نیمکت نشینان بوستان ها را فراموش نکنیم

کلاغهای پاییز ، آسمان بوستان را هاشور زدند و برگهای زرد به زمین ریختند. پیرمرد آهسته از روی نیمکت به سمت تابلو اعلانات رفت ، قبل از آن که روزنامه صبح را نگاه کند
کد خبر: ۴۹۱۹۰
خودش را در شیشه دید ، دستی به برفهای سرش کشید ، هر چند که زمستان نبود. این تصویری است که هر روز در بوستان های مختلف شهر می بینیم ؛ نیمکت نشینانی که ما آنها را فراموش کرده ایم ، ولی آنها روزهای جوانیشان را از یاد نبرده اند.

مستمری ای به قدر نان

معاون توانبخشی سازمان بهزیستی از مستمری 8 تا 18 هزار تومانی برای سالمندان خبر می دهد و می افزاید: فقط در صورت تامین اعتبار از سوی دولت ، می توانیم به سالمند مستمری در حدود 40 هزار تومان بدهیم . اصغر مکارم می گوید: می دانیم این مستمری حتی پاسخگوی هزینه های اولیه سالمندان نیست ؛ در حالی که خط فقر در جامعه 180 هزار تومان است. وی می افزاید: ما در واقع یک دهم زیر خط فقر را پرداخت می کنیم . از سوی دیگر ، سعید ستاری ، معاون امور حمایتی کمیته امداد استان تهران نیز با اشاره به افزایش قیمتها و تورمی که هر ساله در کشور شکل می گیرد، می گوید: به آن دلیل که سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور سرانه افراد تحت پوشش را افزایش نداده ، 4 سال است ما فقط 10 هزار تومان به افراد تحت پوشش پرداخت می کنیم که این مبلغ کفاف نان شب مددجویان را هم نمی کند.

فقط بوستان مانده است

جمع چند نفری پیرمردان یا پیرزنان در بوستان ها و گفتگوهای طولانی شان با یکدیگر ، تنها تفریحی است که آنان را دلخوش می کند. یکی از مردان بازنشسته اداره ثبت احوال می گوید: سالها در اداره حرف دوران بازنشستگی را زدیم و حالا دور هم جمع می شویم و روزهای اداره را به یاد می آوریم . بحران تفریح و سرگرمی مختص جوانان نیست ؛ بلکه این بحران برای سالمندان نیز مساله ای حیاتی است . به عقیده روان شناسان سالخوردگی به 3 دوره ، سالمندی جوان (بین سالهای 60 تا 75) ، دوره میانی (بین 75 تا 85) و دوره کهنسالی (از 85 به بالا) تقسیم می شود. آنها معتقدند نیازهای سالمندان در دوره اول نسبت به گذشته تفاوت عمده ای ندارد و تفریح یکی از نیازهای اصلی در سالهای اولیه بازنشستگی است.

آسایشگاه یا خوابگاه مرگ

فراموش کردن سالمندان آسایشگاه ها و کم توجهی به آنها در واقع برزخ زندگی سالمند است. پیرزنی که روی تخت آسایشگاه نشسته و گونه هایش از سیلاب اشک خیس شده است می گوید: 2 سال است که منتظرم بچه هایم در روز مادر ، به سراغم بیایند. روزها به اندازه سال برای ما کشدار شده است و انگار مرگ را تجربه می کنیم . فردا روز سالمند است یادمان باشد که می توان به پیرمردان و پیرزنانی که طول بوستان را عصازنان طی می کنند تا به عرض خیابان برسند ، سلام کنیم و آسایشگاه های آنان را با چند شاخه گل به بهشت کوچک تبدیل کنیم .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها