در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انگار باید بدون تردید همگان بپذیرند که به روز بودن، در تمام شئون ارزشمند است و هر کس در این سخن تردید کند لابد بهرهای از هوشمندی ندارد.
اگر همراهی با تحولات زمانه، در حوزه دانش و پژوهش باشد، تردیدی در ضرورت آن نیست؛ همچنین برای برخی افراد، تنوع و روزآمدی در خوراک و پوشاک و آراستن ظاهر و تغییر ذائقه اهمیت دارد و نوعی تفنن محسوب میشود.
در بهرهگیری از رهاوردهای دانش در تولیدات صنعتی نیز، گاهی استفاده از محصولات جدید لازمه سهولت، سرعت، دقت و امتیازاتی از این قبیل است.
اما آیا در حوزه مفاهیم انسانی بویژه فرهنگ، اخلاق و هنر، این ویژگی، یعنی «به روز بودن» چه قدر میتواند ارزشمند باشد؟
هنگام طرح این پرسش باید این نکته را در نظر بگیریم که علوم مربوط به این مقولات مورد نظر نیست. مثلا مطالعات علمی درباره رشتههای هنری، روشن است که مطالعات جدید چون کاملکننده یافتههای پیشین است طبعاً واجد ارزش علمی است.
حال در این سخن تأمل کنیم که آیا رهاوردهای هنرمندان و متفکران و تجربههای زندگی انسانهای پیشین، مانند محصولات صنعتی یا حتی مواد غذایی است که تاریخ انقضاء داشته باشد؟
آثار هنری به جا مانده از هنرمندان گذشته، آیا کالای مصرفی هستند که باید کنار گذاشته شوند یا با دستکاری در آنها برای به روز شدن این آثار کمر به نابودیشان ببندیم؟
هدفم از طرح این پرسشها آن نیست که بگویم آن چه از گذشتگان به دست ما رسیده است، خوب و ارزشمند و به کمال است و مافوق نقد است و نیازی به بازنگری و بهگزینی ندارد.
سخن من بر سر این است که «به روز بودن» درباره مفاهیمی چون فرهنگ و هنر و اخلاق، معیاری مناسب برای ارزیابی و انتخاب نیست.
بسیار این داوری عوامانه را شاهد بودهام که وقتی کسی، نگران اخلاق و انصاف و حتی راستی و نجابت و پرهیز از تجمل و اسراف است، اهالی «به روز بودن» اندیشه او را به دیده انکار مینگرند که: ای بابا تو که هنوز در حال و هوای سال پنجاه و هفت ماندهای؟!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: