقت کار همدست دیگرمان بود که با شوهرم همدستی کرد و فردای آن روز برای سرقت برگشتند. آنها گاوصندوق را باز کردند و هرچه پول در آن بود، برداشتند. مرد جوان آشنای من بود. او تعمیرکار قفل و در بود و گاهی می‌آمد و کارهای مرا انجام می‌داد. شوهرم از من خواست هاشم را به خانه دعوت کنم و من هم قبول کردم و وقتی آنها همدیگر را دیدند، او قبول کرد که به ما کمک کند. همان طور که شوهرم گفت قتل هم کار او بود. هرچند ما اول اعتراف کردیم و او انکار کرد و همین هم باعث شد که ما حالا متهم به قتل بشویم اما از همان اول هم قتل کار او بود و خودش هم این موضوع را می‌داند. (جام جم - ضمیمه تپش)

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها