مسابقه قرآنی 1446

نکات تفسیری جزء 30 / سوره مبارکه: فجر آیات مبارکه: 14 ـ 1

این سوره بخش‏هاى متعددى دارد که با سوگند به زمان‏هایى همچون شب، سحر و سپیده دم آغاز مى‏شود و با اشاره به سرگذشت اقوامى طغیانگر و سرکش ادامه مى‏یابد. سنت آزمایش و ابتلاء از سوى خداوند و عکس‌العمل‏هاى متفاوت انسان در برابر آن و همچنین حضور انسان در دادگاه قیامت و اظهار حسرت و پشیمانى ناپاکان و ابراز خشنودى در رضایت پاکان، ادامه آیات این سوره را تشکیل مى‏دهد.
کد خبر: ۴۸۶۴۲۷

«فجر» به معناى شکافتن است و مراد از آن، شکافتن تاریکى با سپیده دم است که زمان مقدس و باارزشى است و در آن هنگام، جنبنده‏ها به تکاپو مى‏افتند و صبح و روز تازه‏اى را آغاز مى‏کنند. تفسیر برهان در حدیثى مراد از فجر را حضرت مهدى ـ علیه‌السلام ـ دانسته «الفجر هو القائم علیه السلام» که شب تاریک ظلم و فساد، به صبح قیام آن حضرت برچیده خواهد شد.

مراد از «لَیالٍ عَشْرٍ»، یا ده شب آخر ماه مبارک رمضان است که شب‌هاى قدر در آن قرار گرفته یا ده شب اول ماه ذى‌الحجه است که روز عرفه و عید قربان را شامل مى‏شود. در روایات، براى «شفع» به معناى زوج و «وتر» به معناى فرد، مصادیق زیادى گفته شده است، ازجمله این‌که مراد از وتر، روز نهم ذى‏الحجه (روز عرفه) و مراد از شفع روز دهم ذى‏الحجه (عید قربان) است‏.«ذی حجر» یعنی صاحب خرد و عقل. «حِجْرٍ» به معناى منع و مراد از آن عقل است که انسان را از کار خلاف منع مى‏کند. چنان که «محجور» به معناى ممنوع التصرف است. یادمان باشد مخاطبان قرآن، اهل خردند.

مـنـظـور از «رویـت» و دیدن در اینجا علم و آگاهى است، منتها از آنجا که داستان این اقوام به قدرى مشهور و معروف بوده که گویى مردم زمان‌هاى بعد نیز آن را با چشم خود مى‌دیدند تعبیر به «رویت» شده است. «عـاد» هـمـان قـوم پـیامبر بزرگ خدا «هود» بودند و احتمالا حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح ـ علیه‌السلام ـ وجود داشتند و در سرزمین «احقاف» یا «یمن» زندگى مى‌کردند. «إِرَمَ» نام منطقه‏اى که قوم عاد در آن زندگى مى‏کردند که ساختمان‏هایشان داراى ستون‏هایى بزرگ و بلند بوده است. «عماد» به معناى ستون یا ساختمان بلند است و «ثَمُودَ» به اعراب ما قبل تاریخ گویند که در شمال عربستان ساکن بودند قومى که پیامبر آنها حضرت صالح بود. قهر بر عاد و ثمود نمونه‏اى از در کمین بودن خداوند نسبت به ستمکاران است. خداوند در کمین است، یعنى خلافکاران راه گریز ندارند و به طور ناگهانى گرفتار مى‏شوند. استحکام ساختمان‏ها مانع قلع و قمع الهى نیست و به خاطر محکمى ساختمان نباید از قهر خداوند احساس امنیت کرد. چگونه خداوند در کمین نباشد در حالى که او از رگ گردن به ما نزدیک‏تر است؟ (ق/16)

قدرت بدون معنویت، عاملى است براى بر هم زدن امنیت. طغیانگر و طغیان مرز نمى‏شناسد. سرچشمه تباهى و فساد، طاغوت‏ها هستند. تمدن و پیشرفت، اگر همراه با تقوا و صلاح نباشد عامل سقوط و هلاکت است‏. حواسمان باشد مهلت‏ها ما را مغرور نکند که خدا در کمین است. کیفر دنیوى نسبت به عذاب اخروى همچون تازیانه‏اى است که درد آن موقت و آثارش سطحى است و تنها بر پوست مى‏ماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها