در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
التفات فردوسی به جامعه مورچگان:
میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
در حاشیه:
برخی از روانشناسان نکتهسنج بر این باورند که همین سفارش جناب فردوسی و تکرار و تضمین آن توسط جناب سعدی، مبنی بر درخواست از بنی بشر برای آزار نرساندن به مورچهها حکایت از آن دارد که برخی از آدمها از همان روزگاران قدیم همواره قصد آزار و اذیت مورچههای بیچاره را داشتند و این قضیه مورچه آزاری، یک چیز جدید نیست.فلذاست که ما نیز اگر احساس کنیم یک مورچهای در یک گوشهای از جهان به ناحق دانهای از دهانش گرفته شده، یقین بدانید و همانا آگاه باشید که حتما یک چیزی در راستای آن خواهیم نوشت و اگر عضو سازمان ملل میبودیم، اطلاعیه هم صادر میکردیم در محکومیتش شدیداللحن. نمونهاش همین مطلب امروز ما که درخصوص زنبوران عسل لرستان قلمی شده است.
اصل خبر:
«معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان لرستان اعلام کرده است که خوشبختانه با توجه به شرایط آب و هوایی مناسب، باکیفیتترین عسل کشور در این استان تولید میشود؛ اما بدبختانه در حال حاضر مشکل اصلی بستهبندی ناصحیح این محصول برای صادرات است که باعث شده تا چینیها با عسلی به مراتب باکیفیت پایینتر، بازارهای این محصول را در دست بگیرند.» (به نقل از جراید و هر آدم عاقلی!)واقعا عرایض فوق مورد تائید است. همین چند روز قبل، یکی از دوستان لرستانی ما که طنزنویس قابلی هم هست، همراه با نامزد نویسنده و فرهیختهاش ـ شاید در قالب ماه عسل ـ به استانشان سفر کرده بودند. عیالش در جایی، از خوبیها و چشماندازهای زیبای این استان و مواهب خدادادی آن نوشته بود و این که کاش به اندازه شهرهای شمال، به این استان شوهرش هم سفرهای تفریحی ـ سیاحتی انجام میشد.
بسته پیشنهادی:
از آنجا که بستهبندی نامرغوب عسل لرستان، حتی اعتراضات بحق زنبورهای عسل این استان را نیز برانگیخته است که «چرا مسئولان با بستهبندی نامناسب، زحمات طاقتفرسای ما را هدر میدهند؟»؛ لهذا در راستای افزایش کیفیت بستهبندی عسل لرستان، بسته پیشنهادی خود را عجالتا در سه فقره، به شرح زیر تقدیم میدارم.1 ـ آموزش بستهبندی:
از خود زنبورانی که با اصول مهندسی الهی با استفاده از موم غیرچینی، در بهترین شکل ممکن و متقارن، داخل کندو را برای جاسازی عسل میسازند، نحوه بستهبندی مناسب برای جا کردن عسل آموخته شود. بعید است که مدیران ما تکبری داشته باشند.2 ـ دستهبندی زنبورها:
همچنان که در یک کندو، زنبورها به دستههای ملکه و کارگر پیمانی و سرباز و پیک موتوری و مسئول گیت بازرسی دم در و... غیره دستهبندی میشوند؛ یک دسته از آنها نیز برای بستهبندی عسل بعد از تولید و به قصد صادرات در نظر گرفته شوند. بعید است که آنها هم تکبری داشته باشند.3 ـ کندوی کادو شده:
از همان اول کار، از زنبوران خواسته شود تا به عوض داخل کندو، داخل یکسری ظرفهای زینتی مخصوص صادرات و کادو پیچی شده، عسل خود را خالی کنند. بعید است برای آنها خیلی فرق داشته باشد که کجا خالی کنند، ولی برای ما خیلی فرق دارد. از چینیها جلو میافتیم. اینجوری، کارخانه و نیروی انسانی برای بستهبندی هم نمیخواهیم. آدمها به اندازه کافی دستهبندی دارند، به بستهبندی نمیرسند.رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: