در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برداشت یک: 2 ساعتی بیشتر باقی نیست تا جمعهای دیگر پایان پذیرد. حوالی جامجم (خیابان ولیعصر) به خاطر پارک ملت و شبهای تابستان، ترافیک دردسرسازی ایجاد شده است. اما روبهروی در ورودی صدا و سیما خبری نیست. هر از گاهی تاکسیهای داخلی سازمان عبور میکنند و سکوت و تاریکی آنقدر حاکم است که فکرش را هم نمیکنی. چند متر جلوتر در یکی از استودیوهای سیما حرفهای مهمی درباره سینما میزنند. روبهروی سازمان 13 طبقه سیما، علی افشار (منتقد سینما) و مشاور محمود گبرلو در برنامه هفت ایستاده و با راهنمایی او به جمع حاضران در استودیو 13 میپیوندیم. علی قانع با وجود مشغلهاش دقت میکند میزبان خوبی باشد. اهل های و هوی و سر و صدای بیدلیل نیست، اما سینما را میشناسد و با خیلی از اهالی آن قرابت دارد. او روزگاری در شبکه دو، سری برنامههای «ققنوس» و «برداشت دو» را تهیه کرد؛ برنامههایی که محور آنها گفتوگوی اکبر نبوی با ابراهیم حاتمیکیا و مرحوم رسول ملاقلیپور بود. او حتی بیش از اینها دغدغه سینما و تصویر را دارد و روزگاری پیشتر هم همت کرد با همکاری رسول ملاقلیپور تصاویر قدیمی جنگ را بازیابی کند. قانع، امروز در کسوت تهیهکننده برنامه هفت ایستاده و همچنان که درباره روند برنامه به شریعتپناه (مدیر گروه اجتماعی شبکه سه) توضیحاتی میدهد، کنداکتور را هم چک میکند. از همه آرامتر است و بیش از همه راه میرود.
برداشت دو: این که یک برنامه تلویزیونی را گروهی از بچههای مطبوعات اداره میکنند مزیت بزرگی دارد و آن این است که مثلا چندان برایت اهمیت ندارد، مدیر صحنه فقط حساسیت کار خودش را درک میکند؛ چون میدانی همکاران مطبوعاتی تو اینجا هستند. هم حساسیتهای یک برنامه زنده را میدانند و هم از اهمیت کار تو خبر دارند. خلاصه این که با همکاری علی افشار و فهیمه پناهآذر و به لطف علی قانع ما هم وارد استودیو میشویم؛ استودیویی که فعلا برنامه هفت از آنجا پخش میشود، اما چیدمان و دکور آن حاکی از این است که دو برنامه دیگر هم اینجا اجرا میشوند. سمت راست صحنه و گلدانهایی با گلهای زینتی قرمز و کوزههای سبز سفالی کنار هم چیده شدهاند و سمت چپ، رنگ و لعاب معنوی دکور نشان میدهد یک برنامه معارفی هم از اینجا پخش میشود. اما روبهروی ما فعلا دکور قرمز رنگ برنامه هفت قرار دارد. محمود گبرلو آماده، وسط صحنه ایستاده و کت و پیراهنش را مرتب میکند، میکروفن را برایش کار میگذارند، چهار دوربین در صحنه هست، 9 نفر داخل استودیو هستند و بیش از ده نفر هم در اتاق فرمان حضور دارند. روبهروی صندلی مجری، تلویزیون کوچکی روی یک میز کوچک قرار گرفته و ساعت رایانهای بالای آن نشان میدهد تا رفتن روی آنتن فقط چند دقیقه زمان باقی است. برنامه قرار است ساعت 22 و 45 دقیقه شروع شود.
هیاهوی داخل استودیو و استرسی که در این لحظه به عوامل پشت صحنه وارد میشود تقریبا قابل توصیف نیست.
در میان همه اینها البته صدای منشی صحنه بیش از دیگران شنیده میشود. سه، دو، یک، مدیر صحنه با علامت دست به گبرلو اشاره میکند که شروع کند. گبرلو برنامهاش را با سر مقاله مجله سینمایی هفت آغاز میکند که عنوان آن آرایش یا مجادله است، درباره فضای پر از سوءتفاهم فعلی سینما.
برداشت سه: گبرلو سر مقاله را خوانده و حالا صدایی که به نظر میآید چندان فراخور برنامهای مثل هفت نیست به صورت تیتروار بخشهای مختلف برنامه را میخواند. گزارش، گفتوگو، نقد و خلاصه امشب هفت همه چیز دارد، اما انگار منتقد مخالف ندارد. تا فهرست بخشها خوانده شود دو منتقد برنامه برای نشستن در جایگاه آماده میشوند. مسعود فراستی از راه رسیده با عوامل سلام و علیک نسبتا گرمی میکند و راهی صندلی منتقد ثابت میشود. از قرار معلوم فعلا موقع نشستن او نیست. دو سه نفر از عوامل صحنه با صدای بلند میگویند: «آقای فراستی نشین؛ نشین؛ آقای فراستی!» چند ثانیه بیشتر باقی نمانده تا آنتن دوباره در اختیار گبرلو گذاشته شود. فراستی باید فورا از صحنه خارج شود، ولی از این همه سر و صدا و اخطار برای ننشستن خوشش نیامد یا قصد شوخی دارد که میگوید: «نشستم بابا...» بعد هم سریع از صحنه دور میشود.
آنتن در اختیار گبرلو قرار میگیرد. او موضوع مسابقه پیامکی را اعلام میکند: «یک فیلم کمدی خوب چه ویژگیهایی دارد؟» پس از اعلام برنامه دوباره فرصت در اختیار اتاق فرمان است. گزارشگر هفت سراغ اصغر شاهوردی رفته و تا گزارش او پخش شود، مسعود فراستی و حسین معززینیا روی صندلی منتقدان مینشینند. قرار است فیلم خوابم میآد رضا عطاران نقد شود ولی خودش نیامده اما در عوض امشب سه منتقد داریم؛ سیدمحمد حسینی هم کمی بعدتر به جمع حاضران میپیوندد.
این هم شانس محمود گبرلو است که دومین برنامهاش به چالش کشیده نمیشود، چون بر خلاف همیشه مسعود فراستی امشب مخالف فیلم نیست و با حسین معززینیا درباره این فیلم تقریبا اشتراک نظر دارد. مسعود فراستی و حسین معززینیا هر دو با شهید آوینی نسبت سببی و نسبی دارند. فراستی دوست قدیمی آوینی بود و معززینیا داماد آوینی است.
برداشت چهار: حدود 45 دقیقه فراستی، معززینیا و حسینی درباره فیلم رضا عطاران با هم صحبت میکنند؛ این که کمدی ایرانی چه ویژگیهایی دارد و آیا عطاران فیلمساز خوبی خواهد شد یا نه. به محض این که گبرلو پایان بخش نقد را اعلام میکند و آنتن را به اتاق فرمان میسپارد عوامل پشت صحنه بلند میشوند. هر کس حرفی میزند و در این میان گفته یکی از تصویربرداران جالب است: «بابا به این منشی صحنه بگید انقدر داد نزنه توگوش ما سرم رفت!» فراستی هم که از ابتدای شروع بخش نقد به هر کس میتوانست گفت یک لیوان آب بده و کسی لیوانی دستش نداد تا از جا بلند میشود، میگوید: «یکی یه لیوان آب نداد دست ما!» یکی از عوامل پشت صحنه، دیگران را دعوت میکند به خوردن: «بچهها بریم بیرون چای شیرین بخوریم.» نه اشتباه نکنید هنوز صبح نشده که بساط چای شیرین و پنیر و کره مهیا باشد. بیرون استودیو روی یک میز کوچک یک جعبه شیرینی و تعدادی چای برای پذیرایی هست. گبرلو تنها کسی است که از استودیو بیرون نمیآید و سرش توی ورقهایش است. کمتر با کسی صحبت میکند، البته قانع هم در اتاق فرمان تعداد پیامکها را رصد کرده و درباره موضوع و مهمانان هفته آینده با شریعتپناه صحبت میکند و میگوید: «امشب قرار است با محسن مومنی، رئیس حوزه هنری هم درباره اخلاق در سینما صحبت کنیم. تا چند دقیقه دیگر میآید.»
برداشت پنج: صدایی که بخش اخبار و چهرهها را میخواند پرطمطراق و فاخر است که البته بیشتر از برنامه هفته به کار برنامههای تاریخی میآید. شاید بهتر بود در این بخش از صدایی ملایمتر و لحن سادهتری استفاده میشد. سعید الهی هم در هفت با او همکاری میکند و معمولا نکاتی را که به ذهنش میرسد حین گفتوگوها از طریق بیسیم به گبرلو گوشزد میکند و البته نکتههایش به موقع به کار گبرلو میآید. گبرلو با مهمان تلفنی برنامه در حال گفتوگوست و ساعت 15 دقیقه بامداد، محسن مومنی و همراهانش وارد استودیو میشوند؛ بیگلری، مسئول امور سینمایی حوزه هنری ـ که همراه او در برنامه شرکت میکند ـ و حمزهزاده در اتاق فرمان، مهمان اهالی هفت هستند.
گبرلو پیش از معرفی مهمانان، بار دیگر موضوع را اعلام میکند: «قرار است درباره اخلاق در سینما صحبت کنیم.»
برداشت شش: رئیس حوزه هنری چندی پیش اعلام کرد سینماهای تحت مالکیت این نهاد از این پس برخی فیلمهای سینمایی را که خلاف ایدهآلهای جمهوری اسلامی باشد، نمایش نخواهد داد. البته این گفتههای چالشبرانگیز او مدیران سازمان سینمایی را دلخور کرد، چراکه این سازمان مرجع تصویب فیلمنامهها، صدور پروانه ساخت و اکران است. خلاصه این که آنها چنین اقدام حوزه هنری را خلاف قانون دانستهاند. این چالش به گبرلو فرصت میدهد بحث داغی را در برنامهاش مدیریت کند. نوع چالش او با مومنی عوامل اتاق فرمان را خوشحال میکند. آنها معتقدند گبرلو در برنامه دوم موفقتر از برنامه اول ظاهر شده و احتمالا هر چه پیش برود بهتر هم خواهد شد. محسن مومنی تلاش میکند در این فرصت کوتاه همه گفتنیهایش را بگوید و به همین دلیل حتی کمتر به بیگلری، همکار خودش (که مسئول امور سینمایی حوزه هنری است) اجازه صحبت میدهد و تلاشهای گبرلو برای وارد کردن بیگلری به بحث گاهی بینتیجه میماند. نکته جالب درباره گبرلو و اجرایش این است که حتی موقع میان برنامهها و آنونسها هم خیلی اهل دیالوگ برقرار کردن با عوامل پشت صحنه نیست و جز در مواقع ضروری حرفی نمیزند. حتی با مهمانان برنامه هم خارج از فضای برنامه و آنتن حرفی ندارد.
برداشت هفت: ساعت از یک بامداد گذشته و مومنی و گبرلو درباره حدود قانون صحبت میکنند، اما این طرف تقریبا 9 نفر روبهروی آنها ایستادهاند که برخی از آنها انگار زیاد دغدغه سینما و این بحثها را ندارند. یکی از عوامل پشت صحنه، روی صندلی چرخدار نشسته و دلش هوای کودکی کرده میچرخد و میچرخد و میچرخد.
دیگری گوشه سمت چپ استودیو روی زمین نشسته و چرت میزند و یکی هم از همکار تصویربردارش میپرسد: «کی تمام میشود؟» اما عوامل اتاق فرمان به هوش ایستادهاند و ثانیهای از دستشان در نمیروند. تصویربرداران هم دقیق و هوشیار به کارشان ادامه میدهند و بیدارتر از همه مدیر صحنه است. در اتاق فرمان هم، قانع و سعید الهی تا آخرین ثانیهها را کنترل میکنند. در ثانیههای پایانی گبرلو لبخندهایی را هم چاشنی اجرا و بحث خود میکند و از ملال ثانیههای پایانی میکاهد.
گبرلو ساعت یک و 23 دقیقه بامداد و با جملاتی امیدبخش برای حل مشکلات سینما، پایان برنامه را اعلام میکند. عوامل فنی خیلی زود با خسته نباشید و خداحافظی، استودیو را ترک میکنند، اما گبرلو و همراهانش علی افشار، فهیمه پناهآذر (روابط عمومی هفت)، سعید الهی، علی قانع، شریعتپناهی و... ایستاده و روی سکوی برنامه هفت، شبی را که گذشت تجزیه و تحلیل میکنند و نکتههایی را برای برنامههای بعدی به خاطر میسپارند.
فریبا رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: