در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدیر، مدبر، مجتهد، عارف واصل، سیاستمرد فقیه و «نخل بلندی» که در رکاب پرفیض او جز نیکی و پاکی و عطش خدمت به «بینوایان» ندیدیم و به قدر ظرفیت خود از او آموختیم؛ «جان تشنهای» که «مظلوم زیست و مظلوم مرد و...» خدا او را با محبوبانش محشور دارد.
درخصوص «عدالت و قضا» از دیرباز سخنان بلندی گفتهاند. شیخ بهایی در «کشکول» سخن زیبایی از بقراط میآورد. میگوید: «امنیت با تهیدستی بهتر از توانگری با ترس است.»
بر این سخن حکیمانه میتوان اینگونه افزود که امنیت بدون عدالت و دادگری هم، تنها یک آرزو است. از امنیت بدون داد و دادگری خودسری و ستم میروید و ظلم و استبداد رای هم به فرموده پیامبر(ص) خاستگاه هلاکت و تبعیض است و ویرانی هر اجتماعی را در پی میآورد.
حضرت آخوند خراسانی صاحب کفایه، استبداد رای و ستم را «امالفساد» میداند.
... و قوه قضاییه، مسوول اجرای عدالت، پیشگیری از ظلم و جرم، متصدی نظم و قانون در جامعه، پرچمدار امید و ایمان و نمود و نماد عدل اسلامی، مجری قوانین عدل و اصول دادگری و مفسر حق و قانون در نظام اسلامی است و شاید باید گفت که در نظام اسلامی برترین قوه است!
به نظرم قاضی حتی در تفسیر قانون اساسی هم نقش دارد، هرچند تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان باشد! و پناه بر خدا که چه مسئولیت عظیم و چه کار یا وظیفه دشواری! در کنار حفره آتش زیستن و بدون تیغ و شمشیر کشته شدن (ذبح بغیر سکین) و با کوچکترین لغزش ساقط شدن و سقط شدن و در هر حال مسوول شمرده شدن، چه قانونی در قضیه باشد و چه نباشد (مالا نص فیه)، یعنی در سکوت، در اجمال، در نقص و تناقض قوانین نیز، پاسخگو بودن، با همه گونه آدم چهره به چهره شدن، به سلامت از مهلکهها گذشتن و قانع زیستن، همه اینها بخش اندکی از دشواریهای قضاوت است. هر چند در سلامت جامعه تنها قاضی و قوه قضاییه مسئول نیست، بلکه همه مسوولاند، اما کار قاضی دشوارتر است.
ماوردی در کتاب «ادب الدنیا و الدین» سخن زیبایی دارد. میگوید: اسکندر در ادامه فتوحات خود به هند رسید. مجموعههای قوانین آنها را بسیار اندک یافت. پرسید:
چرا سنتهای سرزمینتان اندک است؟
گفتند:
زیرا هم خود حقگزاریم، و هم حکمرانان بر ما عادلاند.
این سخن حکیمانه میخواهد بگوید، عدالت همهاش قانون و مجموعههای قانون نیست. پس اولویتها در کجاست؟
اولویتها
ماوردی به دو پایه اشاره میکند: حقگزار بودن مردم و حکمرانان عادل! اما در زمانه ما امور پیچیدهتر و وصول به عدالت دشوارتر شده است. قوه قضاییه به:
1ـ قانون خوب
2ـ قضات دانشمند و دادگر (مجریان خوب)، و حفظ و تربیت قضات عادل
3ـ دقت و سرعت در رسیدگی
4ـ تشکیلات منسجم و مدیریت علمی و صحیح و عدم دخالت در کار خطیر قضا
5 ـ نظام تزکیه و تعلیم (تنبیه و تشویق)، و بازرسی مستمر
6 ـ قانونآموزی و قانونمندی نیاز مبرم دارد
تفصیل مطالب به فرصت افزونتری نیاز دارد، تنها به یک مورد اشاره کنم و آن تربیت و حفظ قضات عادل و دانشمند است. چگونه میتوان به این آرزوی دیرپا رسید؟ کار دشواری است. چرا نظام تشویق و تنبیه را به کار نمیبریم؟ چرا در طول این سی و اندی سال یک قاضی را به عنوان «چهره ماندگار» به مردم معرفی نکردهایم؟ چرا یک وکیل دادگستری را به عنوان الگو یا «چهره ماندگار» معرفی نکردهایم؟ چرا به هر قیمتی شده قضات دانشمند را حفظ نکنیم؟ باید برای جذب قضات دانشمند و متقی برنامه داشته باشیم.
جذب انسان مؤمن و پرتلاش و آزاده به چنین کار دشواری برنامه میخواهد. قاضی پاک باید تشویق و عناصر محدود ضعیف و احتمالا بیتوجه باید تنبیه شوند.
سرعت و دقت در رسیدگیها باید مستمرا زیرنظر دستگاه قضایی باشد، دشمن هم باید به دادگری قوه قضاییه «ایمان و امید» داشته باشد. مجازات مجرم و متخلف باید «حتمی» باشد. مجرم بداند که حتما مجازات میشود.
در نظام اقتصادی، خصوصا آنها که جسارت تجاوز به «بیتالمال» را دارند باید سریعا بررسی و مجازات شوند. رسیدگی و مجازات، چماق سیاسی نباشد و مردم، اطمینان به نظام قضایی داشته باشند. نظام قضایی آبروی «نظام حکومتی» اسلام است.
دکتر سید محمد اصغری - استاد دانشگاه و وزیر اسبق دادگستری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: