در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما حالا 2 سال دیگر هم از همان روز گذشته است.
دیگر شاید کسی آن طفل را یادش نیاید و همه دیگر جامجم را به چشم «جوانی رشید و رعنا» نگاه میکنند.
دیروز 10 اردیبهشت همه جایگاهها و ردیفها و سمتها طبق رسم اردیبهشتی هرساله از بین رفته بود. مدیرمسوول و سردبیر و دبیر و عکاس و خبرنگار و پرسنل امور اداری و... همه و همه در کنار هم قرار گرفته بودند. دیروز دیوارها هیچ کس را از دیگری جدا نمیکرد و همه، یکجا جمع شده بودند تا کیک دوازدهمین سالگرد تولد «جامجم» را ببرند و برای صدوبیست ساله شدنش دعا کنند. بیژن مقدم، مدیرمسوول روزنامه پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم، صمیمانه و بیمقدمه پشت تریبون رفت و از مشکلات گفت و گرانی کاغذ و این که «اگر چه سختی و نگرانیها کم نبوده است، اما تلاش کرده تا این نگرانیها به تحریریه و سایر بخشهای روزنامه سرایت نکند» و نیز از اهداف و برنامههایش برای سال 91 سخن راند.
بعد از شعرخوانی پشت بندش هم کیک تولد 12سالگی روزنامه بریده شد تا همه شیرینی 12 ساله شدن را بیشتر حس کنند. و بعد، ... تمام شد. دوباره به همین سادگی. حالا جماعتی که به حرمت قلم جایگاهی رفیع دارند، آماده میشوند تا با توکل به پروردگار طوری ادامه دهند که در سیزدهمین جشن تولد جامجم، همه به هم نگاه کنند و بگویند «امسال، بهترین سال روزنامه بوده است تا حالا». امید که چنین شود.
کیوان امجدیان / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: