چهره هراسان زن و مرد در تاریکی شب ، نشان از وقوع جنایتی هولناک می داد ، زن در تیررس نگاه خود چشم به جسدی دوخته بود که ساعتی پیش با همدستی شوهرش او را به قتل رسانده بود.
کد خبر: ۴۸۹۴۸
در یکی از روزهای شهریور سال 82 ، مردی با مراجعه به کلانتری مجیدیه با ارائه دادخواستی عنوان کرد: فرزندم به نام امیر از خانه خارج شده و تلاش من و خانواده ام برای یافتن او بی نتیجه مانده است . در پی این دادخواست ، پرونده به دادسرای جنایی ارسال و با صدور دستور قضایی ، برای تحقیق به شعبه 11 پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. ماموران ،تحقیقات گسترده خود را برای یافتن امیر آغاز کردند، اما هیچ نشانی از او به دست نیامد. یک سال پس از این ماجرا، ماموران اطلاع یافتند امیر در کرج با فردی به نام حسن در ارتباط بوده است . با احضار حسن و تحقیق از وی ، ماموران متوجه اظهارات ضد و نقیض وی شدند و در ادامه خواهر او را نیز تحت بازجویی های تخصصی خود قرار دادند. با جمع بندی اظهارات ضد و نقیض این خواهر و برادر ، سرانجام زن متهم زبان به اعتراف گشود و گفت : امیر با برادرم حسن دوست بود و مدام به خانه ما رفت و آمد می کرد تا این که به خاطر رفتارهای امیر ، شوهرم علی با او درگیر شد و شب هنگام پس از قتل او ، جسدش را به خارج از خانه منتقل و در جاده ساوه رها کردیم . در پی این اعترافات ، علی دیگر متهم پرونده نیز دستگیر و با صدور دستور قضایی تلاش برای کشف جسد جوان گمشده آغاز شد. براساس آخرین خبرها ، هنوز از کشف جسد جوان گمشده گزارشی منتشر نشده است .