در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این حکایت به گمانم در روزگار ما که هیچ، اگر چند قرن دیگر هم بگذرد باز هم ادامه خواهد داشت؛ اما آنچه باعث شد این یادداشت را بنویسم نزدیکشدن روحیه ناشران و مروجان فکر و اندیشه و فرهنگ به همین روحیه بازاری است.
این روزها پای صحبت هرکدام از ناشران که مینشینی اولین سخنشان گرانی کاغذ و کتابنخواندن مردم است و این که در انبارهایمان کتابها را روی هم ردیف کردهایم و وضع بازار خراب است!
نمیخواهم بگویم صنعت نشر ما امروز هیچ مشکلی ندارد، اما اگر انصاف را رعایت کنیم، میبینیم که حتی بسیاری از ناشران بزرگ و استخواندار کشورمان هم این روزها بخش عمدهای از کارهایشان را با هزینه و مشارکت مالی مولف منتشر میکنند، چه برسد به برخی ناشران نوپا و کاسبپیشه که اصلا کار و اقتصادشان را بر چاپیدن مولف بنا کردهاند!
آیا تا به حال برای شما سوال پیش نیامده است که چرا هیچ ناشری آمار دقیق ریالی فروش یک کتابش را منتشر نمیکند؟ در نمایشگاه کتاب تهران بارها در جایگاه خبرنگار یا دوست یا مولف از ناشران مختلفی میزان درآمد و فروششان را مورد پرسش قرار دادم که هیچکدام پاسخ روشن و شفافی ندادند.
متاسفانه برخی ناشران ما آرامآرام به روحیه بازاری خو گرفتهاند و احساس میکنند اگر به قول همان بازاریها ننالند، اقتصاد نشرشان نمیچرخد یا مثلا اگر روزگاری حمایت دولتی در حوزه کاغذ و وام و... باشد، شامل حال آنها نمیشود.
شاید مهمترین و بهترین تصمیمی که وزارت ارشاد در حوزه نشر در سالهای اخیر گرفت، همین حذف یارانه کاغذ ناشران و چرخش آن به سمت مصرفکنندگان بود و باعث شد تا صف کاسبان از ناشران متمایز شود، هرچند این روزها یک بار دیگر با حرف و حدیثهایی که برای اختصاص واردات کاغذ با ارز دولتی و مرجع به ناشران شنیده میشود باز هم کمی این صف مغشوش و درهم شده است!
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: