دانشآموزان جامانده از چرخه تحصیل به صورت سنتی، آنهایی هستند که جبر محیطی، به ترک تحصیل وادارشان میکند مثل همه آن بچههایی که یا نان آور خانواده بودند و برای کمک خرج شدن، مدرسه را رها کردند یا مثل آنهایی که در نزدیکی محل زندگیشان مدرسهای وجود نداشت و آنها توان رفتن به شهرهای دیگر را نداشتند و مثل همه دخترانی که علاقهشان به درس خواندن فقط به خاطر دختر بودنشان در نطفه خفه شد.
اما حالا در کنار این گروه سنتی، گروهی دیگر از جاماندگان از تحصیل سربرآورده که گفته میشود محصول یکی از مصوبات شورای عالی آموزش و پرورشند.
جمعی از مدیران مدارس آموزش از راه دور (آموزشهای نیمه حضوری و غیرحضوری با سیستم آموزشی دیداری و شنیداری) در تماس با جامجم خبر میدهند که مصوبه شماره 849 این شورا که مراکز آموزش از راه دور را از جذب دانشآموزان لازمالتعلیم بر حذر داشته، بویژه در مناطق روستایی و شهرهای محروم به ایجاد شرایطی منجر شده که این دانشآموزان به کلی قید درس و مدرسه را بزنند چون نه امکان رفتن به مدارس روزانه را دارند و نه در نزدیکی محل زندگیشان مدرسه ویژه بزرگسالان وجود دارد که امکان ادامه تحصیل را برایشان مهیا کند.
این مدیران که شَمایی کلی از وضع دانشآموزان محروم در شمال غرب و غرب کشور را ترسیم میکنند، توضیح میدهند که تا پیش از اجرای این مصوبه، مراکز آموزش از راه دور در شهرها و روستاها ردپای دانشآموزان لازمالتعلیمی را که به علت سختیهای زندگی، از درس خواندن منصرف میشدند، میگرفتند و با ایجاد انگیزه، دوباره آنها را به چرخه تحصیل برمیگرداندند و با این روش برای بسیاری از کسانی که کمسواد ماندن به آنها تحمیل میشد، فرصتی تازه ایجاد میکردند.
به گفته اینها حالا مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش که مراکز آموزش از راه دور را در جذب فراگیران، محدود کرده است، بار دیگر جمعیتی از دختران و پسرانِ در سن مدرسه را روی دست کشور گذاشته که در نبود امکان ادامه تحصیل، به کار در مزرعه، چوپانی، قالیبافی و امرار معاش به سبکهای دیگر مشغول شدهاند.
مغلطه میکنند
یافتن فرشته حشمتیان، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان مدارس غیردولتی که مسئول مستقیم تائید کردن یا نکردن ادعای این مدیران است، بعد از سه روز تلاش جامجم میسر نشد. برای همین صحت ماجرا را از معاون متوسطه وزیر که از ایدهپردازان محدود کردن مراکز آموزش از راه دور است، جویا شدیم. ابراهیم سحرخیز در گفتوگو با جامجم، این مدیران گلهمند را به مغالطهکاری محکوم کرد چون به گفته او انگیزه اصلی تصویب مصوبه 849 و محدود کردن دامنه فعالیت مراکز آموزش از راه دور، مقابله با نمرهفروشانی بود که دانشآموزانِ در سن تحصیل را با تبلیغات و گرفتن پول، جذب این مراکز میکردند و با دادن نمرههای بیپشتوانه، به آنها مدرک تحصیلی میدادند.
سحرخیز با سوق دادن دانشآموزان در سن تحصیل به سمت مراکز آموزش از راه دور به یک علت دیگر نیز مخالف است، او معتقد است جای دانشآموزان لازمالتعلیم در مدرسه است نه در مراکز آموزش از راه دور.
معاون وزیر آموزش و پرورش میگوید: موضوع بازماندن از تحصیل دانشآموزان روستایی و مناطق محروم را به این علت تکذیب میکنم که هماکنون تعداد زیادی از مدارس راهنمایی در سراسر کشور را با تعداد اندک دانشآموز حفظ کردهایم چون معتقدیم که کشور به پوشش تحصیلی بالا نیاز دارد.
او که جاماندن دختران قالیباف و پسران کشاورز و چوپان از تحصیل را صحیح نمیداند و آن را نتیجه همان مغالطه کاریها تلقی میکند، در عین حال تاکید دارد که هنوز هم راه ورود به مراکز آموزش از راه دور باز است.
سحرخیز توضیح میدهد: اگر در نقطهای از کشور ثابت شود که دانشآموزان لازمالتعلیمی وجود دارند که به مدرسه دسترسی ندارند، اداره آموزش و پرورش آن منطقه میتواند این موضوع را گواهی کند، که در این صورت این دسته از دانشآموزان میتوانند به مراکز آموزش از راه دور بروند.
معاون وزیر با اینکه اینگونه توضیح میدهد ولی مثل کسی که از مسالهای دل چرکین است، اضافه میکند که ما در مدارس فقط به دنبال دادن مدرک نیستیم، بلکه میخواهیم آموزش حضوری ترویج شود و بچهها پای درس معلم بنشینند، چون به این طریق خیالمان از بابت تعلیم و تربیت دانشآموزان راحت میشود. وی با وجود این با نفس سیستم آموزش از راه دور مخالف نیست، چون باور دارد این سیستم برای کسانی که ازدواج کردهاند و مایلند به روش غیرحضوری مدرک بگیرند یا برای کسانی که به سبب سن بالا از رفتن به مدرسه شرم دارند و برای بزرگسالانی که در سیستم آموزش حضوری بارها شکست خوردهاند، روشی مناسب است؛ هر چند بار دیگر روی ورود دانشآموزانی که گمان میکنند در سیستم روزانه موفق نمیشوند و جذب مراکز آموزش از راه دور میشوند، قلم میگیرد.
فرصت برابر آموزشی، نیازمند نظارت
روزی که اساسنامه مراکز آموزش از راه دور نوشته میشد (مهر 82) و روزی که اولین گروه دانشآموزان در این مراکز جذب شدند (مهر83) طراحان این طرح، اندیشه ایجاد فرصتهای برابر آموزشی را در سر میپروراندند.
در ذهن این طراحان، شرایط ویژه ایران همچون پراکندگی جغرافیایی، محدودیتهای اجتماعی و سنتی و بالا بودن حجم جمعیت جوان در کشور، ایجاب میکرد برای تمام ایرانیان بویژه افراد بازمانده از تحصیل و دختران ساکن مناطق محروم، فرصت درس خواندن ایجاد شود تا به این طریق برای برطرف کردن کمسوادی و ارتقای سطح تحصیلات عمومی در کشور روزنهای باز شود.
به همین دلیل است که نفس تاسیس مراکز آموزش از راه دور را نمیتوان زیر سوال برد آنهم در شرایطی که بازماندن از تحصیل عدهای از دانشآموزان لازمالتعلیم با وجود همه تکذیبها، کتمان شدنی نیست.
آموزش از راه دور درست است که اکنون روی لبه تیغ میلغزد و برخی تخلفات در بدنه آن، اعتبار این سیستم را مخدوش کرده است؛ اما به نظر میرسد تلاش برای به حاشیه راندن این مراکز، منطقی نیست بلکه شیوه درست، تقویت نظارت بر مراکز آموزش از راه دور است؛ همان مراکزی که در دهه 80 بنابر ضرورتهایی متولد شد.
این درحالی است که اگر طبق مصوبه شماره 849، قرار است کار جذب دانشآموزان بازمانده ازتحصیل از دست این مراکز خارج و به عهده ادارات آموزش و پرورش گذاشته شود، آیا این ادارات توان آن را دارند که در تمام مناطق تحت پوشششان، دانشآموزان لازمالتعلیم بازمانده از تحصیل را شناسایی و جذب مدارس عادی کنند؛ آن هم در شرایطی که از یک سو کمبود پرسنل و از سوی دیگر محدودیتهای فرهنگی و اقتصادی خانوادهها مانع جذب تمام افراد در سن مدرسه میشود.
نکته مهم دیگر این که درباره مشکلاتی که این گونه مراکز دارند و معاون متوسطه وزیر هم از آن اظهار نگرانی میکند، ضعف نظارت است، همان چیزی که در بسیاری از مدارس روزانه غیرانتفاعی و حتی دولتی هم به چشم میخورد. بنابراین باید گفت آموزش و پرورش چشمان ناظر میخواهد و محدود کردن فعالیت این گونه مراکز مشکل را حل نمیکند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم