کار جناحی و آداب آن

1- اگرچه در ادبیات سیاسی ایران «جناح» یا «حزب» کلمه خوش آهنگی نیست و «مد» شده است که سیاسیون هر وقت فرصت ایجاب کرد شعار «فراجناحی» بدهند اما حقیقت مطلب چیز دیگری است.
کد خبر: ۴۷۹۸۹
در تجمع مدنی کارهای مهم باید به «دست های» سازمان داده شده و با «استمرار» تحقق پیدا کند. سیاستمداری ، سخنرانی نیست بلکه سامان دادن نیروها و امکانات برای تحقق اهداف بلند است لذا ناگزیر از ایجاد تشکل سیاسی هستیم حال چه به صورت حزب و یا به صورت چتری از احزاب که «جناح» نامیده می شود.
2- یکی از کارهای مهم ، تصدی امر ریاست جمهوری است ؛ و طبیعی است که این مهم نیازمند داشتن بازوان توانمند حزبی یا جناحی است . توجه نمایید که ریاست جمهوری صرفا کسب رای نیست ، بلکه بعد از آن ، اداره اجرایی یک مملکت است . کسانی که فکر می کنند با منطق «کارچاق کنی» و «تقسیم مناصب بین عناصر سیاسی» می توان مملکت را به سوی پیشرفت هدایت کرد ، سخت در اشتباه هستند البته فعالیت سیاسی منسجم غیر از «جناح بازی » است که حق و لیاقت فدای جناح شود.
3- در جمهوری اسلامی ، خوشبختانه ، علی رغم سیال بودن جریان های متنوع سیاسی ، بتدریج 2 جناح قوی و ریشه دار ظاهر شده است که غالبا به نام چپ و راست خوانده می شوند. این 2 جناح عملا صحنه سیاسی کشور را تحت تاثیر خود داشته اند و هر 2 در کارنامه خود شکست و پیروی را به ثبت رسانیده اند. مثلا جناح موسوم به راست ، در تشکل های تحت پوشش خود حزب موتلفه اسلامی را دارد که سهم عظیمی در انقلاب و پیشبرد آن داشته و همواره بازوی توانمند امام و رهبری بوده است و یا جامعه روحانیت مبارز که نقش کلیدی و شجاعانه آن قبل و پس از انقلاب بر کسی پوشیده نیست و سپس مجموعه های سیاسی جوان تری که هر کدام در حد امکانات بروز قابل تقدیری داشته اند. البته نمی گویم که جناح راست بی عیب و نقص است ، همان طور که جناح دیگر کشور هم کامل نیست لیکن 2 ویژگی این جناح قابل توجه است : اول ، این که جناح راست دارای یک ستون فقرات فکری ثابت و مستحکم است و آن اعتقاد به بنای یک نظام مدنی پیشرفته بر اساس فکر اسلامی است . دوم این که معتقد است باید میدانی برای بروز استعدادهای جوان از میان طرفداران این جناح باز شود که تجربه مجلس هفتم مصداق این واقعیت است ، به نظر من آزاد کردن میدان عمل برای نیروهای تازه نفس ، کلید توفیق آینده این جناح خواهد بود.
4- حزب یا جناح یک تشکل عامل است و لذا مانند «انسان» باید نظاماتی را ملحوظ بدارد که حیات آن به خطر نیفتد. در حیات یک حزب یا جناح هیچ امری مهم تر از «نظام تصمیم سازی» نیست . از یکسو باید در این نظام امکان ارائه افکار جدید به نحو آسان وجود داشته باشد و سپس براساس آن تصمیمی معقول و به نحوی عادلانه و دموکراتیک ساخته شود و از همه مهم تر همه اعضای آن جناح بدان تصمیم پایبند باشد بنابراین اگر کسی درصدد باشد که نظر خود را به جناح تحمیل کند و یا در صورت مواجهه با تصمیم سازی خلاف علاقه خود ، به نحو شخصی تصمیم بگیرد و وارد عمل شود ، این امر اولا خلاف آداب کار دسته جمعی است و ثانیا ضربه غیرقابل اغماضی به حیات یک جناح وارد می آورد. به عبارت دیگر ، هیچ کس نباید جناح را مرکب تحت فرمان خود تصور کند به نحوی که تا وقتی مطابق میل حرکت می کند از مواهب و امکانات جناح بهره بگیرد و اگر دید خلاف نظریاتش تصمیمی گرفته می شود ، خود مستقلا دست به کار شود. این نحوه رفتار اولا توهین آشکار به تمام کسانی است که در یک جناح کار می کنند و ثانیا باید نوعی ناسپاسی و فرصت طلبی سیاسی قلمداد شود!.
5- نکته جالب تر این است که اخیرا جناح چپ که گویی اعصابش از طمانینه و حرکت موزون و حساب شده جناح رقیب به تنگ آمده ، خود درصدد حقنه کردن و تبلیغ نامزد ریاست جمهوری برای جناح راست برآمده و طرفه آن که مرج البحرین یلتقیان ! البته من فعلا درباره بحران عمیقی که در جناح چپ وجود دارد ، صحبت نمی کنم و از «نازکشی» سیاسی که برای تعدی مسند ریاست جمهوری به راه انداخته است ، سخن نمی گویم . منتها به دوستان جناح راست توصیه می کنم : اولا ، علی رغم همه کاستی ها، قدر این تشکل را بدانند و از خدماتی که تاکنون به کشور و انقلاب کرده آسان نگذرند ؛ ثانیا ، شکر این نعمت آن است که ادب کار جمعی را مراعات نمایند و از تکروی و کارهایی که صرفا با «خواب نما» شدن توجیه دارد ، خودداری نمایند ؛ ثالثا ، مبادا در رقابت سیاسی و مبارکی که در پیش رو داریم ساده لوحانه توسط رقیب «مات» شوند! باید مسیر و حوصله و طمانینه داشته باشیم و زهد سیاسی را برای مهار اشتیاق های موضعی به کار گیریم.

دکتر محمد جواد لاریجانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها