در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گویندگان ناآگاه با بیانی کسلکننده که محتوای بیارتباط با هویت و نوع مخاطبان هر ایستگاه را بر بستر موسیقیهای نامناسب ارائه میکنند، گریز شنوندگان را موجب میشوند و ایستگاه را از سرمایه اساسی برای بقا در میدان رقابت تهی میکنند.
بیسبب نیست صاحبنظران رسانه بر این اعتقادند مهمترین وظیفه برنامهسازان بویژه گویندگان و مجریان و در پس آن، برنامهریزان هر ایستگاه آن است که همواره و در همه حال با حرفهایترین نگاه و رفتار موجب حفظ مخاطبان فعلی و البته جذب مخاطبان جدید به ایستگاه و برنامههای آن شوند و شنوندگان وفادار برای آن به ارمغان آورند و در نهایت آن کنند که مانع تغییر موج ایستگاه از سوی شنوندگان شوند.
به بیان بهتر، برنامهریزان هر ایستگاه باید شرایطی فراهم آورند که در آن، برنامهسازان بتوانند با پخش موسیقیهای مورد علاقه شنوندگان درباره موضوعهای اولویتیافته نزد آنها گفتوگو کنند و به ارائه اخبار و اطلاعات مورد نیاز بپردازند.
گویندگان و مجریان و البته بیشتر گویندگان در این میان، وظیفهای بس سنگین به عهده دارند. آنها با اجرای مناسب خود که اطلاعرسانی و سرگرمسازی را توامان کنار یکدیگر دارند، درون و برون برنامهها را مانند چسب به یکدیگر میچسبانند و در نهایت، ساختاری یکپارچه و متمایز برای ایستگاه به وجود میآورند و با حفظ و جذب بیش از پیش مخاطبان، هویت مناسب از ایستگاه ارائه میکنند.
اینجاست که باید موشکافانه به نقش گویندگانی نگاه کرد که در لابهلای برنامههای هر ایستگاه به اجرای قطعات پیونددهنده میپردازند و در اصطلاح، گوینده یا گویندگان پخش نامیده میشوند؛ چراکه آنها نقش کمنظیر در ارائه هویت مناسب از هر ایستگاه دارند و میتوانند با برقراری پیوندهای جالب و جذاب میان برنامههای مختلف آن، القاکننده هویت ایستگاه نزد مخاطبان باشند؛ مخاطبان مورد نظر که هر ایستگاه به دنبال دسترسی به آنهاست و کوشش میکند آنها را در زمره شنوندگان وفادار خود جای دهد.
آیا گویندگان پخش ایستگاههای مختلف صدای جمهوری اسلامی و در کوتاه سخن، رادیو در ایران توانستهاند در این مسیر گام بردارند و به حقیقت اینگونه باشند؟
زهرهسادات هاشمی، گوینده و مجری و مدیر وقت باشگاه رادیویی جوان در پاسخ به این پرسش به آسیبهای قابل تامل در این عرصه اشاره میکند و صریح و شفاف از آنها میگوید: به نظر میرسد گویندگی در واحدهای پخش رادیوهای ما و اعلام نام و ساعت و معرفی برنامهها که حداقل انتظار از گویندگان پخش است، آن اهمیتی را که باید داشته باشد، ندارد.
گویندگانی که مدتی از حضور آنها در رادیو گذشته است و جایگاه تثبیت شده در رادیو پیدا کردهاند و در اصطلاح، اسم و رسمی دارند، کمتر حاضر میشوند در استودیوهای پخش به گویندگی بپردازند و حتی گاهی پیشنهاد انجام این کار را بیاحترامی به خود و نادیدهگرفتن جایگاه حرفهای خود قلمداد میکنند. شما علت این مسأله را چه میدانید؟
این هم به ضعف برنامهریزی در رادیوهای ما بازمیگردد. مدیران رادیو به طور معمول هر گویندهای را که تازه از راه رسیده است، پیش از آنکه در واحدهای تولید رادیو به کار بگیرند و در اصطلاح، تربیت حرفهای کنند بلافاصله به پخش رادیو میآورند و به وی شیفت پخش میدهند و میگویند: تو اینجا کار را یاد بگیر! مسلم است گویندهای که برای خود شخصیتی قائل است و این وضع را میبیند، حاضر نمیشود به گویندگی در پخش بپردازد و در کنار گویندهای قرار بگیرد که تازه آمده است فنون گویندگی را پشت میکروفن پخش یاد بگیرد و تمرین کند.
در ضمن هنوز تعریف حرفهای از ویژگیهای یک گوینده پخش ارائه نشده است. ابتدا گوینده تازهوارد را در پخش آموزش میدهند، بعد هم برای گویندگان پخش ارزشی قائل نمیشوند و پایینترین نمرهها را در ارزیابیها به آنها میدهند.
مسلم است گوینده باسابقه در شأن خود نمیبیند به پخش بیاید و ساعتهای طولانی با دستمزد پایین گویندگی کند. به همین دلایل است که بیشتر گویندگان رسمی که فقط قرار است بیایند و ساعتهای موظف خود را پر کنند یا گویندگانی که نمیخواهند یا نمیتوانند برنامههای زنده و چالشی اجرا کنند، میآیند و در پخش، گویندگی میکنند.
البته این تنها زهرهسادات هاشمی نیست که از این آسیب میگوید. حوریه صداقتی، گوینده و مجری باسابقه رادیوهای ایران و پیام نیز به گونه دیگر این آسیب را یادآوری میکند و در پاسخ به پرسش نگارنده، این نکته مهم را بیان میکند: کلید اصلی موفقیت هر رادیو، گویندگان و مجریان توانمند آن هستند.
آنها هستند که باید با کارشناسان و مهمانان صحبت کنند، آیتمها را به یکدیگر ربط دهند و هر اتفاقی را با مناسبترین شیوه اجرا به سمع شنوندگان برسانند، اما الان در رادیوهای ما این طور نیست و بیشتر سرخوردگی است که نصیب آنهایی میشود که باانگیزه و توانا هستند.
گویندگان پخش را بیشتر از ضعیفترینها انتخاب میکنند تا بیایند و تنها چند ساعت شیفت بدهند و بروند. با این شرایط نامناسب در شأن کدام گوینده باسابقه است که بیاید و بگوید «اینجا تهران است». گویندگی پخش، حرفهای بسیار مهم است. البته همکاران من از لحاظ مالی نیز در مضیقه هستند و براحتی حضور در شیفتهای پخش را نمیپذیرند. البته اگر این مسائل حل شود، من مطمئن هستم قدرترین گویندگان به پخش میآیند و به گویندگی میپردازند.
این در حالی است که گویندگان پخش میتوانند و باید سرشار از خلاقیت و نوآوری باشند تا بتوانند به واسطه مناسب در انتقال شنوندگان از برنامهای به برنامه دیگر تبدیل شوند.
آنها نباید حتی در این حد نیز محدود بمانند، بلکه باید به گونهای فعالیت کنند که ساختار ایستگاه را بخوبی حفظ کنند و مبلغ شعارهای آن نزد مخاطبان باشند.
میتوان به این نقش شایسته دست یافت و واحدهای پخش رادیو را به گونهای دید که کمتر نشانی از رکود و سستی در آنها باشد یا کمتر بیانگیزگی در آنها مشاهده شود.
باید باورهای کهنه را تغییر داد و تحول را به محور فعالیت در واحدهای پخش رادیو تبدیل کرد.
باید با نگاهی ژرف، وضعیت موجود را آسیبشناسی و راههای دستیابی به مطلوب را جستجو کرد. باید متفاوت با گذشته بود و متفاوت با گذشته، برنامهریزی و برنامهسازی کرد و بدرستی این سخن در نگرش و رفتار ایمان آورد که کوچه پخش، هیچگاه بنبست نبوده و هیچگاه بنبست نیست. آری، این کوچه بنبست نیست!
هر ایستگاه، هویت خود را دارد
گسترش ایستگاههای مختلف با مخاطبان متفاوت در مجموعه صدا نشاندهنده آن است که ارائه هویت مناسب از هر ایستگاه به ضرورت انکارناپذیر در تضمین بقای اثربخش آن تبدیل شده است؛ چرا که بدون ارائه این هویت، تنها شنوندگان موجود صدا میان ایستگاههای مختلف تقسیم میشوند و رفتهرفته به آن سبب که تمایزی بین ایستگاهها دیده و شنیده نمیشود، مخاطبان فعلی صدا نیز کاهش مییابند و به خودی خود، جذب مخاطبان جدید هم امکانپذیر نمیشود.
گویندگان پخش میتوانند زمینه مناسب در تحقق این هدف باشند وابسته به آن که نقشه راهی مشخص در این زمینه، طراحی و نقش برنامهسازان بویژه گویندگان پخش بدرستی تحلیل و تبیین شود. واحدهای پخش رادیو، واحدهای بیروح با گردش کاری مکانیکی نیستند.
محمدرضا مانیفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: