کار ارشاد کلنگ‌زنی نیست

اشاره: بهمن دری، معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد و رییس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در بین اهالی رسانه به عنوان مدیری شناخته می‌شود که کمتر اهل مصاحبه و گفت‌وگوست.
کد خبر: ۴۷۸۶۷۳

کارنامه رسانه‌ای او هم در دو سالی که از حضورش در راس معاونت فرهنگی ارشاد می‌گذرد تا حدود زیادی این فرضیه را تایید می‌کند.

اما یک ویژگی دیگر را هم باید به شخصیت بهمن دری افزود. او یکی از سحرخیزترین مدیران فرهنگی کشور است و دستگاه ضبط صوت من که هنگام فشار دادن دکمه قرمز رنگ رکورد ساعت هفت صبح را نشان می‌داد، این ادعا را گواهی می‌کند.

بهانه گفت‌وگوی ما با دری به پایان رسیدن نمایشگاه کتاب تهران و پرداختن به نقاط ضعف و قوت این رخداد بزرگ فرهنگی بود که ماه گذشته در چنین روزهایی شش میلیون نفر از مردم را به مصلای بزرگ امام خمینی کشاند؛ اگرچه در نیمه دوم این گفت‌وگو با فرصت بیشتری که فراهم شد تا حدود زیادی به برخی حاشیه‌های حوزه کتاب و نشر هم پرداختیم بویژه بحث چالش‌برانگیز تعلیق ناشرانی همچون  چشمه  که بهمن دری به صراحت از تعطیلی کامل این نشر با «جام‌جم» سخن گفت.

«نمایشگاهی‌ترین نمایشگاه کتاب تهران» تیتری بود که روزنامه جام‌جم برای نمایشگاه کتاب بیست و پنجم منتشر کرد. شما در سابقه فرهنگی خود سردبیری مجلات سروش و پیام انقلاب را هم داشته‌اید. به نظرتان این تیتر چطور بود؟

تیتر درست و هوشمندانه‌ای بود...

یعنی سیاست شما این است که نمایشگاه کتاب تهران را از حالت فروشگاهی به نمایشگاهی تغییردهید؟

اهداف ما به این سمت و سو است؛ اما من از شما سوالی می‌پرسم؛ اگر امر بر این شود که نمایشگاه کتاب تهران فروش نداشته باشد؛ حدود 2500 ناشر داخلی که از مدت‌ها قبل برای حضور گسترده در این رخداد بزرگ فرهنگی برنامه‌ریزی می‌کنند چقدر از نمایشگاه کتاب استقبال خواهند کرد؟

نظر شخصی من این است که قطعا استقبال نخواهند کرد!

دقیقا همین طور است چرا که بسیاری از ناشران ما متاسفانه یا خوشبختانه نمایشگاه را به عنوان یک فرصت مهم برای فروش می‌شناسند و شاید تعداد قلیلی باشند که دوست دارند نمایشگاه صرفا نمایشگاه باشد.

در حال حاضر ما نمایشگاه کتاب تهران را به مفهوم بستری برای فروش و عرضه کتاب داریم و من خودم فروشگاهی بودن نمایشگاه را در شرایط موجود یک حسن می‌دانم اما سعی کرده‌ایم به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم و سیاست راهبردی مان به گونه‌ای باشد که در کنار فروش کتاب، جنبه‌ها و جلوه‌های نمایشگاهی هم تقویت شود.

به عنوان مثال سالن یاس را راه‌اندازی کردیم که در واقع نمایانگر کارنامه نشر ما در هر سال است و کل کتاب‌هایی که در یک سال گذشته با عنوان چاپ اول منتشر شده است در این سالن به نمایش در آمد.

البته این سالن به طور کامل چاپ‌های اول را پوشش نمی‌داد؟

بله؛ اصرار داشتیم در این سالن کتاب‌های آموزشی و درسی نباشند و از طرفی برخی کتاب‌ها هم که قبلا چاپ شده و حالا ناشرش عوض شده است و با نام چاپ اول دوباره منتشر شده‌اند هم در این سالن کنارگذاشتیم و در مجموع به طور نسبی فکر می‌کنم 90 درصد کتاب‌های چاپ اول با توجه به 2 نکته بالا در این سالن به نمایش درآمد.

اما همین سالن یاس که در واقع جنبه نمایشگاهی داشت به ما چند نکته را گوشزد کرد؛ مثلا بسیاری از مردم وقتی می‌آمدند و کتاب‌ها را می‌دیدند و تعدادی از آنها را می‌پسندیدند از راهنماهای سالن می‌پرسیدند کجا می‌توانیم این کتاب‌ها را بخریم.

ببینید پس صرف نمایشگاه ِخالص، کافی نیست ؛ فروشگاه خالص هم کافی نیست و به نظر من باید تلفیقی از این دو باشد؛ ضمن این‌که در این دوره ما علاوه بر سالن یاس که کارنامه کلی از نشر در سال 90 بود جنبه‌های دیگر نمایشگاهی هم داشتیم مانند برنامه‌های ویژه سرای اهل قلم، سالن ربع قرن، سالن بیداری اسلامی و استکبارستیزی و بازار جهانی کتاب که اینها در واقع جنبه‌های نمایشگاهی داشتند.

به بازار جهانی کتاب اشاره کردید. چرا اکثر ناشرانی که در این بازار حضور دارند در گروه ناشران دولتی قرار دارند مانند سوره مهر، شاهد یا کتابخانه‌های بزرگ و دیگر نهادهای دولتی؟

برخی ناشران خصوصی در این دوره قادر به دریافت غرفه نبودند چون هزینه در بازار جهانی تقریبا بالاست و به صورت یورو حساب می‌شد. حالا دولتی‌ها که می‌آیند یا تخفیف می‌گیرند یا در نهایت پولش را می‌دهند ولی من معتقدم ناشران خصوصی را ما باید تقویت کنیم و در همین دوره چند ناشر و آژانس‌های خصوصی نشر در بازار جهانی غرفه رایگان دادیم.

در کل فکر می‌کنم بازار جهانی را باید خیلی بیشتر از این تقویت کرد. برخی ناشران در این بازار حضور پیدا می‌کنند ولی نماینده شان حتی زبان انگلیسی هم بلد نیست. باید خیلی کار کنیم تا در نمایشگاه کتاب تهران یک بازار بین‌المللی و تاثیرگذار داشته باشیم.

تاثیرگذار یعنی چی؟

یعنی یک سال بعد، دو سال بعد خروجی اش به صادرات کتاب بینجامد، ترجمه معکوس اتفاق بیفتد و ارتباط بین ناشران ایرانی و خارجی و مولف و مترجم و... برقرار شود. اگر همه این اتفاق‌ها رخ دهد آن هنگام فکر می‌کنم بازار جهانی موفق بوده است.

آقای دری، بسیاری از مردم از شبستان‌های مصلی که خارج می‌شدند، نفسی تازه می‌کردند. چرا امسال وضعیت تهویه اینقدر نامناسب بود؟

این نکته در سال‌های پیش هم وجود داشت...

اما امسال در برخی روزها واقعا تحمل‌ناپذیر می‌شد؟

مهم‌ترین دلیلش این بود که جمعیت در مقایسه با سال‌های قبل انصافا رشد چشمگیری داشت و ما هم حتی پیش‌بینی این حجم را نداشتیم.

شما ملاحظه کنید روز اول و دوم و سوم نمایشگاه در هر دوره‌ای حضور مردم خیلی زیاد نیست و یک شیب ملایمی دارد ولی ما در 3 روز اول امسال بیشترین جمعیت را داشتیم.

درباره تهویه و خیلی مسائل اجرایی دیگر این نکته را در نظر داشته باشید که محل برگزاری یعنی مصلی برخی موارد را به ما تحمیل می‌کند.

ما امسال برای بهبود وضعیت تهویه با این که بر‌عهده ما نبود رفتیم گازوئیل را هم فراهم کردیم تا تهویه‌ها فعال باشند اما دوستان اجرایی و مسوولان مصلی گفتند اصلا جوابگو نیست.

بالاخره همه می‌دانیم شبستان برای این جمعیت درست نشده است؛ ضمن این که اگر تهویه‌ها را بازگشایی می‌کردند درها باید بسته می‌شد و آن موقع ازدحام جمعیت پشت درها را دیگر نمی‌شد کنترل کرد.

استقبال مردم امسال به گونه‌ای بود که یکی دو بار در جلسه‌ها پیشنهاد شد درها را ببندیم تا جمعیت نیاید چون واقعا داشت نگران‌کننده می‌شد و من خودم سه روز پایانی اعلام کردم بیماران قلبی یا فشار خونی و دیابتی و کودکان نیایند.

به قول شما مردم وقتی بیرون می‌آمدند نفسی تازه می‌کردند در حالی که ما دوست داریم وقتی می‌روند داخل نفسی تازه کنند!

با این وجود من معتقدم از نظر کمی و کیفی نمایشگاه کتاب نسبت به دوره گذشته یا ادوار قبلی نمره خوبی می‌گیرد اما با آنچه مطلوب ماست و هدف‌گذاری کرده‌ایم هنوز فاصله بسیاری دارد.

این که می‌گویم فاصله به این مفهوم که مشکلات زیادی برای رسیدن به نمایشگاه مطلوب سر راه وجود دارد. به عنوان مثال محل برپایی نمایشگاه یعنی مصلی خیلی از مسائل را به ما تحمیل می‌کند که باعث می‌شود نتوانیم به جایگاه مورد نظر دست پیدا کنیم.

من خودم علاقه‌مند بودم خیلی از مردم در سنین مختلف به راحتی به نمایشگاه برسند و خودروهای وَن بگذاریم و مردم بتوانند دم در شبستان به‌راحتی پیاده شوند، ولی خب این امکان در عمل برای ما فراهم نشد.

معتقدم هر قدر کتاب در دسترس مردم قرار بگیرد، ما در برنامه‌های‌مان موفق‌تر عمل کرده‌ایم و اعتراف می‌کنم که حتی در نمایشگاهی با محوریت کتاب هم باز فضا این‌گونه نیست و متاسفانه مردم باید یک مسیر طولانی را طی کنند و من بارها دیدم خیلی از کودکان یا افرادی که در سن بالا قرار داشتند وقتی به ورودی شبستان می‌رسیدند به دلیل همین پیاده‌روی طولانی خسته شده بودند و به جای این که با انرژی کامل از نمایشگاه بازدید کنند، گوشه‌ای به استراحت مشغول می‌شدند.

البته حجم زیاد جمعیت هم بی‌تاثیر نیست شما توجه داشته باشید فقط مترو طبق آمار رسمی که به ما داده است حدود سه میلیون نفر را به مقصد نمایشگاه جا به جا کرده است.

البته آقای دری برخی کارشناسان این حضور گسترده مردم را چندان نشانه و مولفه‌ای برای میزان مطالعه و علاقه‌مندی مردم به کتاب نمی‌دانند؟

ببینید بر اساس نظرسنجی که ما داشتیم اغلب کسانی که به نمایشگاه می‌آیند، کتاب می‌خرند. توجه داشته باشید نمی‌گویم از پیش تعیین شده می‌دانند که چه کتابی می‌خواهند، ولی به هر حال کتاب می‌خرند.

تکرار تخلفات و تعرض به امام حسین(ع) و قیام عاشورا توسط نشر چشمه منجر به لغو پروانه و ارجاع پرونده این نشر به مراجع قضایی شد

از طرفی حتی اگر فرض را بر این بگذاریم 90 درصد کسانی هم که به نمایشگاه می‌آیند کتاب نمی‌خرند ـ که کاملا بر خلاف آمار فروش ماست ـ ولی باز هم همین که جمع کثیری از مردم ایران با محوریت کتاب در یک مکان مشخص طی 11 روز جشن کتاب برپا می‌کنند، اتفاق خجسته و مبارکی است.

شما هر سال چقدر برای برگزاری نمایشگاه کتاب اجاره می‌پردازید؟

(می‌خندد)... تومان (شما ننویسید)

چرا؟

در همین حد بنویسید که امسال اجاره را 50 درصد افزایش دادند البته ما زیر بار نرفتیم و خدا را شکر تعامل خوب بود. به هر حال ما مهمان 11 روزه هستیم و اساسا تنها دلیلی که نمایشگاه را در مصلی برگزار می‌کنیم این است که هیچ محل دیگری نداریم.

پس چرا حداقل تبلیغات محیطی یا اجاره غرفه‌های مواد غذایی و... را به مصلی واگذار می‌کنید و پولش که مبلغ کلانی هم است توی جیب مصلی می‌رود؟

ما در اجاره اغذیه فروشی‌ها و جنبه‌های تبلیغاتی هیچ سهمی نداریم.

چرا؟

قراردادی که مصلی با ما می‌بندد به گونه‌ای است که پیمانکار تبلیغات و همچنین قرارداد اجاره‌های غرفه‌ها را خودشان تنظیم می‌کنند؛ البته مقداری سر این داستان به ما تخفیف می‌دهند. به هر حال همه این مردم به خاطر کتاب و نمایشگاه به مصلی می‌آیند.

می گویند اجاره‌نشینی و خوش‌نشینی؛ ولی انگار این ضرب‌المثل خیلی در مورد نمایشگاه کتاب تهران صادق نیست.

در ارتباط با محل برگزاری نمایشگاه کتاب تهران من باید مطالبی را به طور کامل خدمت شما بگویم که بخشی از آن را برای اولین بار می‌گویم.

ببینید نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران اگر قرار بود یک بار فقط برگزار شود، می‌توانست در همین مصلی یا جای دیگری برپا شود و پرونده‌اش بسته شود؛ اما وقتی در تقویم جشنواره‌های جهانی ثبت شده است و ما هم قائل هستیم سالانه آن را برگزار کنیم آن هنگام داستان کاملا متفاوت می‌شود.

امسال هم رهبر معظم انقلاب اشاره داشتند که نمایشگاه پدیده برجسته‌ای است که مانند این را نداریم؛ پس با توجه به این بیانات رهبری باید در چند مورد اقدام ویژه شود.

اولا این که نمایشگاه را از نظر بودجه‌ای باید از اعتبار معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد جدا کنیم. بسیاری از مشکلات نمایشگاه را ما با بودجه معاونت که برای چیز دیگری تخصیص داده شده است حل و فصل می‌کنیم و این در حالی است که خیلی رخدادها و سازمان‌های کوچک‌تر و در تراز پایین‌تر از نمایشگاه کتاب ردیف بودجه مستقل برای خودشان دارند. به نظر من اول باید تکلیف بودجه را روشن کرد و بعد ما هم در معاونت امور فرهنگی می‌توانیم به عنوان بودجه مکمل کمک کنیم؛ نه این که اصل و فرع قضیه ما باشیم.

دوم این که واقعا برای مکان دائمی آن یک فکر جدی شود که باز هم باید توجه داشته باشید که وزارت ارشاد بهره‌بردار و مجری نمایشگاه است نه این که ما خودمان بیفتیم دنبال ساخت و ساز و کلنگ بزنیم.

وزارت ارشاد باید بخش نرم‌افزاری کار را بر عهده بگیرد ولی متاسفانه ما همواره کار سخت‌افزاری بیشتر انجام داده‌ایم و در هر دوره برپایی نمایشگاه شاید بیش از 70 درصد توان و انرژی ما صرف کار اجرایی می‌شود در حالی که تمرکز ما باید بخش نرم‌افزاری و محتوا باشد.

اما چون تا به امروز سازمان‌هایی که وظیفه‌شان ساخت و ساز بوده است غفلت کرده‌اند، این توقع ملی را مردم از وزارت ارشاد دارند که برای بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی کشور وارد کار اجرایی و کلنگ‌زنی هم بشود و همه از جمله خود شما اصحاب رسانه از ما می‌پرسید کی کلنگ می‌زنید؟ حال آن که کار ما اصلا ساختن و کلنگ‌زنی نیست. ما مجری برپایی نمایشگاه هستیم.

با این وجود بعد از نمایشگاه بیست و چهارم حدود یک سال کار کارشناسی کردیم و گفتیم قضای کاری که دیگران باید انجام می‌دادند را ادا کنیم. نقشه راه تدوین کردیم تا حداقل هدف‌مان مشخص باشد.

ببینید اردیبهشت که از راه می‌رسد همه یادمان می‌افتد در تهران محل دائمی نمایشگاه بسازیم. آن هنگام همه مکان‌های مهم را نام می‌بریم از پرند گرفته تا حرم امام راحل، چیتگر، زندان اوین، پادگان جی و...

ما در نقشه راه آمدیم گفتیم بهتر است در سفره‌مان یک غذا داشته باشیم ولی به آن غذا برسیم. برای همین هم یک پرونده تشکیل دادیم و آن پرونده چراغ راه ماست و مولفه‌های لازم برای محل نمایشگاه را مشخص کردیم.

در نظر داشته باشید برخی دوستان که پیشنهاد می‌دهند فقط یک مولفه را نگاه می‌کنند و مثلا می‌گویند فلان نقطه برای نمایشگاه مناسب است چون فضای وسیع و خوبی دارد. بله درست است. نمایشگاه فضای وسیع می‌خواهد اما این مولفه و شاخص کافی و لازم نیست. نمایشگاه کتاب باید جایی باشد که دسترسی هم آسان باشد. مردم با هلیکوپتر که نمی‌توانند بیایند. باید با همین وسایل نقلیه عمومی بیایند.

بعد مردم آمدند. اگر ترافیک فلج شود چه؟ نکته دیگر این که آیا ما نمایشگاه را فقط برای سال بعد می‌خواهیم یا باید به گونه‌ای باشد که 10 سال دیگر هم بتوانیم در همین محل نمایشگاه برگزار کنیم.

بگذارید مثالی بزنم. ما استادیوم آزادی را هم از جوانب گوناگون بررسی کردیم شما ببینید 100 هزار نفر آدم می‌روند چه ترافیکی می‌شود . حالا در نظر بگیرید در یک روز 10 برابر این جمعیت یعنی یک میلیون نفر بخواهند بروند استادیوم چه فاجعه‌ای رخ می‌دهد؟! تازه فوتبال 2 ساعت تمام می‌شود و مردم برمی‌گردند ولی نمایشگاه از صبح تا شب برپاست.

سرویس‌های بهداشتی استادیوم به همین جمعیت جواب نمی‌دهد چه برسد به جمعیت چند میلیونی یا برای نماز خواندن، شما ببینید همین مصلی که اصلا برای عبادت ساخته شده است در ایام نمایشگاه پاسخگوی نمازگزاران نیست.

شما اشاره خوبی داشتید. الان نمایشگاه اجاره نشین است و می‌گویند چند بار اسباب‌کشی مساوی با یک بار آتش‌سوزی است. حالا ما در 25 سالگی نمایشگاه که سن کودکی و نوجوانی و بلوغ را طی کرده است به نظرم می‌رسد باید محل دائمی را با توجه به تمام مولفه‌ها انتخاب کنیم و بسازیم.

در این نقشه راه به جمع‌بندی هم رسیده‌اید؟

جمع‌بندی نیمه‌نهایی ما زمین گسترده‌ای است که در کنار مصلی قرار دارد و به نام مجتمع امام خمینی(ره) می‌شناسیم و الان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی آنجاست که به لحاظ وسعت جای بسیار خوبی است.

یعنی زمین را از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بگیرید؟

نه خود آنها هم مستاجر هستند و زمین متعلق به دولت و نهاد رهبری است. فرض را بگذاریم که این زمین را بتوانیم بگیریم حالا این مطرح می‌شود که ما بنایی به عنوان نمایشگاه بین‌المللی براساس استاندارد‌های جهانی بسازیم که به کار نمایشگاه مطبوعات، قرآن و دیگر نمایشگاه‌های تخصصی و بین‌المللی هم بیاید یا نه فقط نمایشگاه کتاب بسازیم چرا که در تراز نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هیچ رخدادی را نداریم و بقیه موارد مشابه در جاهای دیگر می‌توانند براحتی برگزار شوند.

پس ببینید کار به این آسانی‌ها نیست. ما دوست داریم اگر قرار بر مکان جدیدی باشد محلی دائمی و براساس معیارها و استانداردهای روز باشد و حدود 30 مولفه اصلی را دربر گیرد مانند وسعت، قابلیت انعطاف در ساخت و ساز، تهویه، حمل و نقل عمومی، دسترسی، تردد معلولین، کودکان و...

با این اوصاف، تا به حال فکر کوچک کردن نمایشگاه افتاده‌اید؟ مثلا جداکردن بخش‌های آموزشی و برگزاری نمایشگاه‌های کتاب تخصصی و مستقل در ایام دیگر سال؟

جداسازی نمایشگاه کتاب و کودک و نوجوان مطرح است که معایب و محاسنی دارد مثلا این که نمایشگاه از حالت خانواده بودن در می‌آید و یک عضو کم می‌شود. از طرفی کودکان و بچه‌ها در شرایط بهتری می‌توانند به نمایشگاه تخصصی خودشان بیایند.

کتاب‌های آموزشی چطور؟

این موضوع در شورای سیاستگذاری مطرح شده است و تقریبا نظر کارشناسی هم بر جداکردن کتاب‌های آموزشی است. به هر حال بخش عمده‌ای از مراجعه‌کنندگان نمایشگاه کتاب تهران دانش‌آموزان و دانشجویان هستند. این عزیزان می‌توانند براحتی در طول سال و در شهرها و استان‌های مختلف به کتاب‌های آموزشی و کمک‌درسی دسترسی داشته باشند و به نظر می‌رسد نمایشگاه کتاب باید محلی برای فروش کتاب‌هایی باشد که سخت‌تر به شهرهای مختلف می‌رسند.

نکته دیگر هم این است که کتاب‌های آموزشی در نهایت به ترویج کتاب و کتابخوانی منجر نمی‌شوند. ضمن این که وزارت علوم و آموزش و پرورش هم در این موضوع باید وارد شوند و وزارت ارشاد به حمایت از کتاب‌هایی بپردازد که برای بخش عمده‌ای از جامعه به صورت فراگیر کاربرد دارد و به مطالعه مفید می‌انجامد.

در نهایت این که ما به نتیجه رسیده‌ایم که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران باید خالص‌تر برگزار شود.

اگر موافق هستید سری هم به آمارهای فروش نمایشگاه بزنیم. می‌گویند امسال وزارت ارشاد یارانه زیادی به نمایشگاه تزریق کرد تا آمار فروش بالا برود و بن نوعی از این جیب به آن جیب کرد؟

اول این که اگر نسبت به دوره‌های گذشته در پرداخت یارانه جهشی داشته‌ایم جزو افتخارات ماست و امسال
به خصوص در ارائه تسهیلات به دانشجوها رشد خوبی داشتیم و هر دانشجو با معرفی رئیس دانشگاه بن الکترونیک در اختیارش قرار می‌گرفت.

دوم این که بسیاری از این تسهیلات و یارانه‌ها ممکن است هنوز در نمایشگاه استفاده کامل نشده باشد و اعتبار بن‌های کاغذی تا سال 1393 است و بن‌های الکترونیک هم براساس آماری که داریم بخش عمده‌ای از آن در کارت‌ها هنوز وجود دارد.

سوم این که بر فرض محال اگر همه یارانه‌ای که ما امسال اختصاص دادیم در نمایشگاه مصرف شده باشد باز هم نهایت 10 میلیارد تومان تزریق کردیم ولی فروش امسال بسیار بیشتر از این افزایش 10 میلیاردی است. چهارم این که ما در تعداد عناوین فروش کتاب هم رشد چشمگیر داشته‌ایم.

البته به نظرم گرانی کاغذ و بالا رفتن قیمت کتاب‌ها هم در این میان بی‌تاثیر نبوده است؟

میانگین و معدل رشد قیمت کتاب در چند سال گذشته همواره از رشد کلی تورم پایین‌تر بوده و رقمی حدود 14 تا 15 درصد است...

آقای دری، من نمی‌توانم این را قبول کنم. کتاب خودم چاپ اول و دومش حدود 50 درصد تفاوت قیمت داشت.

این رقم که من گفتم، میانگین افزایش قیمت است و ما ناشری داشته‌ایم که 70 درصد به قیمت کتابش افزوده است و ناشری هم وجود دارد که با همان قیمت سال گذشته کتابش را می‌فروشد.

در ضمن توجه داشته باشید که این گرانی هنوز تاثیر خودش را نگذاشته است. ناشر شما هنوز با قیمت جدید یورویی کاغذ نخریده است. در واقع این گرانی بیشتر محصول جنبه روانی کار است و اگر رشد قیمت کاغذ به این ترتیب پیش برود که ان‌شاالله نمی‌رود، گرانی در 6 ماهه دوم خودش را نشان می‌دهد نه الان!

به نظر شما ناشران آمار واقعی فروش خودشان را اعلام می‌کنند؟

مبنای این آماری که ما اعلام می‌کنیم فروش الکترونیک کتاب است که آمار آن کاملا مشخص است و رقمی حدود
25 میلیارد و 400 میلیون تومان می‌شود و معمولا فروش کتاب به صورت وجه نقد (ارزی و ریالی) به همراه بن کاغذی 5 برابر خرید الکترونیکی است و می‌توانم بگویم رقم فروش کل نمایشگاه حدود 125 میلیارد تومان است.

اما در مورد پرسش شما باید بگویم کمتر ناشری رقم دقیق فروشش را اعلام می‌کند و دلیلش هم این است که ناشران یک سری دغدغه‌هایی دارند که مثلا اگر بگویند وضع فروش خوب است و گله نکنند کسی دیگر از آنها حمایت نخواهد کرد.

از هر کدام که بپرسید می‌گویند ای بد نبود، کتاب گران شده است، مردم کمتر می‌خرند و...!

اگر موافق هستید کمی به مسائل حاشیه‌ای بپردازیم.بعضی ناشران یکی دو سالی است که از حضور در نمایشگاه کتاب محروم شده‌اند و در رسانه‌های مختلف مصاحبه می‌کنند و می‌گویند وزارت ارشاد هیچ پاسخی به آنها نمی‌دهد و به نظر می‌رسد این محرومیت‌ها از جایی فراتر از وزارت ارشاد تصمیم‌گیری می‌شود. این تا چه حد واقعیت دارد؟

این ناشرانی که می‌گویند به ما اطلاع یا پاسخی نمی‌دهند توجه داشته باشند از سال 87 چند بار از سوی همین وزارت ارشاد به آنها تذکر داده شده است.

این ناشران به دلیل تکرار تخلف هایشان محروم شده‌اند ولی ما نمی‌خواهیم این تخلف‌ها را در بوق کنیم و رسانه‌ای شود. به هر حال هرکسی آبرویی دارد.

یک مقدار درباره این تخلف‌ها شفاف‌تر صحبت می‌کنید؟

بخشی از تخلف‌ها، نمایشگاهی است. همان طور که اطلاع دارید کمیته ناشران داخلی قوانین را تنظیم کرده است و موقع ثبت‌نام ناشران آن را می‌خوانند و متعهد می‌شوند در طول برپایی نمایشگاه آن را رعایت کنند.

مثلا کتاب سه سال قبل را نمی‌توانند در نمایشگاه عرضه کنند و اگر کتابی متعلق به سال‌های دور عرضه شود این خودش یک تخلف است.

کتاب‌هایی که قبلا مجوز گرفته اند ولی الان مجوز نمی‌گیرند عرضه‌شان در نمایشگاه کتاب ممنوع است یا برخی ناشران شخصی را به عنوان غرفه‌دار معرفی می‌کنند و ما برایش کارت صادر می‌کنیم ولی هنگام بازدید در ایام نمایشگاه می‌بینیم یک نفر دیگر در غرفه ایستاده با یک شمایل دیگر که چندان اخلاقی هم نیست و حجاب و پوشش او هم مشکل دارد.

برخی ناشران برای خودشان وسیله خوراک‌پزی آورده‌اند و انواع نوشیدنی‌ها و خوراکی‌های غیرمجاز هم در بساطشان وجود دارد!

خلاصه کلام این که از جزئی‌ترین تا کلی‌ترین مباحث را در بر می‌گیرد و ما هم در 3 سال گذشته تذکر داده‌ایم ولی احساس کردیم ناشران متخلف فکر کرده‌اند این تذکرها صرفا تذکر است و در سال بعد فراموش می‌شود. گفتیم
یک بار این تذکرها را جمع کنیم و تشکیل جلسه دادیم و آن گروه از ناشران را که تخلفاتشان را تکرار کرده بودند از نمایشگاه محروم کردیم.

یعنی مرجعی غیر از وزارت ارشاد درباره حضور ناشران در نمایشگاه تصمیم‌گیری نمی‌کند؟

درباره چند تا از این ناشران که تعدادشان خیلی کم است از مراجع قضایی به ما نامه‌نگاری شد که البته بیشتر تخلفات‌شان غیر از مسائل نشر بود ، مثلا کار اقتصادی کرده بودند یا شرکت‌های هرمی داشتند که به طور طبیعی آنها هم از حضور محروم شدند.

یکی از ناشرانی که امسال در نمایشگاه غایب بود و درباره تعلیق آن هم خبرهایی منتشر شد نشر چشمه است که محرومیت آن بشدت رسانه‌ای شد. درباره تخلف‌ها و آخرین وضعیت این نشر هم صحبت کنید؟

در ارتباط با چشمه ما حداکثر لطف و همکاری را انجام دادیم تا این نشر به مشکلی بر نخورد ولی متاسفانه خودشان اصرار داشتند کار به اینجا برسد.

از نظر حقوقی وضعیت نشر چشمه به گونه‌ای است که مدیر کل حقوقی وزارت ارشاد به بنده می‌گوید این نشر باید 2 سال پیش بسته می‌شد و مسوولیت را بر عهده خود ما گذاشت و گفت هیچ مسوولیتی در این زمینه بر عهده نمی‌گیرد.

می‌خواهم بگویم ما همه تلاش‌مان را کردیم ولی متاسفانه خود دوستان روندی را در پیش گرفتند که به تعلیق و سپس تعطیلی کامل و لغو امتیاز انجامید.

من می‌خواهم خیلی شفاف در این رابطه صحبت کنم و یکی دو چشمه از کارهای نشر کار چشمه را برای اولین بار بگویم که باعث می‌شود بسیاری از کسانی که از این نشر حمایت کردند به نوعی توبه کنند.

ببینید اول این که ما همه تلاش‌مان را در ارتباط با این نشر انجام دادیم. مثلا دستور دادم کل کارهایی که از این انتشارات غیرقابل انتشار تشخیص داده شده بود توسط کارشناسان دیگری هم بررسی شود تا ببینیم آیا مشکل همین است که دیدیم نه واقعا این گونه نبود.

توجه داشته باشید زمانی شما کتابی ارائه می‌کنید و غیر قابل انتشار تشخیص داده می‌شود و مساله خاصی نیست ولی زمانی که این غیرقابل انتشارها تعدادشان زیاد می‌شود و حجم اصلی کار ناشر را دربر می‌گیرد آن هنگام نشان‌دهنده نوعی کجروی و ترویج تفکری خاص و مضر و غلط است.

وزارت ارشاد بهره‌بردار و مجری نمایشگاه است نه این که ما خودمان بیفتیم دنبال ساخت و ساز و کلنگ بزنیم؛ متاسفانه ما همواره کار سخت‌افزاری بیشتر انجام داده‌ایم و در هر دوره برپایی نمایشگاه شاید بیش از 70 درصد توان و انرژی ما صرف کار اجرایی می‌شود

باز هم ما گفتیم یک فرصت بدهیم که اصلاح کنند شاید با درایت لازم بتوانند مسیر خودشان را اصلاح کنند اما متاسفانه کار به اینجا رسید که این انتشارات کتابی عرضه کرد که سراسر ضد قیام کربلا و ضد امام حسین(ع) بود.

تعرض به امام حسین که همه ایران 10 روز محرم برای او سیاه می‌پوشند و سوگواری می‌کنند دیگر قابل گذشت نبود.

آقای کیائیان مدیر نشر به دفتر من آمد و گفت والله من این کتاب را نخواندم! خب برادر من ما به شما پروانه نشر داده‌ایم که شما کتاب‌ها را بخوانید. مگر می‌شود من یکی را بکشم بگویم من نفهمیدم. متوجه نشدم؟!

یکی دیگر از تخلف‌های نشر چشمه این بود کتابی را برای مجوز ارائه می‌داد و بعد همان کتاب را دوباره از مسیر انتشاراتی دیگر با همان شکل و شمایل عرضه می‌کرد. بعد که پیگیری می‌کنیم و دلیلش را می‌پرسیم می‌گویند مشکل از مولف بوده است و بعد که می‌گوییم خب بروید قراردادهایتان را بیاورید می‌گویند صحبت شفاهی بوده و...

به هر حال مشکلات این ناشر بیش از این چیزی است که مردم و اهل قلم می‌دانند و متاسفانه جو رسانه‌ای کاذب هم ایجاد می‌شود و ناشر هم به هر حال بدش نمی‌آید یک جور مطرح شود.

در یک جمله بگویم که این نشر براساس رای هیات رسیدگی به تخلفات که از خود اعضای صنف و اتحادیه هم در آن حضور دارند پروانه نشرش لغو شده است و تنها لغو هم نیست و بلافاصله پرونده‌اش برای رسیدگی به مرجع قضایی ارسال می‌شود.

البته این که می‌گویم لغو به این مفهوم نیست که فروشگاه و محل‌اش را پلمب کنند بلکه می‌تواند به حالت کتابخانه‌ای و کتابفروشی به فعالیت‌اش ادامه دهد ولی کتاب تازه‌ای نمی‌تواند برای انتشار عرضه کند.

در ایام برپایی نمایشگاه کتاب تهران شایعه‌ای هم مبنی بر استعفا یا برکناری شما هم شنیده شد!

خودتان می‌گویید شایعه! من نه آمدنم با سر و صدا بود و نه رفتنم این گونه خواهد بود و فعلا هم خدمت شما هستم و ان‌شاءالله برای آینده هم در حال برنامه‌ریزی هستیم.

سینا علی‌محمدی ‌- گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها