ماجراهای باورنکردنی مرد نقاب‌دار

آرش میراحمدی جزو قدیمی‌ترین بازیگران مجموعه «خنده بازار» است. او فعالیتش را از مجموعه خاطره‌انگیز نوروز 72 آغاز کرده است.
کد خبر: ۴۹۳۳۱۷

خودش در این باره می‌گوید: قسمت و تقدیر، مرا به سمت طنز گرایش داد. نوروز 72 را زمان دانشجویی کار کردم. من و رضا عطاران و چند نفر دیگر هم‌دانشگاهی بودیم. در آن برنامه اخبار طنز را می‌گفتم. یک مقداری شبیه به آقای حیاتی (مجری خبر) بودم و به همین خاطر آن نقش را به من دادند.

او از بازیگران فعال تئاتر است و در مقام کارگردانی نیز «مسیح هرگز نخواهد گریست» را روی صحنه برده است.

کارگردانی فیلم تلویزیونی «پناه» و «همدم» از دیگر فعالیت‌های آرش میراحمدی است. در سری جدید مجموعه خنده بازار، او در بخش‌های «مرد نقاب‌دار»، «ماجراهای باورنکردنی»، «اتاق خبر» و «عموهای فیتیله‌ای» ایفای نقش می‌کند.

شما در بخش‌های ماجراهای باورنکردنی و عموهای فیتیله‌ای جزو بازیگران ثابت هستید. انتخاب شما برای این نقش‌ها به چه صورت انجام می‌شود؟

من 20 سال است که با شهاب رفیقم. شهاب خودش توانایی بچه‌ها را می‌شناسد و دست به انتخاب می‌زند. بعضی وقت‌ها هم ایده خاصی دارد. مثلا می‌خواهد عموها قیافه‌های خیلی خشن باشد تا یک کاریکاتور ایجاد کند. در بخش ماجراهای باورنکردنی می‌خواست آن شخصیت یک قیافه ترسناک داشته باشد. کلا هر وقت به چهره وحشتناک و هولناک نیاز داشته باشد، سراغ من می‌آید. (می‌خندد)

تیپی که ما به ازا داشته باشد، بازی نکرده‌اید. چرا؟‌

من مقلد خوبی نیستم. نمی‌توانم خوب تقلید کنم.

در بخش فیتیله‌ای‌ها رفتار عموها را تقلید نمی‌کنید؟

من با علی فروتن (یکی از عموها) رفیق هستم. اوایل یک مقداری شبیه به او بازی می‌کردم. اما در کل لزومی نداشت ما به آنها شبیه بشویم. فقط عمو قناد باید شبیه به نظر می‌رسید. ما باید فضای اطراف عمو قناد را ایجاد می‌کردیم.

به نظر شما برنامه عمو قناد چه ظرفیت طنزآمیزی دارد که در خنده بازار رویش اینقدر تاکید می‌شود؟

مجید قناد، آدم دوست‌داشتنی‌ای است. واقعیتش این است که ما خیلی به خود برنامه کاری نداریم. دنبال ظرفی می‌گردیم که داخلش محتوایی بریزیم؛ ظرفی که مردم آن را بشناسند. ما نمی‌خواهیم برنامه عمو قناد را نقد کنیم. ما از برنامه به عنوان یک تابلو استفاده کنیم. برخی وقت‌ها در برنامه می‌گوییم چرا این همه عمو و خاله داریم که بچه‌ها گیج بشوند. یک بار در برنامه عمو قناد درباره شرایط اقتصادی مردم صحبت می‌کنیم.

بازخورد مردم کوچه و خیابان نسبت به برنامه خنده‌بازار چطور است؟

مردم حرف‌های گفته شده را دوست دارند. می‌گویند چه حرف‌های خوبی می‌زنند. دیروز من با همسرم به خرید رفته بودم. دو تا خانم مسن به من گفتند می‌شود راجع به قیمت مرغ و گوشت هم حرف بزنید که چرا اینقدر گران شده است. مردم از ما اینها را می‌خواهند. آنها فکر می‌کنند ما زبانشان هستیم.

از بین بازی‌هایتان در این مجموعه خودتان کدام‌یک را بیشتر دوست دارید؟

در بخش نقد فیلم، نقش منتقد را بیشتر دوست دارم. آنجا نقش منتقدی را بازی می‌کنم که فیلم را نقد می‌کند اما چیزی درباره فیلم نمی‌داند. فرصت خیلی خوبی برای شوخی فراهم می‌کند.

به عنوان بازیگر چقدر اجازه بداهه‌گویی به شما داده می‌شود؟

بخش‌های ما پیرنگ و محتوای درستی دارد و نمی‌شود خیلی بداهه‌گویی کرد. چون محتوا به حاشیه می‌رود و خط اصلی گم می‌شود.

شما تجربه حضور درطنزهای سریالی را هم دارید. فکر می‌کنید فعالیت در کارهای آیتمی سخت‌تر است یا سریال‌های دنباله‌دار؟

این نوع آیتمی که ما کار می‌کنیم، سخت‌تر است. قدیم‌ها ساده‌تر کار می‌کردند. دکورها و گریم‌ها ساده بود و توانایی بازیگرها همه چیز را تعیین می‌کرد، اما در خنده‌بازار برای اجرای دکور هر بخش کلی هزینه می‌شود و کار سنگین‌تر است. برای یک بخش پنج دقیقه‌ای کلی سرمایه‌گذاری می‌شود. من همزمان با خنده بازار نمی‌توانم سریال بازی کنم. در یک سریال کارگردان می‌تواند رج بزند و همه پلان‌هایت را در دو روز ضبط کند. اما در خنده بازار به صورت شبانه‌روزی درگیر هستیم.

بین نوروز 72 و خنده بازار که هر دو کارهای طنز آیتمی هستند، چه شباهت‌هایی می‌بینید؟‌

به نظر من در هر دو کار یک‌جور نوآوری اتفاق افتاد. برنامه‌هایی که طرح نو می‌اندازند، موفق هستند. به نظر من در خنده بازار جنس بازی‌ کمدی بچه‌ها فرق می‌کند. قبلا بچه‌ها به بازی خودشان فکر می‌کردند، اما الان به جمع فکر می‌کنند. مثلا در بخش دادگاه هر چیزی جای خودش است و بازی بازیگر در یک کلیت قرار می‌گیرد. همه درخدمت یک محتوا هستند. ساختار بازی از حالت انفرادی در آمده است. من خیلی وقت‌ها یک جوری بازی می‌کنم که بیننده بفهمد دارم بازی می‌کنم. مثلا در بخش عموها من می‌گویم: وای، وای،‌ آقا گنج طلا پیدا کردیم. من طبعا وقتی گنج طلا پیدا کنم باید شگفت‌زده بشوم. این صحنه در حالت واقعی‌اش یک بازی حسی قوی را می‌طلبد. ولی من در بخش فیتیله‌ای‌ها این جمله را ابلهانه بیان می‌کنم. ما براساس سبک‌های تعریف شده بازی نمی‌کنیم.

در نقش قاضی هم همین نکته را رعایت می‌کنید؟‌

بله. یک جاهایی از حس قاضی بودن بیرون می‌آیم. چون می‌دانم من فقط شمایل یک قاضی را دارم. چکش دارم ولی چکش را روی شانه‌ام می‌گذارم. اگر من واقعا قاضی باشم، باید چکش را دستم بگیرم.

حرف آخر؟

خنده بازار حرف‌های صریحی می‌زند و مردم این نکته را دوست دارند. این برنامه به معنای طنز نزدیک شده است. انسان ذاتا دوست دارد یک چیزهایی را برملا کند. خنده‌بازار زبان گویای مردم شده است. یک بار خانمی جلوی مرا گرفت و گفت من کارمند بانک هستم و مدیرم اذیتم می‌کند. اگر می‌شود شما در برنامه‌تان این مساله را مطرح کنید. آن خانم فکر می‌کرد که من برادرش هستم.(جام جم)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها