دو اتهام مهندس معتاد

تصور عموم مردم بر این است که معتادان، افرادی بی‌سواد یا کم‌سواد هستند که به خاطر شرایط خانوادگی به سمت اعتیاد رفته‌اند؛ اما در بسیاری مواقع دیده‌ شده، این معتادان افرادی هستند با سطح تحصیلات بالا و درآمد زیاد که برای رسیدن به خواسته‌شان، دست به قتل هم می‌زنند.
کد خبر: ۴۷۸۶۴۶

آنچه می‌خواهم برایتان تعریف کنم، ماجرای زندگی معتادی تحصیلکرده‌ بود که با برقراری ارتباط با زن دوستش، دست به قتل زده‌ بود.

به یاد دارم هشت سال پیش، پرونده‌ای را مورد بررسی قرار دادم که مهندس جوانی به‌خاطر مواد مخدر دست به کارهای خلافی زده‌ بود و در نهایت هم مرتکب قتل شده‌ بود.

ماجرا از این قرار بود که زنی به ماموران خبر داده ‌بود شوهرش به قتل رسیده ‌است و وقتی پلیس به محل رسید، مشخص شد ضارب، مهندسی جوان است که دوستی‌ای قدیمی با مقتول داشته است.

پلیس، مهندس جوان را شناسایی و بازداشت کرد. مهندس جوان قتل را به عهده گرفته و ابراز پشیمانی کرد، اما این همه ماجرا نبود چرا که پلیس متوجه شد مهندس جوان با همسر مقتول هم رابطه داشته‌ است.

پرونده روند قانونی خود را طی کرده و برای صدور کیفرخواست به دستم رسید. پرونده را که خواندم، متوجه شدم این مهندس جوان بعد از این‌که به خانه دوستش رفت‌وآمد کرده، با همسر او آشنا شده و رابطه برقرار کرده‌ بود.

ماجرا از این قرار بود که مهندس جوان با مردی به نام امیر آشنا شده و با هم رابطه دوستانه برقرار کرده ‌بودند. این مهندس برای کشیدن تریاک به خانه امیر رفت‌وآمد کرده و با همسر او آشنا شده‌ بود. در نهایت به خاطر اختلافاتی که پیدا کرده بودند، با کمک زن امیر، او را به قتل رسانده‌ بودند.

مهندس جوان در بازجویی‌ها مدعی شده ‌بود که همسر امیر هیچ نقشی نداشته و درگیری آنها به خاطر پول و مواد بوده‌ است.

او در اعترافاتش گفته ‌بود: من امیر را از مدت‌ها قبل می‌شناختم. زمانی که خرید و فروش موبایل می‌کردم، یک خط به امیر فروخته بودم و هر ماه قسط آن را می‌گرفتم. کم کم روابط ما بیشتر شد، با این‌که معامله به هم خورده و امیر قسط‌هایش را نداده بود و صاحب اصلی موبایل، خط را قطع کرد، اما باز هم روابط ما ادامه داشت. من به خانه امیر می‌رفتم و در آنجا با هم تریاک می‌کشیدیم. یک شب قبل از حادثه، امیربه من تلفن کرد و گفت مقداری تریاک دارد.

او سپس مرا برای مصرف مواد دعوت کرد. ما به خرابه اطراف تهران رفتیم. من می‌خواستم برای روشن کردن منقل از جیبم کاغذ بیرون بیاورم که یک چک پول 500 هزار تومانی هم همراه کاغذ از جیبم بیرون افتاد. وقتی امیر پول را دید، گفت بابت قسط‌هایی که از وی گرفته بودم، به او بدهکار هستم و باید بدهی ام را بپردازم که ما سر این موضوع با هم درگیر شدیم.

متهم افزود: امیر به سمت من مشت و لگد پرت می‌کرد و در این درگیری من یکدفعه به طور کامل بیهوش شدم. چند دقیقه بعد که به هوش آمدم، اصلا متوجه اطرافم نبودم، از چشمم خون می‌آمد و شکاف بزرگی در اطراف آن ایجاد شده بود. به خانه رفتم و چشمم را پانسمان کردم، اما خونریزی چشمم خیلی شدید بود، صبح زود به درمانگاهی رفتم و بعد تصمیم گرفتم سراغ امیر بروم.

هر چند او هر روز صبح زود سرکار می‌رفت، اما قرار بود آن روز برای اجاره کردن مغازه سر یک قرار برود و من که می‌دانستم وی سرکار نیست، به خانه اش رفتم. همسرش در را باز کرد و من به او گفتم با امیر کار دارم، اما وی گفت شوهرش در خانه نیست.من حرفش را باور نکردم و به زور وارد منزل شدم، همه‌جا را گشتم اما امیر نبود. زن جوان التماس می‌کرد و می‌گفت با او کاری نداشته باشم. او چاقویی برداشت و مرا تهدید کرد. بهروز ادامه داد؛ چاقو را از دستش گرفتم و گفتم با شوهرش کار دارم. در همین حین امیرتماس گرفت.

من به زن امیر گفتم حضور مرا به شوهرش اطلاع ندهد. به فاصله دو دقیقه از مکالمه تلفنی آنها امیر به منزلش بازگشت. من از ترس در کمد مخفی شده بودم، امیر و زنش چند دقیقه‌ای با هم صحبت کردند و بعد امیر به سمت کمد آمد و مرا بیرون کشید.

ما با هم درگیر شدیم، همسر امیرچند چاقوی میوه‌خوری آورد تا شوهرش با آنها مرا بزند اما من مغلوب نمی‌شدم تا این‌که بار آخر وقتی سرم را از پنجره بیرون بردم و فریاد زدم، امیر دوباره گردن مرا گرفت و در حین درگیری من چاقویی را که به زمین افتاده بود، برداشتم و یک ضربه به او زدم و امیر روی زمین افتاد.

متهم در ادامه اعترافاتش گفت: در همین هنگام یکی از همسایه‌ها در خانه را زد و من از ترس این‌که مبادا زن جوان به همسایه‌ها بگوید چه اتفاقی افتاده است خودم را از پنجره به بیرون پرت کردم و با این‌که خانه امیر در طبقه چهارم بود، اما زخمی نشدم و توانستم فرار کنم.می‌خواستم از مرز ارومیه به ترکیه بروم که شناسایی و دستگیر شدم.

از نظر من، همسر امیر هم در قتل نقش داشت به‌همین خاطر پرونده را پیش بازپرس پس فرستادم و خواستم از همسر امیر بیشتر تحقیق شود و در نهایت این تحقیقات منجر به بازداشت همسر امیر و صدور کیفرخواست علیه او شد.

هرچند زن جوان در دادگاه اتهام را انکار کرد، اما واقعیت مشخص شد و هیات قضات متوجه شدند که مهندس جوان بخاطر اعتیادی که داشته، به خانه امیر رفت و آمد کرده با همسر او آشنا شده و زمانی که بر سر پول و مواد با او درگیر شده، با همدستی همسر‌امیر دست به قتل مرد جوان زده ‌است.

اگر امیر و مهندس جوان به مواد اعتیاد نداشتند و زندگی سالمی در پیش می‌گرفتند، این اتفاق نمی‌افتاد و هرکدام زندگی خودشان را داشتند.

محمدرضا حیدری - بازپرس دادسرای یافت‌آباد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها