در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حافظ در جای جای دیوانش از زندگی در این دنیایی که قرار است چند صباحی مهمانش باشیم حرف میزند و از خوبیها و بدیهای آن آشکارا سخن میگوید، اما وقتی از بدیها و پستیهای آن حرف میزند انسان را به سمت پوچی سوق نمیدهد و دنیا را آنقدر بیارزش نشان نمیدهد که نیروی تلاش و زندگی را در انسان از میان ببرد.
او مراقبهای میان این دو دارد؛ مراقبهای که انسان را به مرز اعتدال میکشاند و شاید بتوان گفت قواعد زندگی این جهانی را برایش تعریف میکند. هر وقت خیلی شادم حافظ میخوانم چون شادیام را عمیقتر میکند و هر وقت هم غمگین شوم باز حافظ میخوانم چون در من اعتدالی ایجاد میکند و آرامم میکند.
از میان غزلهای حافظ هم «نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر/ هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر» را خیلی دوست دارم. احساس میکنم در این غزل یک انسان پخته و سرد و گرم چشیده برایم از فراز و فرودهای جهان حرف میزند و بدون هیچ تحکم و تندی آنچه را باید بدانم به من گوشزد میکند. همین علاقهام به حافظ بود که باعث شد وقتی آقای غریبپور از من برای همکاری در اپرای حافظ دعوت کرد آن را با آغوش باز بپذیرم و قسمتهای مربوط به نقش حافظ را بخوانم. هر چه باشد برایم افتخار بزرگی بود که حافظ شوم و این نقش را ایفا کنم.
محمد معتمدی/ خواننده اپرای حافظ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: