به گزارش پلیس آگاهی تهران، ساعت 10 و 30 دقیقه بیست و ششم مرداد سال 90 مرکز فوریتهای پلیسی 110، وقوع یک فقره درگیری در خیابان مالکاشتر را به کلانتری 108 نواب اعلام کرد.در تحقیقات مشخص شد فردی به نام بیژن سی و شش ساله با فردی به نام سعید چهل و شش ساله درگیر شده و با چاقو به قتل رسیده است.با تشکیل پرونده مقدماتی، به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران، موضوع در دستور کار ماموران شعبه 10 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.با شروع تحقیقات معلوم شد متهم متواری همراه همسرش برای درمان ناراحتی قلبی وی به تهران آمده و مقابل در منزل پدرزنش با مقتول ـ بیژن ـ درگیر و پس از ارتکاب جنایت متواری میشود.
با بررسیهای بعدی معلوم شد زمانی که متهم همراه اعضای خانوادهاش در یکی از شهرستانهای شمال غرب کشور سکونت داشته، پسرش به نام محمود در مغازه بیژن مشغول به کار میشود، اما پس از مدتی به مصرف موادمخدر اعتیاد پیدا میکند. به همین دلیل بیژن به بهانه اطلاع دادن موضوع اعتیاد محمود به خانوادهاش، با اعضای خانواده وی ارتباط برقرار میکند.
وقتی سعید ـ متهم فراری ـ از ارتباط بیژن ـ مقتول ـ با اعضای خانوادهاش باخبر میشود، با همسرش اختلاف شدیدی پیدا میکند که باعث میشود آنها تصمیم بگیرند متارکه کنند.در حالی که بیژن قصد داشته پس از متارکه سعید از همسرش با همسر وی ازدواج کند، آنها ـ سعید و همسرش ـ از متارکه منصرف میشوند و برای ادامه زندگی به شمال کشور میروند و در ساری ساکن میشوند.
پس از گذشت مدتی و به علت تشدید ناراحتی قلبی همسر، سعید بیست و ششم مرداد سال 90 همراه زنش برای درمان به یکی از بیمارستانهای تهران میآید که پس از بازگشت، مقابل در منزل پدر زن سعید و در حالی که همسر بیمارش در خانه حضور داشته، متهم و مقتول با هم درگیر شده که به قتل بیژن و متواری شدن سعید از صحنه جنایت منجر میشود.
در شرایطی که متهم از تهران متواری شده و اعضای خانوادهاش نیز منکر هرگونه اطلاع از وی بودند، کارآگاهان اداره دهم اطلاع پیدا کردند وی به دفعات مخفیگاه خود را در شهرهای مختلف کشور تغییر داده و در این مدت در شهرهایی مانند ساری، تهران، میانه و اردبیل زندگی مخفیانه داشته است.
اما با وجود این، سرانجام کارآگاهان بیست و هفتم شهریور امسال موفق به دستگیری وی در میدان آریاشهر تهران شدند. با انتقال متهم به اداره دهم و آغاز تحقیقات، وی به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
با انتقال متهم به اداره دهم، او در اظهارات خود به کارآگاهان عنوان کرد: پس از بازگشت از بیمارستان، به منزل پدرزنم رفتم تا همراه همسرم به شهرستان بازگردیم. که مقابل در با مقتول درگیر شده و اورا با چاقو کشتم .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم