در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت آن است که کارگردان تلویزیونی یک بازی فوتبال همچون یک مستندساز باید نگاهی هنرمندانه به اتفاقات داخل زمین و حاشیه آن داشته باشد. میزان لذت بیننده از دیدن یک بازی فوتبال نسبت مستقیمی با کاربلدی و هوشمندی کارگردان تلویزیونی آن مسابقه دارد.
یک کارگردان خوب میداند که دوربینهایش را در کجای زمین بکارد و یک صحنه را به چه صورت دکوپاژ (نمابندی) کند. ضبط حاشیههای روی سکوها و گرفتن نماهای متنوع و مطلوب از مسابقه از دیگر مولفههایی است که جذابیت نمایشی یک مسابقه را بالا میبرد.
مستطیل سبز فوتبال صحنه ظهور اتفاقات تلخ و شیرین است و همین اتفاقات است که فوتبال را به هنر هفتم شبیه میکند.
از آنجا که در فوتبال بستر همه ماجراها واقعی است و هیچ تخیل و نمایشی در کار نیست، گاهی فوتبال در مرحلهای بالاتر از سینما بر مخاطبش تاثیر میگذارد. حتی بهترین ستارههای دنیای سینما هم نمیتوانند لحظه حسرت یا شادی یک بازیکن را آن قدر ملموس و باورپذیر بازی کنند.
همان طور که در سینما قهرمان و ضدقهرمان در برابر هم قرار میگیرند، در فوتبال هم این جدال دائمی همیشه در جریان است. با این تفاوت که در فوتبال هر مخاطبی خودش را طرفدار یک تیم میداند و برای خودش قهرمان و ضدقهرمانی فرضی تعریف میکند. این کشمکش، فوتبال را بشدت به سینما نزدیک میکند و یک درام جاندار و تاثیرگذار را شکل میدهد.
وقتی درام شکل میگیرد، شخصیتپردازی هم معنا پیدا میکند و هر بازیکنی ایفای نقش یکی از شخصیتهای این داستان جذاب را به عهده میگیرد. فوتبال و سینما، هر دو صحنه بروز احساساتی چون غم، شادی، ناامیدی، شکست، پیروزی، انتقام، عشق و نفرت است. شاید به همین خاطر است که مخاطبان این دو پدیده با شخصیتهایش همذاتپنداری میکنند و با آن همراه میشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: