در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اوایل که آمدی، به تو میگفتند موبایل. اما بعدها رفتی و با اجازه ثبت احوال نامت را عوض کردی و شدی آقای همراه. ناراحت نشو، اما نامت را که عوض کردی، اخلاقت هم عوض شد. اخلاق ما هم عوض شد.
آقای همراه، من به تو احترام میگذارم. تو خیلی هنر داری که نیامده اینقدر خودت را توی دل ما جا کردهای. حالا خوش تیپ هم شدهای. حالا از هر شمارهات یک هنر میبارد. همین است که همه ما عاشقت شدهایم. شبها تا تو نخوابی، ما بیداریم. روزها اول تو را تر و خشک میکنیم بعد به خانواده سلام میدهیم.
آقای همراه تو خیلی زود زیاد شدی. حالا همه جا هستی. حالا ما خودمان را با تو پیدا میکنیم. من که میگویم حالا ما هنوز داغیم و نمیفهمیم، وگرنه چه معنی دارد که ما خودمان را با تو پیدا کنیم.
چه معنی دارد که تو همراه تنهایی ما باشی. چه معنی دارد که تو از راه نرسیده، شدهای همه کاره و ما هیچ کاره. چه معنی دارد که مدام حواسمان به تو پرت است. تو مگر چه داری که ما خودمان نداریم.
من به تو احترام میگذارم اما این را میدانم که تو بعضی وقتها دیگر شورش را در میآوری. میدانم که عین قارچ داری رشد میکنی و تکلیف خیلی از ما با تو هنوز معلوم نیست. بعضی از ما انگار هنوز نمیدانیم که بعضی قارچها سمی است.
آقای همراه تو بعضی وقتها زیادی ما را به بازی میگیری. راستش را بخواهی از یک رفتار تو خیلی بدم میآید. کاشکی اخلاقت عوض نشده بود.
کاشکی مثل همان روزهای اول با ابهت و ساده میماندی و همان جذبه و حرمتی که داشتی، برایت باقی میماند. بعضی وقتها حس میکنم که تو زیادی هیز شدهای.
بعضی وقتها حس میکنم همان موبایل قدیمی خودمان با همان سادگیاش مهربانتر بود. وجدان داشت. حالا احساس میکنم بیوجدان شدهای آقای همراه. چه معنی دارد که توی خیابان وقتی چند نفر از ما به دلایلی به جان هم افتادهایم، تو میایستی کنار و چشمهایت را به کار میاندازی و انگار که خوش به حالت شده است و انگار که داری فیلم میگیری و فیلم میبینی؛ از این اخلاقت متنفرم. اخلاقهای بد دیگری هم داری که خودت هم میدانی. حالا من به رویت نمیآورم. بماند برای بعد...
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: