در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید این تصاویر برای دوران بازداشت و زندان وشکنجه ای که گذشت معنا داشت اما با وجود فضای تازه ای که اکنون درمصر پدیدآمده دیگر لزومی ندارد.
فضای باز کنونی پس از پیروزی انقلاب مصر می طلبد که دیگر گره از صورت ها برداشته شود اما متاسفانه می بینم که چنین نیست و بیشتر مواقع چهره های آنها در هم و خشم آلود است.
همگان به یاد دارند که مطابق یک حدیث نبوی پیامبر فرموده است: «لبخند شما صدقه ای است که به برادرتان تقدیم می کنید».
یعنی به عبارت دیگر لبخند زدن نه تنها موجب بهجت وشادی می شود که درواقع نزد خداوند نیز یکی از حسنات به شمار می رود.
من می دانم که میراث فرهنگی ما مملو از حزن واندوه است و به خندیدن چندان اهمیتی نمی دهد و حتی گاه از آن خوف دارد.
در فرهنگ عامه ما خندیدن نشانه کمی ادب است و اگر در مجلسی کسی جرات کرده و با صدای بلند بخندد دیگران به او تذکر می دهند یا زیر لب می گویند: خدا شفایش دهد!
من فراموش نمی کنم وقتی بچه بودیم درباره زیاد خندیدن به ما هشدار می دادند و می گفتند باعث از بین رفتن وقار و احترام می شود و از آنجا که دلمان می خواست هرچه زودتر بزرگ شده و برای خود مردی باشیم ترجیح می دادیم از ارتکاب چنین خطایی که موجب از بین رفتن وقار و احترام ما می شود جدا پرهیز کنیم.
شاید کسی بگوید این روزها گرفتاری ما بسیار زیاد است و خندیدن احتیاج به فراغت بال دارد. شاید کسی دیگر بگوید غم ها و غصه های ما مثل یک نوار می ماند که هر روز کش می آید بنابراین خندیدن درچنین شرایطی کاری مستهجن خواهد بود.
اما آن چیزی که باعث شد تا من این مطلب را بنویسم این بود که یک یک روز عصر داشتم کانال های تلویزیونی مذهبی ها را دور می زدم. دیدم شخصیت هایی که دراین کانال ها سخن می گفتند نه تنها با دیگران دعوا داشتند که اساسا گویی با هرگونه لبخند دشمنی دارند.
حال آنکه من احساس می کنم رهبران دینی ما در گذشته افراد بشاش و خوش رویی بودند و وقار و متانت آنها هرگز مانع این نمی شد که به روی خلق خدا لبخند بزنند.
یک بار یکی از این سخنگویان مذهبی را در تلویزیون دیدم که گویی داشت به جنگ با کفار می رفت. چنان غضبناک بود که می گفتی همین الان یا طرف را می کشد یا خود کشته می شود.
حتی ما بارها از علمای بزرگ خودمان در گذشته شنیده ایم که به خنده رویی ونکته پرانی شهرت داشتند. امام محمد غزالی یکی از این ها بود یا استاد حسن البنا موسس جماعت اخوان المسلمین که می گویند یک بار به دیدن شهردار الرشید رفته بود. درآنجا چند تن از شخصیت ها بودند و هرکدام خودشان را معرفی کردند. یکی اسمش محمد بک طبق (سینی) بود.
دیگری محمد سمک (ماهی) و دیگری زکی طبیخه (غذای پخته شده) که یک دانشجو بود. استاد بنا با شنیدن این اسامی می زند زیر خنده و می گوید: پس سفره ما کامل است! یا پدرم از فرد دیگری روایت می کرد که یک بار یکی از اساتید دانشگاه با حسن البنا سوار بر الاغی شدند و با صاحب الاغ داشتند از روستایی به روستای دیگر می رفتند.
در راه هوا طوفانی و سرد شد برای همین استاد بنا از صاحب الاغ خواست که پوزه بندش را کنار بزند تا کمتر خسته شود اما صاحب الاغ مخالفت کرده و درعوض می گوید: نه این پوزه بند جلوی سرما را می گیرد. آن فرد دانشگاهی می گوید : ولش کن. فایده ای ندارد، چون صاحب الاغ یک اخوانی ( وابسته به گروه اخوان المسلمین ) است.
بنا درجواب او می گوید : سبحان الله. صاحب الاغ اخوانی است خود الاغ بدبخت که اخوانی نیست! یک بار در تحقیقی که توسط دانشگاه کمبریج تهیه شده بود خواندم که نوشته بود خندیدن نه تنها با عث بهجت و شادمانی دل می شود بلکه عقل را تحریک می کند.
به نوشته این تحقیق مطالبی که باعث خنده و شوخی می شود یا نکته هایی که از طریق بازی با الفاظ و معانی بیان می شود مراکز تحریک پذیری در مغز را فعال می سازد و موجب گسترش احساس لذت می شود.
این تحقیق به پزشکان در بیماری کسانی کمک می کرد که به مشکلات عاطفی یا افسردگی مبتلا شده اند.
تحقیق دیگری که توسط دانشگاهی در آمریکا تهیه شده بود می گفت خندیدن موجب رواج حالتی از خوش بینی می شود. مساله ای که مانع شیوع افسردگی و یا بیماری های قلبی می شود.
دریکی از یادداشت هایم نوشتم رییس جمهور فیلیپین در سفری که به خارج می کرد یک دفعه متوجه شد کارکنان فرودگان مانیل خیلی اخمو هستند.
از این کار انتقاد کرد و ناراحتی خود را به گوش رییس فرودگاه رساند. از آن پس وی دستور داد تمام کارکنان در هنگام کار حتما لبخند بزنند. می ترسم کار ما هم روزی به این جا بکشد که مجبور شویم به رهبران مذهبی مصر سفارش کنیم هنگام برخورد با مردم حتما لبخند برلب داشته باشند.
اتفاقا کارتونیست ها از همین خصوصیت ظاهری مذهبی ها استفاده کرده و آنها را به صورت کسانی به تصویر می کشند که خشک و اخم آلو هستند و این خود بهانه دیگری خواهد بود تا به این افراد بگوییم : لبخند بزنید تا خداوند به شما رحم کند. ما در این ایام عید یا غیر عید بیشتر از هر زمان دیگری به لبخند های شما احتیاج داریم.
نوشته: فهمی هویدی
ترجمه: محمدعلی عسگری
منبع : الشروق
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: