از جمله در رشتههایى چون: نقاشى و مینیاتور، خط و تذهیب، صحافى و تجلید، حجارى و گچبرى، چوببرى و منبتکارى، حکاکى، فلزکارى، سفالسازى، شیشه و بلور، منسوجات، فرش و قالى، کاغذسازى، آجرکارى، کاشیکارى و...
ایران بهواسطه موقعیت جغرافیایى از سه تمدن و فرهنگ چین و هند و اروپا استفاده کرده و اندوختههایى بر ادب و علم و هنر خود افزوده و در مقابل توانسته است آن تمدنها را از فرهنگ خود بهرهمند سازد. ایران در تمام طول تاریخ مدنى خود، شخصیت خود را حفظ کرده و توفانهاى سهمگین مانند حمله اسکندر مقدونى و هجوم قبایل مغول و تاتار و تاخت و تاز اعراب نتوانسته است او را محو یا به کلى تغییر دهد، بلکه پس از هر فاجعه هولناکى، سجایاى اصلى خود را بازیافته و دوباره برپا خاسته و زندگى از نوآغاز کرده است.
از جمله رشتههایى که ایرانیان به آن مىپرداختند و آثارى بدیع خلق میکردند و تأثیرى شگفت در آن سوى مرزهاى ایران برجاى گذاشتهاند، صنعت «صحافى و تجلید» بوده است.
صنعت صحافى و تجلید ایرانى در عهد صفویه، نهتنها مورد تقلید صنعتگران ترکیه قرار مىگرفت، بلکه در ایتالیا و در میان صنعتگران ونیزى موبهمو تقلید مىشده است. جالب آنکه از طریق تأثیرى که صنعت صحافى و تجلید ایرانى در ایتالیا برجاى مىگذارد، بسیارى از نقوش شرقى و موضوعات اختصاصى ایرانى به طرحهاى اروپایى راه پیدا کرد. از طریق ایتالیا بود که صنعت صحافى و جلدسازى و طلاکوبى و تزیین جلد ایرانى به اروپا سرایت کرد و در ممالک آنجا مورد تقلید واقع شد.
درباره اهمیت صحافى و تجلید در نزد ایرانیان باید گفت که کار «خطاط» و «رسام» در تولید و فراهم آوردن کتاب و نسخ خطى با عمل صحاف تکمیل مىشد. زیرا مسئولیت حفظ اوراق کتاب از گزند زمانه و تهیه جلدى که شایسته محتویات آن باشد به عهده صحاف بود.
بهترین موادى که براى تجلید کتاب به کار مى رفت «چرم» بود. بعدها «مقوا» نیز مرسوم شد ولى صحافان قدیم منحصرا براى جلد کتاب چرم را به کار مى بردند. آنها طرحهاى زیبایى را با فشار بر روى چرم حک مىکردند. نیز طرحهایى با طلا روى چرم نقش مىکردند، هر چند جلدها و صحافىهاى دوران تیمورى و مکتب هرات در زیبایى و استحکام نظیر ندارند؛ اما در دوره صفویه بود که جلد کتاب با اشتیاق زیادترى تزیین مىشد.
در این دوره صحافى و تجلید و چرم کارى به حد کمال خود رسید. در عهد صفویان تزیینات با دست و فشار دست اجرا نمىشد، بلکه بهوسیله قالبهاى بزرگ مس و فولاد تهیه و عمل مىآمد.
از دیگر صنایع و هنرهاى ایرانیان، قالیبافى است. عالىترین قالىهاى ایرانى در دوره صفوى بافته شده است. در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب، شهر تبریز یکى از مهمترین مراکز صنعت و فن و از جمله قالىبافى بوده است. سایر مراکز قالیبافى عبارت بودند از: کاشان، همدان، شوشتر، هرات و اصفهان.
هر قالى ایرانى یک اثر صنعتى کامل و ترکیب متعادلى از طرح و رنگ و نقش بوده است.
نکته: فرآوردههاى صنعت منسوجات ایران در قدیم به نقاط بسیارى از دنیا صادر مىشده است. در اغلب موزههاى معتبر اروپا و آمریکا پارچههایى وجود دارد که اثر صنعتگران و هنرمندان ایرانى است
در آمریکا چند نمونه عالى از قالىهاى ایرانى وجود دارد. دو نمونه معروف در موزه متروپولیتن نیویورک است. یکى در مجموعه «آلتمن» و دیگرى در مجموعه «بلومنتال». نمونههاى عالى دیگر در مجموعه مایرون تیلور و پال گتى یافت مىشود.
قدیمىترین نمونه موجود قالى ترنجى با مناظر شکار است که در موزه پولدى پزولى در میلان ایتالیا نگهدارى مىشود و تاریخ بافت آن ۹۲۹ هجرى و نام بافنده آن نیز غیاثالدین جامى است.
قالى بزرگ ترنجى مسجد شیخصفى اردبیل که هماکنون در موزه «ویکتوریا و آلبرت» لندن قرار دارد، برطبق کتیبه روى آن، به دستور مقصود کاشانى به عنوان هدیه به مقبره مذکور بافته شده است (۹۴۶هـ .)
از مشهورترین قالىهاى ایرانى، قالىهایى است که نقش گل و برگ نخلى و شکل ابر به سبک چینى دارند. این نوع قالىها را به اشتباه به اصفهان نسبت مىدهند در حالى که متعلق به شرق ایران و هرات هستند. تصویر این نوع از قالىها در آثار نقاشان بزرگ هلندى و اسپانیایى قرون 16 و 17 میلادى دیده مى شود. در زندگى روزانه ایرانیان، باغ نقش عمدهاى داشت. نقاشان ما نیز در آثار نقاشى و مینیاتور اغلب مناظر باغ مىکشیدند. نقش باغ در اوایل دوره صفوى در طراحى قالىها مرسوم شد. یک گروه جالب از قالى ایرانى، داراى نقش باغ هستند. در این نوع از قالىها، سطح قالى به قطعات مستطیلى که داراى درخت و گیاه است و جوى آب آنها را از هم جدا کرده تقسیم شده است. این نوع قالىها، به «قالى خیالى» موسوم و به قالى «بهار خسرو» نیز معروف بودند. قدیمىترین نمونه از این نوع که با نخ نقره و طلا بافته شده، در مجموعه «فیگدور» در وین واقع است که در زمان شاهعباس بافته شده است.
فرآوردههاى صنعت منسوجات ایران نیز در قدیم به نقاط بسیارى از دنیا صادر مىشده است. در اغلب موزههاى معتبر اروپا و آمریکا پارچههایى وجود دارد که اثر صنعتگران و هنرمندان ایرانى است. در کلیساى سنت ویکتوریا، دستمالى نگهدارى مى شود که با اسلوب ساسانى بافته شده است. پارچههاى دیگرى از دوره ساسانى را در موزه کوپریونیون نیویورک و در خزانه کلیساى بزرگ سانس نگهدارى مىکنند. در موزه لوور پاریس یک پارچه ابریشمى محافظت مىشود که متعلق به سالهاى حدود ۲۰۰ هجرى و کار استادان خراسانى است. در آن سالها، مرو و نیشابور شهرهاى معتبرى در نساجى بودهاند. پارچه یادشده به نوشتهاى منقوش است با نام امیرمنصور بختکین.
در برلین، ماستریخت، لندن، نیویورک، وین، پاریس، رم، ونیز، مادرید، مسکو و بسیارى از مراکز مهم جهان آثار متعددى از قالى، گلیم، پارچه، مینیاتور، سفال، سرامیک، شیشه و بلور، فلز و انواع دست ساختههاى حیرتآور اساتید ایرانى با احترام و تکریم حفظ و نگهدارى مىشود.
در موزه مترو پولیتن نیویورک، یک قطعه کمیاب زربفت وجود دارد که در آن طرح گل و غنچه و برگ نخل به شیوه هنر دوره تیمورى کار شده است.
احمدرضا دالوند / نویسنده و منتقد هنری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم