او سمتهایی چون مدیرکل آموزش دانشگاه امامصادق(ع) ، مدیرکل پژوهشهای سیاسی سازمان صدا و سیما، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فرانسه، معاونت اجتماعی وزارت کشور و معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان بازرسی کل کشور را عهدهدار بوده است. ایوبی مدیرعامل بنیاد شمس تبریزی هم هست.
او به خاطر علاقهاش به مولانا، برنامههای زیادی را با محور مولانا در سطح منطقه برنامهریزی کرده و معتقد است مولانا حلقه وصل کشورهای عضو اکوست.
درباره مهمترین برنامههای اکو در ساختمان دلانگیز این موسسه فرهنگی با او به گفتوگو نشستیم.
ایوبی در این مصاحبه که یک ساعت به طول انجامید، خبرهای مهمی داد؛ از جمله خبر برگزاری جام ملتهای اکو و ثبت شخصیتها، اماکن و آیینها در اکو.
مهمترین هدف موسسه فرهنگی اکو چیست و چه چیزی را دنبال میکند؟
موسسه فرهنگی اکو سالهای قبل مورد غفلت واقع شده بود، اما اکو ظرفیت بسیار بالایی دارد و مثل بسیاری از سازمانهای فرهنگی از جایگاه والایی برخوردار است. برخلاف بسیاری از مجامع فرهنگی اروپا که کشورهای عضو در آن، گذشتهای تیره و تار و سرشار از جنگ با هم داشتهاند، کشورهای عضو اکو دارای گذشتهای پر از دوستی هستند که مشترکات فرهنگی زیادی هم با یکدیگر دارند. تاریخ و زبان و افتخارات آنها مشترک است. به همین دلیل اکو از نظر تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی یکی از بهترین سازمانهای جهانی است. ما نیز در موسسه فرهنگی اکو تلاش میکنیم این ظرفیت بالا را به 400 میلیون نفر ساکن کشورهای عضو اکو یادآوری کنیم و این خاطره تاریخی را برای آنها بازسازی کنیم. آرزوی ما این بود که به کشورهای عضو اکو یادآوری کنیم شاید ما در عرصههای سیاسی و اقتصادی با کشورها و قدرتهای بزرگ فاصله داشته باشیم، اما در زمینههای فرهنگی و جاذبههای گردشگری حرفهای زیادی داریم.
از زمانی که مسئولیت اکو را به عهده گرفتید، در این زمینه موفق بودهاید؟
وقتی به گذشته برمیگردم و به عملکرد دو سال و نیم گذشته نگاه میکنم، میبینم فرهنگ، مساله اول این کشورها شده و همه مردم این کشورها به دلیل حجم بالای برنامهها با نام اکو آشنا هستند و اسم اکو سر زبانهاست.
اجازه دهید درباره برنامههای اکو صحبت کنیم. اکو برنامههای زیادی در حوزه تجسمی بخصوص خط برگزار کرده است. این برنامهها در چه کشورهایی برگزار شده است؟
ما در رشتههای مختلف بویژه رشتههای تجسمی و بخصوص خط و خوشنویسی کارهای زیادی کردیم. خط، شناسنامه اکوست، حتی برای کشورهایی که از خط فارسی دور شدهاند. در حال حاضر بازگشت به خط فارسی یکی از مسائل مهم در تاجیکستان است. ما جشنوارههای مختلفی در زمینه خوشنویسی برگزار کردیم که کشور به کشور میچرخد. استاد امیرخانی و استاد کابلی شورایعالی تصمیمگیری ما در حوزه خوشنویسی هستند. در این عرصه نمایشگاههایی برگزار کردیم. این نمایشگاه در کابل برگزار شد، سپس به ترکیه رفت، بعد به ایران آمد و الان قزاقستان میزبان آن است. در زمینه خط و خوشنویسی به جز برگزاری نمایشگاه فعالیتهای دیگری هم صورت گرفت. انجمن خوشنویسی کابل را مجدد راهاندازی کردیم و برای آنها ساختمان اجاره کردیم. در حال راهاندازی انجمن خوشنویسی تاجیکستان هم هستیم. در پاکستان نیز فعالیتهایی انجام دادیم.
برای سایر رشتههای تجسمی چه برنامههایی برگزار کردید؟
در نقاشی نیز فعالیتهایی صورت گرفته است. نقاشان منطقه شناسایی شدهاند. در گرافیک و کاریکاتور اولین دوره عکس و کاریکاتور به بهانه جشن جهانی نوروز برگزار شد. آقای سیفالله صمدیان دبیر عکس بود و آقای کامبیز درمبخش دبیر کاریکاتور جشنواره بود. برای این جشنواره بهمن پارسال فراخوان دادیم و حدود چهارهزار اثر با محور نوروز ارسال شد. در این جشنواره داوران از چهرههای بینالمللی بودند. آثار بسیار خوبی ارسال شد و ما نوروز امسال در پاریس نمایشگاه برگزار کردیم. با وجودی که چند سال است یونسکو نوروز را ثبت جهانی کرده، اولین برنامه جدی نوروز را امسال در یونسکو برگزار کردیم. این نمایشگاه بعد از پاریس در آلماتی قزاقستان برگزار شد. بعد به شهر دوشنبه تاجیکستان و سپتامبر به شهر استانبول میرود و تا نوروز آینده در شهرهای مختلف برگزار خواهد شد. نمایشگاه بعدی ما با موضوع «زندگی و خانواده» در کشورهای اکو برپا خواهد شد. برگزیدگان در این نمایشگاه نیز جوایز خوبی را دریافت خواهند کرد. بنابر این در همه رشتههای تجسمی برنامههایی برگزار کردیم.
نگارخانه دیپلماتیک که در ساختمان اکو راهاندازی شده، تا چه حد مورد استقبال قرار گرفته است؟
نگارخانه دیپلماتیک را چندی قبل دایر کردیم. با وجودی که یک مرکز نوپاست، اما همه اهالی هنر آن را میشناسند. خیلی از هنرمندان کشورهای دیگر هم آن را میشناسند. حتی برای کشورهایی که عضو اکو نیستند مثل کشورهای آمریکای لاتین هم نامی آشناست. انشاءالله گالریهای بزرگی در آن راهاندازی میکنیم تا این نگارخانه تبدیل به یک پاتوق هنری و فرهنگی شود.
ساختمان جدید اکو هم به شما واگذار شد تا دیگر اکو دارای ساختمان اجارهای نباشد.
این ساختمان را سال گذشته دولت در اختیار ما قرار داد. جا دارد همین جا از دولت محترم تشکر کنم. چون این ساختمان آبروی ایران در میان کشورهای عضو اکو شده است.
چه حجمی از برنامههای اکو در کشورهای عضو برگزار میشود؟
بخشی از برنامههای ما در خارج از ایران برگزار میشود. با توجه به اهمیت قزاقستان، نمایشگاهی درباره خیام در کاخ استقلال این کشور برگزار کردیم. معتقدم نمایشگاهی که آنجا برگزار شده یکی از بهترین نمایشگاههایی است که طی این سالها برگزار شده است. استاد امیرخانی و استاد کابلی آثار جدیدی را برای این نمایشگاه خلق کردند. در خط نقاشی آثاری از استاد افجهای و در مینیاتور مجموعهای از کارهای آقای بدرالسماع را از اصفهان به این نمایشگاه بردیم. بخش عمدهای از رباعیات خیام هم اکنون به شکلی هنرمندانه روی دیوارهای کاخ استقلال قزاقستان است. این نمایشگاه هم، سفر دورهای خود را آغاز میکند. بنابراین ما همواره بستههایی فرهنگی داریم که به صورت چرخشی در کشورهای مختلف میچرخد.
یکی از برنامههای شما برگزاری کنسرت در کشورهای عضو اکوست. در این برنامهها کل ارکستر را از ایران اعزام میکنید؟
یکی از برنامههای ما استفاده از ظرفیت کشورهاست. مثلا به جای بردن ارکستر 150 نفره به قزاقستان ظرفیت آنها را به کار گرفتیم. یعنی آقای آرش امینی را به عنوان رهبر ارکستر به آن کشور فرستادیم و یک هفته با گروه ارکستر قزاقستان تمرین کردند. سپس این گروه با خوانندگی عبدالحسین مختاباد به اجرای برنامه پرداختند. همین کار را در تاجیکستان هم انجام دادیم و در دیگر کشورها نیز انجام خواهیم داد.
اکو برنامههایی در زمینه نمایشنامهخوانی دارد. علت توجه به مبحث نمایشنامه به جای اجرای نمایش چیست؟
در هنرهای نمایشی جلسات نمایشنامهخوانی در ساختمان تهران تشکیل شده که آقای چرمشیر در آن نمایشنامهخوانی میکند. علتش این است که در تئاتر اگر نمایشنامه نباشد، اصلا تئاتری وجود ندارد. مردم معمولا کارگردان و بازیگران را میبینند و میشناسند. ما سعی کردیم به این حلقه مغفول توجه کنیم. البته در زمینه تئاتر هم درصدد انجام کارهای مشترک هستیم. مثلا آقای نادری را به افغانستان اعزام میکنیم تا داستانهای مثنوی را که بازنویسی مشترکی با تاجیکها و افغانهاست، اجرا کند. بزودی فراخوان مسابقه نمایشنامهنویسی اکو را منتشر میکنم. جوایزش هم معلوم شده است. این مسابقه با محوریت مولانا و شمس برگزار میشود، چون مولانا و شمس حلقه وصل کشورهای اکو هستند.
آیا اکو صرفا در زمینههای فرهنگی فعالیت میکند یا در زمینههای دیگر نیز نقش ایفا میکند؟
بله. ما سعی میکنیم در زمینههای دیگر نیز فعالیتهایی داشته باشیم؛ مثلا یکی از مسائلی که جزو آرزوهای ما بود برگزاری جام ملتهای اکو بود. کارهای مربوط به برگزاری مسابقات ورزشی جام ملتهای اکو در زمان آقای سعیدلو نهایی و دبیرخانه آن تاسیس شد. اما بنابر تغییرات سازمان عملی نشد. آبان امسال نخستین دوره جام ملتهای کشورهای عضو اکو در چهار پنج رشته به میزبانی مازندران برگزار میشود.
قرار است این مسابقات چند سال یکبار برگزار شود؟
هنوز جزئیات آن در دست پیگیری است.
اکو در زمینه اتحادیهها چه فعالیتهایی انجام داده است؟
دوست داریم دست اهالی فرهنگ و فکر و ادب منطقه را در دست هم بگذاریم. برای همین اتحادیههای مشترک راه اندازی میکنیم. از جمله اتحادیه چاپ و بستهبندی کشورهای عضو اکو با نام پکو است که خیلی خوب فعالیت میکند. همایشی را هم در مشهد برگزار کرد. اهالی چاپ و بسته بندی با هم کار میکنند. اتحادیه کتابخانههای ملی کشورهای اکو نیز فعال شده است. اتحادیه رادیو تلویزیونهای اکو را هم بزودی تاسیس میکنیم.
گفتید هدف اکو بازسازی خاطرات مشترک است، اما در برخی موارد این کشورها دچار اختلافاتی میشوند که از جنس فرهنگی و تاریخی است به عنوان مثال مصادره شخصیتهای ایرانی مانند مولانا و رودکی.
فکر میکنم باید قدری بلندنظرتر برخورد کنیم. من با این بحثهایی که بشدت در ایران درباره مصادره شخصیتها مطرح میشود موافق نیستم. بیایید بپرسیم ما برای مولانا چه کردیم؟ ترکها سالی یکبار برای او مراسم میگیرند. البته محققان و نویسندگان ما که تلاش خود را میکنند. باید بپذیریم مولانا یک شخصیت جهانی است که زبانش فارسی است و هیچکس هم این را کتمان نمیکند. از طرفی ما هم باید بپذیریم که مولانا در بلخ متولد شده و از خراسان بزرگ به قونیه رفته است. خود مولانا میگوید خوب شد به قونیه رفتم چون اگر میماندم شعر نمیگفتم. خود مولانا اعتقاد دارد خوب شده است. در آن زمان هم حاکمان عثمانی خوب با او برخورد کردند و قدرش را دانستند. شکوه مقبرهاش نشاندهنده این موضوع است.
بحثم بیشتر درباره تعارض خاطرات مشترک بود.
بله. در حال حاضر افغانها مدعی مولانا هستند چون زادگاهش آنجاست . ترکها مدعی مولانا هستند چون مقبرهاش آنجاست. حتی تاجیکها مدعی مولانا هستند چون معتقدند زادگاه او در شهر وخش است. البته دکتر موحد معتقد است احتمال این که زادگاه مولانا در وخش تاجیکستان باشد، بیش از بلخ در افغانستان است. پس مولانا شخصیتی است که از ده کشور عضو اکو حداقل چهارکشور مدعی آن هستند. حتی پاکستانیها هم قصهای درباره مولانا و شمس دارند یا در مورد رودکی پدر شعر فارسی هم چنین است. مقبره او در تاجیکستان است.
ما نمیتوانیم به تاجیکها بگوییم او را دوست نداشته باشید یا مال خود ندانید. نظامی گنجوی در آذربایجان است. ابوسعید در ترکمنستان است. هیچ کس نمیتواند منکر اینها شود. خاطره تاریخی یعنی همه کشورهای اکو دارای این ریشههای مشترک هستند.
همکاری اکو و یونسکو در چه سطحی است؟
ایوبی: تلاش میکنیم همانطور که یونسکو در سطح جهانی شخصیتها، اماکن و رسوم و آیینها را ثبت جهانی میکند، ما هم در اکو این کار را انجام دهیم. یعنی در حال طراحی ساز و کاری هستیم تا بتوانیم شخصیتها، اماکن و آیینها و رسوم را در اکو ثبت کنیم
تلاش میکنیم همانطور که یونسکو در سطح جهانی شخصیتها، اماکن و رسوم و آیینها را ثبت جهانی میکند، ما هم در اکو این کار را انجام دهیم. یعنی در حال طراحی ساز و کاری هستیم تا بتوانیم شخصیتها، اماکن و آیینها و رسوم را در اکو ثبت کنیم. فرض کنید اگر خانه تاریخی مولانا در بلخ را در نظر بگیرید، اکو پرونده آن را تهیه کند و با یک ساز و کاری شبیه یونسکو آن را ثبت در اکو کند تا کشورهای عضو اکو ملزم شوند آن بنا را حفظ کنند. بعد در گام بعد برای ثبت جهانی آن را به یونسکو پیشنهاد میدهیم.
سال گذشته در بیانیه سازمان ملل با کمک دبیرخانه یونسکو، هم از فعالیتهای اکو در عرصه آموزشی تشکر شد و هم اکو به عنوان مخاطب یونسکو معرفی شد. تلاش کردیم اکو عضو ناظر در یونسکو باشد که این اتفاق رخ داد. هم اکنون تلاش میکنیم در یونسکو دفتر داشته باشیم تا جایگاه اکو در فعالیتهای یونسکو تثبیت شود. در این راستا با معاون بینالملل یونسکو در حال رایزنی هستیم که اگر این اتفاق بیفتد کارهای بسیار زیادی میتوان انجام داد.
تغییر دولتها چقدر بر روند فعالیتهای اکو تأثیرگذار است؟
به هر حال بر روند فعالیتهای اکو موثر است. گرچه معتقدم روندی که آغاز شده و پروژههایی که انجام شده است، مورد تائید هر دولتی است و جزو افتخارات نظام جمهوری اسلامی ایران است. این را هم باید بگویم که این دولت به ما خیلی کمک کرد. در اختصاص بودجه و تامین امکانات بسیار به ما کمک کردند. عملکرد سازمان اکو، هم در بخش اقتصادی و هم در بخش فرهنگی منوط به عملکرد ایران است، چراکه مقر آن در ایران است و بیشترین نقش را ایران در آن دارد. اگر مورد غفلت قرار بگیرد، ممکن است دوباره افول کند. با این حال من آینده بسیار خوبی را برای اکو پیش بینی میکنم. مطمئنم اگر در سالهای آینده نیز همین گونه به فعالیت ادامه دهیم جزو یکی از سازمانهای مطرح منطقه خواهیم شد و نگاه شخصیتهای مهم فرهنگ و هنر به ما معطوف خواهد شد. به عبارتی یونسکوی قدرتمند منطقه خواهیم شد.
طبق اساسنامه اکو امکان اضافه شدن کشورهای دیگر به اکو وجود دارد؟
بله.
در حال حاضر از 10 کشور عضو اکو همه کشورها فعال هستند؟
از این 10 کشور دو کشور ازبکستان و ترکمنستان چراغ خاموش هستند.
چرا؟
خیلی تمایل نشان نمیدهند.
همکاری سایر کشورها چگونه است؟
ترکیه بسیار فعال شده است. بنده معتقدم نقش ایران و ترکیه مثل فرانسه و آلمان در اتحادیه اروپاست. اگر این دو کشور پا به پای هم حرکت کنند، نقش مهمی را در موفقیت اکو ایفا میکنند. در حال حاضر همکاری این دو کشور بسیار رشد کرده است. از این ده کشورچهارکشور ایران، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان عضو کامل اکو بودند. سایر کشورها اساسنامه را امضا کردند، اما مراحل نهایی عضویت را سپری نکردند. بنابراین پول نمیپردازند. چون تصور این کشورها این بود که اکو فقط برای حمایت از کشورهای فارسی زبان است. حق هم داشتند. ما سعی کردیم با انبوه برنامههایی که در کشورهای آنان برگزار میکنیم، اعتمادشان را جلب کنیم. در حال حاضر ترکیه مراحل نهایی عضویت را سپری میکند. عضویت قزاقستان هم به جاهای خوبی رسیده است. امیدواریم با همین روند، سایر کشورها نیز به عضویت کامل اکو دربیایند. علاوه بر این کشورهایی مثل گرجستان عضو اکو نیستند، اما با ما تفاهمنامه امضا کردند. برنامههای زیاد مشترکی با گرجستان برگزار کردیم. به طوری که آنها داوطلب پیوستن به اکو هستند. با اکراین نیز برنامههای مشترکی برگزار کردیم. ارمنستان هم جزو داوطلبان است. اما به خاطر روابط سیاسی با آذربایجان مشکلاتی وجود دارد.
همکاری با هند چطور؟ آیا هند نمیخواهد به کشورهای عضو اکو ملحق شود؟
ما باید مناسبات سیاسی را هم در نظر بگیریم. چون پایه اکو با این دهکشور بسته شده است، مسلما الحاق هند را پاکستانیها وتو خواهند کردند.
موضوعات سیاسی چقدر بر موسسه فرهنگی اکو سایه انداخته است؟ مثلا مناقشه سهم کشورهای حوزه دریای خزر که عضو اکو هستند.
قطعا تاثیر میگذارد. ولی ما سعی کردیم در اکو به کشورهای مختلف بگوییم وقتی وارد مباحث فرهنگی میشوید همه دعواهای سیاسی را کنار بگذارید. فکر میکنم در این زمینه موفق بودهایم.
سراغ مسائل بنیاد شمس تبریزی برویم. برنامههای بنیاد در چه مرحلهای است؟
فعالیتهای بنیاد شمس شامل دو مرحله میشود که از مرحله اول گذشتیم و وارد فاز دوم شدهایم. مرحله اول به فعالیتهای مربوط به شهرستان خوی و توجه به بارگاه شمس اختصاص داشت که با مساعدت مسئولان و مردم خوی از این مرحله عبور کردیم. بر این اساس جشنوارهها و مراسم مختلفی چون دوچرخهسواری، پیادهروی، اعزام شخصیتهای مختلف به خوی، برگزاری کنسرتها و کنگرههای زیادی برگزار شد. همیشه خدا را شکر میکنم که کمک کرد تا بتوانیم این برنامهها را برگزار کنیم. الحمدالله آن موقع من معاون اجتماعی وزارت کشور بودم. مسئولان شهر و مردم خوی کمک کردند و هنرمندان هم به ما اعتماد کردند تا برنامههایی که در خوی برگزار شد، هرچه پربارتر برگزار شود. در حال حاضر بنیاد از شهرستان خوی فارغ شده است. ما فقط یک بدهی به مردم خوی داریم و آن هم طراحی نمادی برای بارگاه شمس تبریزی است که انشاءالله بزودی محقق میشود. با کمک بنیاد میرمیران داوران درجه یک معماری آثاری را که از طریق فراخوان برای بارگاه شمس ارسال شده است، بررسی میکنند. واقعا به گفته بنیاد میرمیران آثار رسیده به دبیرخانه یک اتفاق در طراحی ایران است. پیش از این در هیچ فراخوانی برای معماری یک اثر، 1500 اثر ارسال نشده بود. منظورم 1500 اتود نیست، بلکه منظورم این تعداد ماکت است. به طوری که حتی برای نگهداری ماکتها هم دچار مشکل شدیم. مهلت ارسال طرحها تا پایان تیر تمدید شده و قرار است برگزیده نهایی طرح بارگاه شمس تبریزی آبان اعلام شود.
ضرورت اعلام فراخوان برای طراحی بارگاه شمس در خوی چه بود؟
نخواستیم برای طراحی بارگاه شمس تبریزی از نمادهای محلی استفاده کنیم. نمیخواستیم در این طرح گرفتار نگاههای سلیقهای شویم که مثلا نمادی بسازیم و چند سال بعد دیگران آن را خراب کنند. هیچ کس امروز مقبره حافظ را خراب نمیکند. چون نمادی ماندگار است. ما نیز برای طراحی بارگاه شمس معیارهای زیادی را بررسی میکنیم و در این راستا داوران، تمام مقبرههای اطراف و مقبره شخصیتهای مشابه را مدنظر دارند.
فاز دوم فعالیتها چیست؟
انجام امور پژوهشی است. در این مرحله، فعالیت ما در زمینه کارهای پژوهشی و معرفی درست آثار شمس و مولانا به جهان است. پس دیگر کسی از بنیاد نباید برنامههای اجرایی انتظار داشته باشد. درس گفتارهای ماه یکی از این کارهاست که دوشنبه اول هر ماه استادان در آن به ارائه مقاله درباره مولوی و شمس میپردازند. تاکنون استادانی چون کریم زمانی، اصغر دادبه، علیمحمد موحد و مهدی محقق مقاله ارائه دادند یا در برنامه دیگری استاد موحد با نگاه تازهای مقالات شمس را ارئه میدهند.
ما همزمان سخنرانیهای ایشان را به دو زبان انگلیسی و فرانسه ترجمه میکنیم. همچنین از مثنوی معنوی به زبان گرجی ترجمه شده. دفتر اول این ترجمه حاضر است و بزودی منتشر میشود. همچنین ترجمه مثنوی به زبان روسی هم تمام شده است که با همکاری رایزنی فرهنگی منتشر خواهد شد.
برنامه کاروان راه خورشید به کجا انجامید؟
کاروان راه خورشید با برگزاری برنامههایی درباره شمس تبریزی و مولانا از 15 شهریور حرکتش را از بلخ در افغانستان شروع میکند. از بلخ به هرات میرود، از آنجا وارد خاک ایران و شهر مقدس مشهد میشود، سپس در نیشابور ادامه مییابد. بعد از آن کاروان به شهر تبریز زادگاه شمس میرود و از آنجا به سمت خوی بارگاه شمس حرکت میکند. پس از آن وارد کشور ترکیه میشود تا همزمان با روز میلاد مولانا به شهر قونیه برسد. البته شهرهای شاهرود، بسطام و خرقان هم متقاضی شرکت در این برنامه هستند که باید با مسوولان این شهرها مذاکره کنیم.
چه برنامههایی در این کاروان برگزار خواهد شد؟
نمایش رستاخیز عشق در همه این شهرها برگزار میشود. همچنین قرار است از نویسندگان صاحبنام بخواهیم داستانهای مولانا را بازنویسی کنند و در هر شهر بخوانند. نمایشگاه عکس و آثار تجسمی نیز همراه با مولاناخوانی از دیگر برنامههای این کاروان است.
سجاد روشنی - گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم