در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنرمندان که بازیگران هم زیرمجموعه آنها قرار میگیرند، به مرور پیش میآیند، خلاقیتهای خود را به نمایش میگذارند، بین مردم محبوب و معروف میشوند و همه اینها باعث میشود برخی از آنها تبدیل به ستارههایی شوند که مردم برای دیدن کارهای آنها به سینما یا سالنهای تئاتر میروند.
روال عادی در دنیا بر این است که بازیگران سینما که محبوبیت، شهرت و طرفداران زیادی دارند معمولا تا ایام کهنسالی در سینما میمانند و اگر نتوانند مانند دوره جوانی پرکار باشند، اما باز هم چنان نیست که به فراموشی سپرده شوند یا نقشی برای آنها وجود نداشته باشد.
آنها اگر حتی نتوانند نقشهای به یادماندنی و خوب را تصاحب کنند، اما امکان این را دارند که در ساخت فیلمهای انیمیشن به عنوان گوینده شخصیتهای اصلی مشارکت کنند و یک فیلم انیمیشن به دلیل صدای آنها پرطرفدار شود.
اما در کشور ما چنین نیست. سالهاست که سینمای ایران به بهانه جوانگرایی به سراغ فیلمنامههایی میرود که در آنها شخصیتهای میانسال یا کهنسال وجود ندارد.
همین عدم تنوع موضوعی در فیلمنامهها باعث شده تا بازیگرانی که تا چند سال پیش سوپراستار بودند، ناخواسته خانهنشین شوند، این در حالی است که برای یک بازیگر که روزی در اوج بوده، هیچ چیز بدتر از خانهنشینی نیست.
این گروه از بازیگران معمولا برای فرار از این موقعیت ملالآور به تلویزیون روی میآورند. آنها به تلویزیون میآیند تا مردم فراموششان نکنند. مردم دوست دارند بازیگران معروف را در تلویزیون ببینند، چون از آنها خاطره خوش دارند.
در واقع حضور برخی از سوپراستارها در تلویزیون یک بده، بستان معنوی است. تلویزیون مامن بازیگران پیشکسوت میشود، بازیگرانی که هرازگاهی برای حضورشان در آثار تلویزیونی دستمزدهای بالایی هم دریافت میکنند؛ اما واقعیت این است که تلویزیون بنا به ذات خود، رسانهای است که بیشتر به داستان و فیلمنامههای خوب متکی است و بازیگر و شهرت او در مرحله دوم جذابیت یک اثر تلویزیونی قرار دارد.
طاهره آشیانی - دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: