فراهم آوردن محیطی خلاق و منعطف برای فعالیت های کارآفرینانه به همان میزان ضروری است که توسعه پایدار برای ریشه کن کردن فقر در جامعه.
اگر دولت در برخورد با کارآفرینان دیدگاهی رقابتی نداشته باشد، کارآفرینان می توانند تحولات شگرفی را در جامعه بوجود آورند. ارنست ویل معتقد است یکی از روشهای مهم متبلورکردن خلاقیت ، ایجاد فضای محرک ، مستعد و به طور کلی خلاق است.
او بر این باور است که به وجود آوردن محیط خلاق و نوآور مهمترین عامل برای عرضه اندیشه های جدید و بکر است.
محیط مناسب برای بروز خلاقیت ، انگیزش را در افراد برای تفکر جدید و خلاق افزایش می دهد. کارآفرینان در محیطهای خلاق ، زمانی که انعطاف پذیری محیط به قدری بالاست که او احساس می کند از استعدادها و ایده های خلاق او استفاده صحیح می شود، بیشترین اثرگذاری و اثربخشی را دارد.
باندورا برای سنجش تحول و ثبات در جامعه 2 مولفه انعطاف محیطی و اعتماد به خود را موثر می داند.
براساس نظر باندورا اگر انعطاف محیط یعنی پاسخگوبودن محیط در برابر تحولات بالا باشد و اعتماد به قابلیت های فرد هم بالا باشد، یعنی فرد اعتماد به نفس داشته باشد و بر توانایی ها و نقش موثر خود هم واقف باشد، در این شرایط عمل اجتماعی او با دلگرمی انجام می شود، هر چند با توجه به خصوصیات و ویژگی های کارآفرینان آنها توانایی فائق آمدن بر مشکلات و نارسایی ها را دارند، اما اگر محیط خلاق و منعطفی که مدنظر باندوراست فراهم آید، استعدادهای بالقوه افرادی که توانایی هایشان در حد کارآفرینان نیست به فعل خواهد رسید اما اگر اعتماد به انعطاف محیط پایین باشد، یعنی فرد فکر بکند که موقعیت موجود پاسخگوی خواسته های او نیست و محیط امکان بروز استعداد و خلاقیتش را به او نمی دهد در این صورت عمل اجتماعی او با اعتراض انجام می شود و در این وضعیت است که ما شاهد تحصن ها و اعتصاب ها و فرار مغزها هستیم.
(سعیدی کیا،1382) یک مدیر خلاق و کار آفرین در محیط کاری و سازمان خود جوی ایجاد می کند که افراد دیگر نیز به گونه ای خلاق ، فکر و عمل کنند.
ایجاد این جو مستلزم فراهم کردن شرایطی است که افراد به تفکر بپردازند و برای تحقق این امر نیز باید به اندیشه ها و دیدگاه ها فرصت داد تا بروز کنند.
براساس نظر باندورا چنانچه افراد بدانند که عرضه نظریات جدید ایشان مورد حمایت قرار می گیرد، برای تفکر بیشتر و همچنین ارائه طرحها و ایده های ابتکاری و خلاق تلاش خواهند کرد.
و سرانجام
گاه بوروکراسی های پیچیده باعث می شوند که افراد (غیر از کارآفرینان که راهی برای بروز خلاقیت های خود پیدا می کنند) نسبت به تغییر وضع موجود دست نزنند.
اگر این بوروکراسی های پیچیده در جامعه تغییر کنند و منافع مستقر آنها که سدی در برابر تغییرات است از میان برداشته شود محیطی به وجود می آید که می توان با بالا بردن قابلیت های افراد استعداد افرادی را که می توانند کارآفرینانی خطرجو و سازنده باشند و ممکن است در این پیچیدگی ها نابود شوند، به منصه ظهور رسانید.
تاریخ بارها و بارها نشان داده است می توان استعداد اشخاصی را که می توانند کارآفرینانی خطر جو و سازنده باشند در نطفه خفه کرد، چرا که اگر محیط سازمان و ساختار و مدیریت جامعه طوری باشد که نتوان منافع مستقر را کنار زد کار آفرینان پرجنب وجوش پیدا نخواهند شد.
آن هم در دوره ای که فرآیند تغییر و تحول آن چنان پرشتاب است که افراد، سازمان ها و جوامع اگر نتوانند خود را با این تحولات پرشتاب همگام کنند، دچار ایستایی و توقف و سکون می شوند و بی شک در آینده حضور فعالی نخواهند داشت و سرانجام دچار اضمحلال می شوند.
کارآفرینان در این دریای پرتلاطم به تغییرات و تحولات جهت می دهند. شاید از همین رو در عصر حاضر میزان توسعه یافتگی کشورها را با تعداد کارآفرینان آن کشور ارزیابی می کنند.