ماجرای مردی که چشم به اموال زن مرده دوخته بود

از فریب تا قتل

گزارش فوت مشکوک سیمین، آغاز تحقیقات پلیس آگاهی تهران درباره قتل زنی بود که هنگام مرگ، خواستگارش بر بالینش بود. داوود در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفته بود: حدود ساعت 9 صبح به منزل سیمین رفتم. او داشت صبحانه می‌خورد. گفت که حالش خوب نیست و ناگهان پس از دقایقی زمین افتاد و حالش بد شد که بلافاصله من به طبقه بالا رفته و با اورژانس تماس گرفتم.
کد خبر: ۴۹۰۹۰۰

کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که داوود از حدود دو ماه پیش و با وجود آن‌که بیش از 10 سال از سیمین. ب کوچک‌تر بوده، از او خواستگاری کرده است و طی این مدت کوتاه و دقیقا دو روز بعد از مرگ متوفی، با استفاده از وکالتی که قبل از مرگ سیمین. ب از وی دریافت کرده، اموال سیمین را به نام خود کرده است. از سوی دیگر نظریه پزشکی قانونی علت فوت را نارسایی حاد تنفسی ناشی از اصابت جسم سخت به ناحیه سر اعلام کرد.

داوود سر انجام اعتراف کرد: «به منزل سیمین رفته بودم تا برای اسباب‌کشی به او کمک کنم که بحثمان شد و من عصبانی شدم. وقتی می‌خواستم از خانه خارج شوم سیمین که روی صندلی نشسته بود به حالت نیم‌خیز، آرنج دست مرا گرفت و من دستم را با قدرت از دستش خارج کردم که ناگهان سرش به در خروجی برخورد کرد و روی زمین نشست و حالش بد شد؛ بتدریج رنگش سیاه شد و در همان حال عنوان می‌کرد که احساس خفگی دارد که من برای نجاتش سریعا با اورژانس تماس گرفتم، ولی در حین انتقال به بیمارستان فوت کرد.»

سرانجام داوود

فرشته اسدی، وکیل دادگستری:با تاکید بر این‌که پرونده‌های قتل پیچیده هستند و تحلیل کردن آنها بدون اطلاع از جزئیات پرونده بسیار سخت است، به اختصار درباره رویه و مجازاتی که در انتظار این متهم قرار دارد، صحبت می‌کنیم. در اکثر پرونده‌ها در صورت احراز عمدی بودن قتل، مجازات آن قصاص است.

متهم می‌گوید: «دستم را از دست سیمین خارج کردم» و این نشان‌‌دهنده این است که اقدام به فعل داشته است. نتیجه عملش هم این است که جسدی پیدا شده، اما این‌که آیا این فعل کشنده بوده، بستگی به تشخیص پزشکی قانونی دارد. پزشکی قانونی باید تشخیص بدهد که مرگ در اثر چه چیزی اتفاق افتاده است. آیا فقط هل دادن بوده یا عمل دیگری هم انجام شده است.

این نکته را هم اضافه کنم که معمولا در قتل عمد هم قاتل نمی‌گوید من عمدا کشتم و ادعا می‌کند که تصادفا شخص مقتول را کشته و قصدش قتل نبوده است. کشنده بودن فعل هم خودش جای بحث دارد. قاضی با بررسی نوع آلت قتاله و توانایی مقتول و شرایط دیگر تشخیص می‌دهد که قتل عمدی بوده یا نه. مثلا اگر مقتول یک پیرزن ناتوان باشد، ممکن است قاضی تشخیص دهد که هل دادن یک فعل کشنده است و در نتیجه قتل عمد است یا مثلا اگر قتل با شلیک گلوله شکل بگیرد حتی اگر به پا هم بزند، جای تامل دارد و نمی‌توان گفت قصد کشتن نداشته است. این پرونده‌ها بسیار پیچیده هستند و باید ساعت‌ها وقت برای جمع‌آوری و بررسی جزئیات کرد.

در این پرونده به اختلاف نظر بین متهم و مقتول اشاره شده و همچنین گفته شده که متهم قصد ازدواج با مقتول را داشته است. این به خودی خود نمی‌تواند موید انگیزه وقوع قتل باشد اما می‌تواند تاثیر روانی در ذهنیت کسی که پرونده را رسیدگی می‌کند، داشته باشد. با این حال تاثیر مستقیمی ندارد. تشخیص این مهم، بسیار تخصصی است و به عهده پزشکی قانونی و پلیس علمی است.

اخلاقیات را در جامعه احیا کنیم

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس:آنچه در پیچ و خم این پرونده بسیار به چشم می‌خورد، نقش پررنگ پول است. این‌که طی دو روز بعد از مرگ مقتول، متهم دست به انتقال اموال زده است، خود جای تحلیل دارد. مساله اول در جامعه، از بین رفتن هنجارهای اخلاقی و تضعیف معیارهای اخلاقی است، اما عامل دوم و مهم‌تر این است که ذهنیتی مادی بر جامعه حاکم شده است.

مادیات در جامعه خیلی مهم شده و پول ارجحیت پیدا کرده است. این موضوع باعث شده که برخی افراد حاضر شوند برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزنند.

با توجه به کاری که متهم بعد از فوت مقتول انجام داده، انگیزه او از تقاضای ازدواج مشخص می‌شود. او چشم به مال و اموال مقتول داشته و اگر غیر از این بود، متهم طی دو روز بعد از این‌که کسی که به او علاقه داشته را از دست داده، دست به چنین کاری نمی‌زد. نمی‌توان گفت که متهم عمدا مرتکب قتل شده و قصد آن را داشته یا نه. اما آنچه مسلم است طرح پیشنهاد ازدواج و نزدیک شدن به مقتول برای استفاده از اموال او بوده است.

اما تنها پول نیست. مجموعه‌ای از حوادث دست به دست هم می‌دهند تا چنین اتفاقی بیفتد. شی ‌محوری، ضعیف شدن اخلاقیات و... باعث کشته شدن یک شخص و قاتل شناخته شدن این جوان شده تا جایی که برای این فرد پول به انسانیت ارجحیت داشته است.

ذهنیت حاکم بر جامعه جهانی چنین است. اگر اخلاقیات، معارف و خود کنترلی در جوامع قوی باشد، کسی حاضر نمی‌شود به هر قیمتی آدم بکشد.

مهم‌ترین عامل در وقوع چنین حوادثی، فشارهای اقتصادی، مادی و البته فقر فرهنگی است، چرا که جامعه امروز ما مانند جوامع دیگر دارای ذهنیتی مادی است و مادیات است که رفتار و کردار مردم را تعیین می‌کند.

مادیات در جوامع امروزی پررنگ و معنویات کمرنگ شده است. فرموده حضرت علی(ع) است که اقتصاد، مذهب و دین را کمرنگ می‌کند.

نکته دیگر که باید مد نظر قرار داد این است که جامعه تعیین‌کننده میزان خشونت افراد است. جوامعی که اختلاف طبقاتی و فقر در آن وجود دارد، خشونت در افراد تشدید می‌شود. فراموش نکنیم که فقر ام‌الفساد است. نهادهای اجتماعی مانند بهزیستی و کمیته ‌امداد امام خمینی(ره) باید سراغ این خانواده‌ها بروند و از آنها حمایت کنند و آنها را مورد حمایت مادی و معنوی قرار دهند.

نوجوانی داوودها؛ پشت پرده جنایت

مریم رامشت،‌ روان‌شناس:این خبر تکان‌دهنده و کوتاه است و می‌توان در چند خط خلاصه‌اش کرد، اما ماجرا بیش از این است، چرا که قتل یکشبه اتفاق نیفتاده و این فرد، قطعا درگیری‌های ذهنی بسیاری داشته که آن را باید در دوره نوجوانی‌اش بررسی کرد. مسلم است که خانواده نقشی اساسی را در تربیت و حفظ سلامت فرزندان
به عهده دارد.

فرزند سالم در خانواده سالم رشد می‌کند و خانواده سالم، خانواده‌ای است که در آن نیازهای عاطفی، هویتی و شخصیتی افراد بخوبی پاسخ داده می‌شود و پدر و مادرهایی موفق هستند که با توجه به سن فرزندانشان از اطلاعات کافی برای نحوه برخورد با بحران‌های سنی آنها برخوردارند و به خوبی می‌دانند در طول مسیر رشد کودکشان چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد و آنها چه باید بکنند. فرزندانی که در چنین خانواده‌هایی بزرگ می‌شوند، روند رشد سالمی از نظر روانی، عاطفی و شخصیتی دارند و این ناشی از اطلاعات به روز والدین و احساس مسئولیت آنها در قبال فرزندانشان است.

خانواده تنها نهادی نیست که وظیفه رسیدگی به چگونگی رشد فرد را دارد بلکه سایر نهادهای اجتماعی که بر نوجوان تاثیرگذار هستند نیز باید به صورت هماهنگ با خانواده در فرآیند رشد نوجوان ایفای نقش کنند.

خانواده در کنار مدرسه و سایر نهادهای اجتماعی، در صورتی که درست رفتار کنند، می‌توانند نوجوان را از بحران‌ها به سلامت عبور دهند. در صورتی که خانواده یا مدرسه کوتاهی کنند، نوجوان در معرض خطر قرار می‌گیرد و در برابر گرایش به جرم و بزه آسیب‌پذیر می‌شود.

نهادهای بزرگ جامعه مانند صدا و سیما، آموزش و پرورش، شهرداری، سازمان ملی جوانان و بهزیستی باید طی برنامه‌های مدونی به خانواده‌ها آموزش دهند که چه رفتاری با فرزندان خود داشته باشند.

وقتی برای پدر و مادر این پرسش پیش می‌آید که چگونه باید با فرزندم رفتار کنم، باید سراغ مشاور یا معلم مدرسه فرزندش برود و با او مشورت کند. این به آن معنی نیست که والدینی که فکر می‌کنند رفتارشان با فرزندانشان عالی است، نباید از کسی مشورت بگیرند. بیشتر ما فکر می‌کنیم رفتار درستی با فرزندانمان داریم در حالی که ممکن است رفتار ما درست نباشد.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها