فصل سختی را پشت سر گذاشتی.
همیشه کارکردن در تیمهای پرطرفدار و مدعی سخت است و استقلال هم از این قاعده مستثنی نیست.
اما چنین مسالهای در طول این فصل بیشتر برای شما (بازیکنان استقلال) نمود داشت. این طور نیست؟
از این نظر که این فصل باید بیشتر بازی میکردیم حق را به شما میدهم.
بیشتر توضیح میدهی؟
ما در این فصل باید در لیگ برتر، لیگ قهرمانان آسیا و جام حذفی شرکت میکردیم. بعلاوه در اواسط راه متوجه شدیم به خاطر یک سری اشتباهات صورتگرفته از سوی برخی باشگاهها در مورد ارسال مدارکشان برای کمیته لیگ حرفهای، AFC سهمیهمان از 4، به 2 به اضافه 2 کم شد. آنجا بود که گفتند ما و ذوبآهن باید 2 بازی بیشتر در پلیآف انجام بدهیم و این مساله به نوعی قوزبالای قوز شد تا ما با وجود آن همه فشار در مسابقات مختلف، این دو بازی سنگین را هم در برنامه کاریمان بگنجانیم.
تیم ملی را فراموش کردی؟
خیر، داشتم میگفتم. علاوه بر همه این مسابقات سنگین...
... چرا سنگین؟ مگر فقط استقلال بود که در این رقابتها شرکت داشت؟
خب سنگین به این خاطر است که همه از ما توقع دارند. ما استقلال هستیم و صدها و هزاران منتقد داریم. کافیست در یک بازی خانگی مساوی کنیم آن وقت است که دهها مقاله و برنامه ورزشی تدارک دیده میشود تا ریزریز مسائل تیم ما را از بالای باشگاه گرفته تا آن پایینترین نفرات تیممان مورد نقد قرار دهند؛ نقدهایی که انصافا همهشان هم نقد نیستند.
پس چی هستند؟
انتقادهای مغرضانه و بیپایه و اساس.
قبول داری هر تیم و مربی و مدیری مخالفان و موافقان خاص خودشان را دارند؟
صددرصد، اما مخالف به معنی مخالف واقعی اگر باشد مشکلی نیست. باور کنید برخی اوقات نقدهایی را در مورد تیممان شاهد هستیم که دم دکان هیچ عطاری نمونهاش را پیدا نمیکنید. من آدم انتقادپذیری هستم و از این مساله که کسی اشکال کارم را بگوید خوشحال هم میشوم، اما در مقاطعی در این فصل ما شاهد بودیم که برخی با ما دشمنی میکردند.
چرا؟
نمیدانم! اصلا نمیدانم چرا، بحث سهمخواهی است؟! بحث حسادت است؟! نمیدانم چرا، اما باور کنید که همه انتقادها برای بهبود روند کار استقلال نبود و عدهای از ریشه مخالف این تیم و این سرمربی و مدیرعامل باشگاه بودند و هنوز هم به کارشان ادامه میدهند.
پس به این خاطر گفتی فصل سختی را داشتی.
این مسائل البته برای بازیکنان زیاد مشکلساز نیست، چون ما بیشتر درگیر بازیها و مسابقاتمان هستیم، اما همین که افسردگی سرمربی و کادر مدیریتیمان در باشگاه میبینیم به هر صورت روی ما هم تاثیر میگذارد و این برای ما خوب نیست، تا آن که یک سرمربی سرخوش و امیدوار را در تمرینات ببینیم. گرچه انصافا آقای مظلومی همواره سعی میکردند که ناراحتیهایشان بابت این مسائل را به بچهها منتقل نکنند، اما خب ما هم که بچه نیستیم و از بیرون هم مطلعیم.
با این حساب باز هم خوب نتیجه گرفتید.
این هم از الطاف خداوند بود که توانستیم بهرغم تمام فشارها یک جام باارزش و سهمیه لیگ قهرمانان آسیا را بگیریم.
انتظارش را داشتی؟
صددرصد. ما در اول فصل تیم خوبی بستیم و انتظار کسب یک جام، البته به نظر من حداقل انتظار از این استقلال بود.
چطور توانستید با حواشی کنار بیایید؟
دلیل اصلیاش بار تجربی بالای بازیکنانمان بود. مطمئن باشید که اگر میانگین تجربی نفرات استقلال اندکی از این کمتر بود حتی ممکن بود لطمات جبرانناپذیری به تیممان وارد شود.
اما نشد؟!
خیر، نشد چون ما همه سرد و گرم چشیده بودیم و از درون دروازهمان تا نوک خط حمله که آرش برهانی باشد همه نفرات تیم یا بهتر است بگویم اکثر نفرات باتجربه بودند و در مواجهه با این همه انتقادات غیرمنطقی به خوبی برابرشان ایستادگی کردیم.
اما شما نفرات جوانی هم داشتید. یکی مثل میثم حسینی یا محمودی!
به همان دلیل که گفتم چون نفرات باتجربه بیشتر بودند مسائل بهراحتی جمع میشد. چون این قبیل نفرات هم وقتی آرامش باتجربهترها را میدیدند آرام میشدند و مشکلی احساس نمیکردند.
قصد داشتی از تیم ملی حرف بزنی؟
در آن مورد که پرسیدید فصل سختی بود یا نه میخواستم به این نکته اشاره کنم که به دلیل برگزاری اردوهای متعدد تیم ملی و مسابقات دوستانه و رسمی با حریفان آسیایی این مساله هم اسباب فرسودهشدن تیم استقلال را فراهم کرد.
چطور؟ چون ملیپوش زیاد داشتید؟
فقط بحث ملیپوش داشتن نبود. بحث این بود که اکثر دعوتشدههای استقلال فیکس یا یار تعویضی تیم ملی بودند و این مساله سبب میشد که وقتی ما به اردوی تیم ملی دعوت میشدیم نهتنها استراحت نمیکردیم، بلکه دوباره از اول تمرین میکردیم و مسابقه میدادیم و دوباره هنوز به اردوی استقلال برنگشته باز باید در لیگ برتر یا جام حذفی به میدان میرفتیم. حالا تصور کنید چنین تیمی چطور توانست جام حذفی را بگیرد.
شما یک دربی حساس را هم برابر پرسپولیس در جام حذفی برنده شدید.
آن برد واقعا ارزش یک جام را داشت. چون دیدهام که هواداران بعضا به ما میگویند که اگر در دربی برنده شویم آنها دیگر جام و قهرمانی نمیخواهند، اما این بار و در جام حذفی ما با حذف پرسپولیس به فینال هم رسیدیم و توانستیم شاهین بوشهر را مغلوب کنیم.
آن روز چه احساسی داشتی؟
یک جور دیگری خوشحال بودم. همانطور که اشاره کردم، ما در این فصل خیلیخیلی تحت فشار بودیم. هم از نظر مسابقات که گفتم 2 بازی اضافی هم در لیگ قهرمانان برای پلیآف انجام دادیم و هم از نظر حواشی بیرونی که استقلال را بشدت تحت فشار گذاشته بود. آن جام خیلی به ما چسبید و خستگی تمام آن روزها و شبهای دشوار را از تنمان به در کرد. گرچه از فردای همان روز برای بازی اول فروردین استارت زدیم.
عدهای معتقدند که شما در مرحله پلیآف هم به نوعی یک رکورد زدید.
واقعا همینطور است. ما با ذوبآهنی مسابقه دادیم که این سالها در آسیا همواره جزو مدعیان کسب عنوان قهرمانی بوده است و پس از آن هم با تیم الاتفاق بازی کردیم که برانکو سرمربیاش بود و بخوبی ما را میشناخت. آن دو بازی مثل یک تورنمنت کوچک سهجانبه بود که استقلال با قهرمانی در آن مسابقات به لیگ قهرمانان رسید و به همین خاطر است که میگویم این فصل خیلی برایمان سخت و سنگین بوده است.
هیچ به استراحت هم فکر میکنی؟
وای ... ! استراحت؟! یعنی وقتی اسمش را میشنوم، دلم میرود. البته من ذاتا آدم تنبلی نیستم، اما واقعا به یک استراحت حسابی یکی دو هفتهای نیاز دارم تا خستگی این مدت را از تن بیرون کنم.
میدانی که پس از پایان لیگ باز هم باید به اردو بروید؟
البته این در شرایطی است که آقای کرش مرا به تیم ملی دعوت کند، اما این مساله یک امر اجتنابناپذیر است. چون مسابقات حساس ما (ایران) با تیمهای مرحله پایانی مقدماتی جام جهانی از خرداد شروع میشود و برای رویارویی با آنها باید اردوهای تیم ملی از پایان لیگ برتر شروع شود.
حالا پیشبینیات از مسابقات لیگ برتر چیست؟
هیچ چیز مشخص نیست.
یعنی چه؟
یعنی با آن که ما یک امتیاز از سپاهان عقب هستیم، هر احتمالی وجود دارد. همانطور که گفتم، ما به واسطه فشار بیش از حدی که روی نفراتمان بود، در مسیر رسیدن به اینجا چند بار مصدوم دادیم و این مساله باعث شد تا حدی از رقبایمان عقب بیفتیم یا بهتر است بگوییم که آنها به ما برسند.
شاید اگر ما در 3-2 مسابقه مصدوم نمیداشتیم حالا با 5، 6 امتیاز اختلاف بالاتر از سپاهان میایستادیم اما این امکان وجود نداشت چون آندرانیک تیموریان و مجتبی جباری در اوج مسابقاتمان کنار تیم نبودند و این مساله برایمان مشکلساز شد.
خودت هم در یک برهه مصدوم شدی.
بله، از ناحیه عضله همسترینگ دچار پارگی شدم.
چرا بیاحتیاطی کردی و دوباره به میدان رفتی؟
کاملا خوب شده بودم و هیچ اثری از آسیبدیدگی نداشتم. فکر کنم مقابل نفت آبادان بود که به زمین رفتم و همان ابتدای ورودم متوجه شدم که دوباره عضلهام درد گرفت و این بار پارگیام بیشتر شد.
در آن مقطع، دکتر شهاب (پزشک تیم ملی) توصیه خاصی به تو کرده بود؟
خیر. ما با هم دوست هستیم و جدا از مسائل فوتبالی با یکدیگر در ارتباطیم. او وقتی شنیده بود که مصدوم شدم، از من دلجویی کرد، اما این مساله به شکلی دیگر در مطبوعات نقل شد که او از من خواسته در مسابقات شرکت نکنم. این هم یکی از همان اتفاقاتی بود که گفتم از سوی رسانهها علیه استقلال ساخته شد.
درواقع آنهایی که قصد ضربهزدن به ما را داشتند، از هر بهانه و فرصتی برای رسیدن به هدفشان استفاده میکردند.
اینکه نوشته باشند با پای مصدوم بازی نکنی، ضربهزدن است؟
خیر، به هیچ وجه! اینکه کادر فنی استقلال را مقابل کادر پزشکی تیم ملی و بالعکس آن قرار میدادند، سبب شده بود تا انرژی ما بیشتر از آنکه صرف تیم و رفع مشکلات خودمان شود، ذهن کادر فنیمان را به سمت این قبیل مسائل میکشاندند.
در برههای هم از ناحیه چشم دچار مشکل شدی؟
بله، یک اتفاق عجیب که آن هم از بدشانسیام بود. متاسفانه چشمم عفونت کرد و در حالی که این قبیل عفونتها 2 شبه رفع میشود، چشم من 8، 9 روز با این مشکل همراه بود و حسابی کلافهام کرد.
روی دیدت که تاثیر سوء نگذاشت؟
در آن مقطع برایم مشکلساز شد، اما پس از رفع آن عفونت، آزمایش دادم و شکر خدا هیچ مشکلی نداشتم.
چطور با آن شرایط بازی میکردی؟
کار سختی بود، اما چون خواستم، توانستم.
کادر فنی مخالفت نمیکرد؟
چرا، آنها راضی نمیشدند، اما من خودم میگفتم که میتوانم بازی کنم.
یک بار هم به مشکل خوردی.
یادم نیست برابر چه تیمی بود، اما در تهران نبودیم اواسط بازی در محوطه جریمه حریف توپ زیر پایم بود و دروازه در برابرم، اما چون دید کافی نداشتم، یک ضربه نهچندان دقیق به توپ زدم.
در کل انسان پرتلاشی هستی.
اصلا دوست ندارم خودم را از حرکت بیندازم. دوست دارم دائم در کار و تلاش و تمرین و مسابقه باشم.
در خانهات هم تا این حد فعال هستی.
تا حد توانم یا آنجا که به من نیاز باشد، به هیچ وجه کوتاهی نمیکنم و در امور خانه هم در خدمت خانواده هستم.
رابطهات با علی حمودی چطور است؟
اوایل فصل، شناخت کافی از هم نداشتیم و حتی در مقاطعی فقط من در ترکیب قرار میگرفتم، اما پس از مدتی کادر فنی با تدابیری جدید از هر دوی ما در ترکیب استفاده کرد و کمکم توانستیم به نوع کار هم آشنا شویم.
اما حالا همکاری خوبی با هم دارید.
دقیقا، ما تقریبا به هماهنگی لازم دست پیدا کردهایم و وقتی من به سمت وسط متمایل میشوم او پشت سرم را در جناح راست پر میکند و من هم وقتی او جلو میرود تا توپ را ارسال کند جای خالی پشت سرش را پر میکنم.
نظرت در مورد او چیست؟
من کوچکتر از آن هستم که در مورد فوتبال بازیکنان استقلال حرف بزنم. این را باید از کادر فنی بپرسید اما در مورد شخصیت خود علی باید بگویم پسری مودب و محترم است که ارتباط دوستانهای هم با خود من دارد.
چرا مجیدی از استقلال رفت؟
دلیل اصلی او مشکلات خانوادگیاش بود و من هم در همین حد از ماجرا خبر دارم.
اما روایات مختلفی به گوش میرسد.
من فقط همین قدر میدانم.
ارتباطی به بازگشت احتمالی امیر قلعهنویی ندارد؟
من بیاطلاعم.
تو که با قلعهنویی مشکل نداری؟
خیر! من در استقلال و سپاهان شاگردشان بودم و در هر دو تیم هم همراه آقای قلعهنویی قهرمان لیگ برتر شدیم.
او را بیشتر قبول داری یا مظلومی؟
هر دوی این عزیزان جزو اسطورههای باشگاه استقلال و برای من و طرفداران این تیم محترم هستند. سبک و سیاق کارشان هم مختص خودشان است. به همین خاطر قیاس این دو مربی با یکدیگر هیچ فایدهای ندارد و فکر میکنم هر دو نفر از بهترین مربیان حال حاضر ایران هستند. کارنامهشان هم مشخص است.
فصل بعد با استقلال خواهی ماند؟
من با استقلال قرارداد دارم و امیدوارم شرایط به گونهای رقم بخورد که بتوانم به فعالیتم در این تیم ادامه دهم.
درباره دربی 74 حرفی نزدی.
سوالی نپرسیدید.
تحلیل کلیات از آن مصاف چیست؟
اینکه ما انتظار این را داشتیم که سرانجام پس از این همه برد متوالی استقلال بغض فروخورده پرسپولیسیها بترکد و یک بار هم ما بازنده شویم، اما انصافا انتظار این نوع باخت را نداشتیم. حداقل خود من انتظارش را نداشتم و همیشه منتظر یک شکست 2 بر یک یا 3 بر 2 در شرایط عادی بودم.
مگر این باخت در شرایط عادی برایتان رقم نخورد؟
خیر، ما از یک تیم 10 نفری 3 گل خوردیم. آن هم در شرایطی که 2 بر صفر از پرسپولیس پیش بودیم.
خودتان را برنده تصور کرده بودید؟
شاید این مساله دلیل اصلی باخت ما بود. گرچه نباید از انگیزه بالای بچههای پرسپولیس هم غافل شد.
یعنی کدام نفرات؟
همهشان، بویژه علی کریمی و مهدی مهدویکیا. این دو نفر پس از 10 نفرهشدن پرسپولیس تازه قدرت گرفتند و انگار مطمئن شدند که بازی را خواهند برد.
چقدر وقت داشتی که در خلال بازی آنها را زیر نظر بگیری؟
این نکات را پس از آن که فیلم بازی را نگاه کردم بهتر متوجه شدم.
ایمون زاید چطور؟
او هم آن روز، روزش بود و هر چه توپ به سمت چارچوب دروازه ما زد، گل شد. خلاصه که آن روز به خودمان باختیم نه به پرسپولیس. یعنی اگر ما پس از زدن گل دوم بازی را تمام شده تصور نمیکردیم شاید به گلهای سوم و چهارم هم میرسیدیم اما وقتی حریف را 10 نفره و 2 گل عقبتر از خودمان دیدیم نوعی اعتماد بهنفس کاذب سراغمان آمد و همان بلایی که از آن هراس داشتیم بر سرمان آمد.
اما شما هم 5 دربی بود که نباخته و 4 بار آن را برده بودید.
البته. بالاخره این نوار باید جایی قطع میشد. چون پرسپولیس هم تیم کوچکی نیست و انصافا در مسابقات قبلی هم آنها بازنده محض نبودند و ما تیم برتر میدان بودیم، اما سرانجام این روند در پنجمین بازی رسمی متوقف شد.
اوضاع تیم ملی را چطور پیشبینی میکنی؟
فکر میکنم ما در گروهبندی مرحله پایانی مقدماتی جامجهانی قرعه خوبی آوردیم.
سختترین رقبای ما کدامها هستند؟
کره جنوبی و ازبکستان.
یعنی با گذر از این دو تیم صعود کردهایم؟
لبنان و قطر هم قطعا برای اوت شدن نیامدهاند. اما هرچه باشد نسبت به آن دو تیم (کره و ازبکستان) سطح فوتبال پایینتری دارند.
پیشبینیات چیست؟
ما قطعا 2 بازی سخت را در مقابل کره و ازبکستان پیش رو خواهیم داشت. همچنین این احتمال هم هست که ما در قطر یک بازی دشوار داشته باشیم.
اما از پسشان برمیآییم؟
چارهای جز این نداریم. اگر نخواهیم از سد این حریفان بگذریم باز هم باید صبر کنیم تا 4 سال دیگر که تازه به چنین جایگاهی برسیم و آنوقت است که همه آرزوهایمان، زحماتمان و تلاشهایمان به هدر رفته است و این اصلا خوب نیست.
اما کره و ازبکستان و حتی قطر هم چنین تفکراتی دارند؟
صددرصد، آنها هم به فکر رسیدن به جامجهانی هستند. به همین خاطر است که ما نباید هیچ چیز را به اما و اگر و مثلا دور برگشت
بسپاریم.
محمدرضا مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم