در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خدایا! اینان آمدهاند به خانه تو، تو دعوت کردهای، بیآرایش و بیپیرایش. آمدهاند برای تزکیه و خودسازی، برای پیبردن به عظمت وجود و جبروت تو! با همان لباسی که به جامه روز محشر شباهت دارد؛ با همان یکدلی و یکرنگی دل آمدهاند. هرچند لهجهها و رنگ چهرهها تفاوتی چشمگیر دارد. این جامه توبه امروز و جامه مهمانی روز آخرت است که بر تن دارند و موهبت و انوار تو را در آن احساس میکنند.
خدایا! این جماعت فوج فوج خود را به خانه تو نزدیک میکنند تا در عظمت اقیانوس انسانها و در محشری که در کنار کعبه برپا شده است به طواف کعبه آیند.
کاش به میعاد میآمدم و غرق اقیانوس عشق میشدم، به کعبه میرسیدم. دریا میشدم، میسوختم، پروانه میشدم، چرخی میزدم، ابر میشدم و میباریدم، پر میگشودم، پرنده میشدم، در این میخانه ابراهیم میشدم، هاجر، اسماعیل، مثل هزارهزار عاشق در صف فرشتگان میماندم، در صفای زمزمههای حرم پر و بال میگرفتم، مست مست میشدم در هفت دور عاشقانه، سری میزدم به کوه صفا و مروه، همگام هاجر میشدم، آخر من تشنهام، تشنه جرعهای از زمزم!
کاهش همراه این جماعت هرولهکنان میآمدم. آن هم در تنهایی و خلوت خود محو تماشای تو میشدم. کاش مرا به حرم راه میدادی. به جمع باشکوه این جماعت تا اذان عشق را همراه مؤذن در آسمانیترین زمین ترنم کنم.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: