در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین نسخه بازی «برخاسته» یک عنوان نسبتا کوچک اما جاهطلبانه بود که برخلاف خیلی از بازیهای همسبک خود که تمرکز اصلیشان را به بهبود و ارتقای شخصیت میگذارند، این بازی قهرمان را در یک دنیای فانتزی مملو از گنجینه، انتخاب و کارهای فراوان قرار میداد. به عبارت دیگر گشتوگذار، مکانیسم اصلی بازی به شمار میرفت. از بعضی جهات تلاش سازندگان قابل تقدیر بود، اما کنترل زمخت، تکیه بیش از حد بر کمینکردن و متعادل نبودن کل بازی، بازیکننده را خیلی زود از پای آن بلند میکرد. در «برخاسته 2: آبهای تیره» کمینکردنها و یک سری از ضعفها همچنان باقی است، با این حال احتمال این که بازیکنندهها این نسخه را تا انتها ادامه دهند بیشتر است. داستان بازی چند سال بعد از وقایع نسخه اول اتفاق میافتد و همان دنیای پرخطر قدیمی را در قاب تصویر قرار میدهد. قهرمان بینام ما به «دنیای قدیم» بازمیگردد تا از طرف کلیسا ترویجدهنده عقاید مذهبی باشد، آن هم در جزیرهای که هیولاهای مختلف از عمق دریا بیرون آمدهاند و در سراسر آن به چشم میخورند. جنگلهای گرمسیری، قبایل بومیکهن و دزدهای دریایی جنایتکار مواردی است که در این جزیره بیش از هر چیز باید با آنها دست و پنجه نرم کنید تا بلکه موفق شوید برای غلبه بر شیطان برخاسته از اعماق دریا راهی بیابید. «برخاسته 2: آبهای تیره» در واقع یک عنوان نقشآفرینی اکشن سنتی است؛ به این معنی که قلب آن با مکانیسم اکتشاف میتپد. شما در محیط جزیره ماموریتهایی مسخره و مبتذل از افرادی لاابالی دریافت میکنید که انجام دادن یا ندادن آنها بر روند ماموریتهای اصلی تقریبا بیتاثیر است. متاسفانه همانند نسخه قبلی حرکت در جزیره و کنترل بازی با ضعف همراه بوده و برای ما که سالها به سیستم هدایت و حرکت بازیهای مدرن عادت کردهایم و آن را دوست داریم، بیش از حد قدیمی و از رده خارج شده به نظر میرسد. شخصیت اصلی برای این که در جزیره گم نشود، از یک قطبنما بهره میبرد، اما این وسیله خیلی کم به کار میآید و مدام مجبور میشوید به نقشه کلی مراجعه کنید تا از موقعیت خود نسبت به نقطه ماموریت بدرستی مطلع شوید. بعد از این که در جزایر بازی به اندازه کافی گشت زدید، نقاطی برای مسافرت سریع در دسترس قرار میگیرد؛ اما نحوه قرارگیری بعضی از آنها کاملا اتفاقی بوده و به وضوح معلوم است که در بعضی مناطق سازندگان کلا فراموش کردهاند باید یک کارهایی انجام بدهند. خوشبختانه جزایر به اندازه کافی بزرگ نیست و بعد از این که موفق به خریداری کشتی شدید میتوانید با سرعت قابل قبولی بین آنها تردد کنید. بازیکننده با کشتن دشمنان، کشف مکانها و انجام ماموریتها امتیاز «افتخار» کسب میکند و با این امتیاز میتواند تواناییهای جدید برای خود خریداری کند که به عنوان مثال یکی از آنها دفاع او را در برابر حملات نزدیک افزایش میدهد، یا موردی دیگر که قدرت ضربات وی را زیاد میکند. هرچه درجه یک توانایی بالاتر رود، برای دستیابی به آن به افتخار بیشتری نیاز دارید در نتیجه باید پول بیشتری نیز هرینه کنید. به دست آوردن طلا بسادگی سایر بازیهای نقشآفرینی نیست و انتظار نداشته باشد که از جیب دشمنها طلا بریزد، بلکه باید با دریافت رشوه یا فروش اشیای قیمتی جیب خود را پر نگه دارید. به همین دلیل مدت نسبتا طولانیتری لازم است تا احساس کنید کاراکتر خود را به اندازه کافی ارتقا دادهاید. ناگفته نماند که سیستم ارتقای تواناییها جذابیتهایی هم دارد. مثلا اگر میزان حیلهگر بودن کاراکتر زیاد باشد، او میتواند میمونها را آموزش دهد تا برای او دزدی کنند، اما همانطور که اشاره شد رسیدن به چنین مرحلهای در بازی، صبر و بردباری میطلبد. بزرگترین ضعف این نسخه از بازی، مرگهای بیارزش و فراوان آن به شمار میرود؛ یعنی هیولاهای بسیاری هستند که میتوانند خیلی سریعتر و مرگبارتر از شما ضربه وارد کنند و حتی اگر قصد فرار از مهلکه را داشته باشید، بعضی از آنها با یک حمله تمامکننده شما را به دیدار خزانهدار دوزخ میفرستند! حملات بیشتر دشمنان بسیار سریع است، حتی به شما فرصت نفس کشیدن هم نمیدهند. ساده بگویم اگر همزمان با چند دشمن روبهرو شوید، یکی از آنها چنان شما را به دیوار میخ میکند که فرصت دفاعکردن و حتی فریاد کشیدن نداشته باشید. بقیه هم با خیال آسوده دور از دسترس شما میایستند و حملات دوربرد خود مثل پرتاب آتش و از این قبیل را به سوی کاراکتر روانه میکنند! به همین دلیل شخصیت اصلی نسبت به بیشتر دشمنانی که با آنها روبهرو میشود، عاجز و ناتوان است و بازیکننده اصلا دوست ندارد قهرمان بازیاش به گوشهای بخزد و انگشت شستش را میک بزند! «برخاسته 2» بازی ستمگری است و با متعادل نبودن خود، اشک مخاطبش را درمیآورد. اولین NPC که در بازی میبینید شما را به دوئل فرا میخواند و حرکاتی انجام میدهد که کاراکتر به ساعتها زمان نیاز دارد تا آنها را فرا بگیرد یا دشمنانی که کوچکترین رحم و مروتی سرشان نمیشود و مثل لاشخورهایی گرسنه انتظارتان را میکشند. در ضمن قبل، بعد و حتی میان مبارزات از ذخیره بازی غافل نشوید. حال اگر چنان حوصله داشته باشید که پای بازی بنشینید و کاراکتر خود را به نهایت ارتقا برسانید یا صاحب کشتی شخصی شوید، آن وقت تازه اوج لذت بازی است؛ زیرا میتوانید برای کشتی خدمه استخدام کرده، به آنها امر و نهی کنید و حتی در ماموریتهای روی خشکی یکی از آنها را همراه خود بیاورید. یکی از ویژگیهای جدید این مجموعه، جادوی سیاه است که بازیکنندههای سرسخت برای دستیابی به آن حاضرند هر کاری انجام بدهند. میتوان با این جادو کاراکتر را به شکل افراد مختلف درآورد و سوءاستفادههایی نیز انجام داد! استفاده از این جادو در بعضی از مراحل داستان بسیار حیاتی است. به عنوان جمعبندی باید گفت «برخاسته 2: آبهای تیره» بازی دشواری محسوب میشود، در عین حال که لذت ارتقا یافتن کامل در آن غیرقابل توصیف است. گرافیک و جلوههای بصری آن با توجه به این که به اندازه کافی زمان بین 2 نسخه وجود داشته، پیشرفت چشمگیری نکرده است و تنها به لطف محیط جنگلی و جزایر گرمسیری است که بازی زیباتر به نظر میرسد. با این که سازندگان تلاش زیادی برای بهبود این بازی کردهاند، اما برای ورود به بازار رقابت هنوز راه زیادی باقی است.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: