شما کتاب جامعهشناسی سینمای جنگ و دفاعمقدس را به نگارش در آوردهاید، دلایل انتخاب این موضوع در بستر سینما از سوی شما چیست؟
ما نسل دوران انقلاب و جنگ هستیم و من در دوران دانشجوییام در جنگ حضور داشتم، وقتی قرار شد تز دکترای جامعهشناسیام را ارائه کنم، چندان با پدیده سینمای جنگ آشنا نبودم، ولی تصمیم گرفتم تا از منظر جامعهشناسی این جریان را مورد بررسی قرار دهم.
عنوان کتاب شما به تفکیک سینمای دفاعمقدس و سینمای جنگ پرداخته است، در حالی که عنوان سینمای دفاعمقدس برای فیلمهایی که در ارتباط با هشت سال دفاعمقدس ساخته میشوند، به کار میرود.
به نظرم ما باید با کمی احتیاط از واژه سینمای دفاعمقدس استفاده کنیم. به جز مستندهایی که در رابطه با جنگ ساخته شده است، باید در استفاده از این عنوان در مورد دیگر فیلمها احتیاط کرد. ما از سرزمینمان در مقابل دشمن دفاع کردیم، پس این دفاع بلاشک مقدس است، این عبارت را در مورد فیلمهای مستند دفاعمقدس میتوان به کار برد، اما سینمای جنگ را احتیاط کنیم. اینکه فیلمسازی که در دوران دفاعمقدس حضور نداشته در مورد جنگ فیلمی بسازد، لزوما فیلم دفاعمقدسی نساخته است. ما فیلمسازانی مثل حاتمیکیا، درویش و مرحوم ملاقلیپور را داریم که در جنگ حضور داشتهاند، ولی برخی فیلمسازان جنگ را تجربه نکرده و از خاطرات دیگران وام گرفتهاند یا بر اساس ذهنیات خودشان فیلم میسازند، ما این مسأله را باید در نظر بگیریم که فیلم این دست فیلمسازان الزاما دفاعمقدسی نیست، اگر هم باشند لزوما ارزشهای مناطق جنگی ما را منتقل نمیکند. من به این دلیل از واژه دفاعمقدس در مورد مستندها با اطمینان استفاده میکنم، ولی درباره فیلمهای داستانی با اکراه.
براساس تعریف شما، چه فیلمهایی در مجموعه فیلمهای دفاعمقدس قرار میگیرد؟
این فیلمها را میشود جزو فیلمهای جنگ مورد بررسی قرار داد، ولی نه جزو سینمای دفاعمقدس. نمیتوانیم بگوییم فیلم فیلمسازی که منطقه را ندیده و موضوعی مرتبط با جنگ را انتخاب کرده، با فیلم فیلمسازی که در منطقه حضور داشته و شاهد جنگ بوده، هر دو دفاعمقدسی است، ولی در کل میتوان عنوان سینمای جنگ و دفاعمقدس را برای آنها به کار برد.
اینکه یک فیلمسازی در جنگ بوده یا نبوده در ساخت فیلم دفاعمقدسی چقدر تاثیر دارد؟
به نظرم تاثیر زیادی دارد. جنگ ما با جنگهای دیگر کشورها متفاوت است. ما در جنگ زندگی میکردیم و جبهه فرهنگ خاص خودش را داشت. قهرمانان جبهههای ما با جنگهای دیگر متفاوت بودند و حتی فرماندهها هم با مثلا فرماندههای جنگ جهانی دوم فرق داشتند. این انسانها از دل انقلاب اسلامی برخاسته بودند و با کسانی مبارزه میکردند که به تحریک آمریکا برای نابودی انقلاب اسلامی دست به کار شده بودند. برای ساخت یک فیلم دفاعمقدس باید دو نکته را در نظر گفت؛ اول اینکه جبهه زندگی و فرهنگ خاص خودش را داشت، دوم اینکه رزمندگان بر مبنای اعتقادشان به جنگ رفتند و علاوه بر اینکه تعرض دشمن به خاک کشورشان را پاسخ دادند، از ارزشهای انقلاب هم دفاع کردند. فرهنگ جبهه، فرهنگ اخلاق، عرفان و باور بود و رزمنده دفاعمقدس با قهرمان فیلمهای هالیوودی فرق میکند. این رزمنده پیش از عملیات دعا میکرد و نماز میخواند. اگر فیلمسازی با این فرهنگ آشنایی نداشته باشد، فیلمش در حد و اندازههای دفاعمقدس نخواهد بود.
یعنی به نظر شما نسل امروزی نمیتواند فیلم دفاعمقدسی بسازد؟
میتواند، به شرطی که با فرهنگ جبهه آشنایی داشته باشد و از فیلمهای مستند و مصاحبههای رزمندگان استفاده کند، اما در هر حال این فیلمساز محدودیتهای خودش را دارد.
از منظر جامعهشناسی سینمای دفاعمقدس چگونه بررسی میشود؟
معدنی: راهکار رونق سینمای دفاعمقدس این است که نگاه بازتری به این سینما داشته باشیم تا افکار تازه وارد این جریان شود. همچنین نباید فیلمسازان قدیمی جنگ را فراموش کنیم و باید از آنها دعوت کنیم تا دوباره به سینمای دفاعمقدس بپردازند
جامعهشناس دوگونه با فیلمها برخورد میکند، تاثیر فیلم بر جامعه و تاثیر جامعه بر فیلم و فیلمساز. در جامعهشناسی سینمای دفاعمقدس شکل دوم مطرح است که حاصلش فیلمی مثل «از کرخه تا راین» میشود یا فیلمی مثل «اخراجیها» که مسعود ده نمکی وقتی احساس میکند، جامعه از دوران جنگ دور شده و سینمای جنگ دیگر برایش جذاب نیست، در کنار طنز نشانههای جبهه و جنگ را به تصویر میکشد. وقتی فضای فیلمسازی دفاعمقدس را بررسی میکنیم، میبینیم در دوران جنگ قهرمان فیلم با جامعه حرکت میکند. چون جامعه هم از رزمنده حمایت میکند و فیلم هم نشان میدهد که قهرمان و مردم همسو هستند، باید هم چنین باشد، چون با این کار وحدت ایجاد میکند. اما در دوره دوم بعد از جنگ، رزمنده از جامعه انتقاد میکند که چرا از ارزشها دور شده و نگاه سنگین جامعه به روی رزمنده است که ما این را در فیلم «عروسی خوبان» و «آژانس شیشهای» میبینیم. در این دوره فیلمساز از رزمنده اصیل دفاع میکند و منتقد از کسانی است که با استفاده از جنگ به ثروت و مکنت رسیدند. دوره بعدی که همزمان با دوره اصلاحات است، بحث رمانتیک وارد جریان جنگ میشود و داستان دختر و پسری را که در ماجرای جنگ به هم علاقهمند میشوند، میبینیم. این در واقع همان تاثیری است که جامعه بر ذهن فیلمساز گذاشته است، هر چند این علاقهمندی، از عشق و عرفان اسلامی میآید. اولین نمونه این فیلم «شیدا» ساخته کمال تبریزی است که عشق یک رزمنده را به دختری به نام شیدا روایت میکند. در آن دوران تبریزی با هوشمندی در تیتراژ مینویسد «شیدا به روایت کمال تبریزی» که دامنه انتقادات را کمتر کند، چرا که در آن دوران هنوز باب نبود که در بستر دفاعمقدس طرح عشق کرد. اما بعدها فضا بازتر میشود و در فیلم اخراجیها میبینیم که شخصیت اکبر عبدی به دختر همسایهشان علاقهمند است و طرح آن ریسکی هم به همراه ندارد. در دوره چهارم که در دوران اصولگرایی رخ میدهد، فیلمسازان با مقوله دفاعمقدس با نگاهی طنز برخورد میکنند؛ یعنی در فیلمی که 80 درصدش طنز است، 20 درصد به جنبه دفاعمقدس میپردازند و فیلمساز معتقد است که در همین حد طرح سینمای جنگ هم میارزد که فیلم اخراجیها از این دست است.
شما دورههای مختلف سینمای دفاعمقدس را بررسی کردید، اما در دوران کنونی نقدها و انتقاداتی به تولیدات این سینما وجود دارد که برخی حتی کیفیت فیلمهای تولیدشده را پایین میدانند. در این شرایط کمتر تهیهکنندهای به سمت ساخت فیلم دفاعمقدس میرود و در صورت تولید هم با مشکلاتی روبهروست، دوره کنونی را چطور ارزیابی میکنید؟
سینمای دفاعمقدس با سینماهای دیگر فرق میکند؛ این سینما ضمن اینکه دشواریهای ساخت فیلم مثل گرفتن مجوز را دارد، اما مشکلات دیگری مثل تامین تجهیزات نظامی را هم دارد و نیازمند حمایت نهادهای نظامی است. وجه دیگر قضیه این است که بعضیها تعلق خاطر و نگاه مقدسگونهای به جبهه دارند و اجازه نمیدهند تا هر فیلمی در این زمینه ساخته شود. به همین خاطر کار دشوار میشود و این مقوله دچار ریزش میشود و خیلی بی رمق حرکت میکند. راهکار رونق سینمای دفاعمقدس این است که نگاه بازتری به این سینما داشته باشیم تا افکار تازه وارد این جریان شود. همچنین نباید فیلمسازان قدیمی جنگ را فراموش کنیم و باید از آنها دعوت کنیم تا دوباره به سینمای دفاعمقدس بپردازند. ما فیلمسازان شناخته شدهای چون حاتمیکیا، تبریزی و درویش را داریم که سالها تجربه دارند و جنگ را میشناسند و باید فضای کار برای آنها فراهم شود.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم