ماجرا از این قرار است که چند روز قبل مردی با مرکز فوریتهای پلیسی استان تهران تماس گرفت و گفت سارقی را که وارد خانه همسایهاش شده بود به دام انداخته است. دقایقی بعد ماموران خود را به محل حادثه رساندند و ضمن دستگیری سارق به تحقیق درباره چگونگی ماجرا پرداختند. فردی که پلیس را خبر کرده بود، گفت: همسایه خانه روبهرویی، وقتی میخواست به سفر برود خواهش کرد حواسم به خانهاش باشد. من هم هر از گاهی از پنجره به آنجا نگاه میکردم تا ببینم همه چیز امن و امان است تا اینکه امشب دیدم چراغ خانه روشن شد. از طرفی ماشین همسایهمان در پارکینگ نبود و میدانستم او به این زودی به منزل بازنمیگردد برای همین به موضوع مشکوک شدم و چند نفر دیگر از همسایهها را خبر کردم و وقتی به خانه مورد نظر رفتیم این سارق را در حال جمع کردن وسایل دیدیم.
متهم نیز در بازجوییها جرمش را گردن گرفت و گفت: این خانه را از دو روز پیش زیرنظر داشتم و وقتی مطمئن شدم ساکنانش حضور ندارند فرصت را برای دزدی مناسب دیدم اما وقتی در حال جمع کردن وسایل باارزش بودم یکدفعه چند مرد بر سرم ریختند و من را دستگیر کردند.
رسیدگی به اتهام سارق دستگیر شده همچنان ادامه دارد اما نکته مهمتر این است که اگر صاحبخانه همسایه خود را از مسافرتش آگاه نمیکرد و از سوی دیگر همسایه نیز با دقت خانه را زیرنظر نمیگرفت هم سرقت با موفقیت انجام شده بود و هم مجرم حرفهای گریخته بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم