ما در شرایطی زندگی می کنیم که معضلات اقتصادی گریبانگیر جامعه شده است. برای شکست این غول بزرگ یکی از ستون هایی که می توان به آن تکیه زد نقش بنیادین شناخت نیازهای مصرف کننده است.
این طور نبوده و نیست که ما در دنیای صنعت ، در گستره فرهنگ و دانش و یا در منابع طبیعی و نیروی انسانی حرفی برای گفتن نداشته باشیم ؛ اما یکی از ایرادهای ما شاید آنجا باشد که در بسیاری امور تازه کار و نوپا عمل می کنیم.
بدون بررسی و درک نیاز مخاطب هزینه می کنیم و همین جاست که پدیده ای اجتماعی همچون تحقیقات و نظرسنجی به کمک ما می آید. ما باید برای برقراری معامله مفید در ارائه خدمات از هر نوع ، در جستجوی فرهنگ ایجاد اعتماد در مردم باشیم.
نقش تحقیقات در ارائه خدمات، ارتقای کیفیت و رقابت در تسخیر بازار حائز اهمیت بسیار زیادی است. توجه به فرهنگهای ملتها و عنایت به، پیچیدگی های وجود انسانی چیزی است که از راه نظرسنجی ها حاصل می شود.
ناروا نیست اگر بگوییم شناخت فرهنگ و آداب و سنت مصرف کنندگان تولید را رونق می بخشد. دکتر مهران افشار مثال جالبی برای این مطلب ارائه می کند.
برای در دست داشتن بازار محصول باید بدانی که مصرف کننده ، آن کالا را چطور استفاده می کند. برای مثال ، یک خانواده کره ای ممکن است یخچالش را در بالکن بگذارد، اما مصرف کننده ایرانی علاقه دارد از یخچالش در آشپزخانه استفاده کند.
استقلال اقتصادی یک کشور رابطه مستقیمی با تنوع محصول و تولید دارد؛ تولید محصولات متنوع برای مصرف کنندگان متفاوت باعث رشد صادرات می شود. نیازی به گفتن نیست که رشد و موفقیت صادرات در دنیای پر رقابت امروز، نیازمند تحقیقات و مطالعه است.
نگاهی گذرا به شمار روز افزون نظرسنجی های انجام شده در دهه اخیر، نشان می دهد که تولیدکنندگان ما باید شتاب بیشتری به خرج دهند.
مهران افشار درباره نیاز جامعه ایرانی به افکارسنجی می گوید: بعد از انقلاب اسلامی و دوران جنگ اقتصاد جامعه از دید رفع نیازهای غذایی و پوشاک در وضع خاصی بود که هدف تولیدکننده فقط تولید محض بود و تولیدکنندگان به هیچ وجه در پی کسب نظر مصرف کننده نبودند. منابع هم محدود بود.
در نتیجه مصرف کننده ایرانی هم امکان انتخاب های کمی داشت. در واقع نیازها فقط از نظر کمی تامین می شد. بعد از پایان جنگ و بازسازی صنایع و باز شدن اقتصاد، منابع در جهت رقابت قرار گرفتند و برای پا بر جا ماندن مجبور شدند تحولاتی ایجاد کنند.
در دهه 70 تبلیغات زیاد شد و برای این که محصولات بیشتر باب طبع مشتری قرار بگیرند در اواخر دهه 70 تحقیقات پا گرفت.
افشار با روبه رشد خواندن فرآیند پژوهش و تحقیقات در ایران ، از کم تجربگی و درک و فهم مدیران در استفاده ابزاری از تحقیقات به عنوان مشکل نام می برد و می گوید: هنوز بسیاری از مدیران ما تحقیقات را هزینه ای غیرلازم می دانند، سالهای سال ما بدون توجه به نیازها کالا تولید کردیم یا حزب تشکیل دادیم این است که تحقیقات ما نو پاست و خطا زیاد داریم برای جا افتادن اصل پژوهش هنوز به زمان نیاز داریم.
نظرسنجی شمشیر دو لبه
در طول زندگی یک فرد غربی دهها بار از او نظرسنجی می شود، ولی در حال حاضر در کشور ما چنین ذهنیتی جا نیافته است.
پژوهشی که در شهر مسکو در سال 1371 انجام شد، نشان داد که از هر 10 نفر که به طور تصادفی انتخاب شده بودند 7 نفر حاضر بودند برای بیان نظریات خود در طرحهای نظرسنجی شرکت کنند، اما در ایران در سال 77پژوهشی که به همان شکل صورت گرفت نشان داد که از هر 10نفر فقط 3 نفر مایل به ابراز نظرشان بودند.
البته در حال حاضر مطمئنا این رقم ، عدد بالاتری را شامل می شود و نکته جالب اینجاست که بعد از گذشت سالها که تعداد نظرسنجی ها در کشور افزایش پیدا کند و متقابلا تعداد افراد مایل به همکاری هم بالاتر برود، به جایی می رسیم که این میزان همکاری که افزایش یافته است ، معکوس می شود و مردم به علت خسته شدن از شرکت زیاد در طرحهای افکارسنجی دیگر تمایل به ابراز نظر ندارند که البته تا رسیدن به این نقطه معکوس در کشور ما سالها فاصله داریم.
فراموش نکنیم که افکارسنجی هم مانند بسیاری پدیده های اجتماعی دیگر می تواند یک شمشیر دوسر باشد و در جهت منفی برای تحت سلطه قرار دادن انسان ها مورد استفاده قرار گیرد. باید دید این ابزار در دست چه کسی و برای چه منظوری استفاده می شود.
در هر حال ما با داشتن ذخیره های بزرگی از نیروی انسانی ، فرهنگ و دانش و نیز منابع طبیعی ؛ با درک نیازها و خواسته های مخاطب دنیای امروز، قادر خواهیم بود سالهایی را که در راهند، بهتر از امروز بسازیم.