باز طبیعت قربانی شد

در کشور ما به طور معمول یک ماه مانده که سال نو شود، مردم شروع می‌کنند به خانه‌تکانی و هر کاری که یک طورهایی به مرتب کردن و سر و سامان دادن به بخش‌های مختلف زندگی ربط پیدا می‌کند.
کد خبر: ۴۶۴۲۶۷

بچه که بودم فکر می‌کردم طبیعت وقتی می‌بیند آدم‌ها خانه‌تکانی می‌کنند، به فکر تمیزی دشت و صحرا می‌افتد؛ انگار دلش می‌خواهد درخت‌ها و گل‌ها و کوه‌ها و خلاصه همه چیز پاک و مرتب شود؛ فکر می‌کردم شاید به همین خاطر هم چند روز مانده به آغاز سال نو بادهای بهاری شروع می‌شود.

حالا که سال‌ها از آن روزهای شیرین بچگی می‌گذرد و در شهر تهران زندگی می‌کنم، تمیز شدن کوه و دشت و صحرا در روزهای نخستین سال بیشتر به چشمم می‌آید؛ شهرهایی مانند تهران که در تمام طول سال فقط چند روز هوای پاک دارد؛ شهرهایی که ترافیک‌شان کلافه‌ات می‌کند؛ در هر کوچه چند متری‌شان ساختمان‌ها و برج‌هایی سربلند کرده و آسمان طوسی‌شان هم دیگر کمتر دیده می‌شود و شهرهایی که فقط حس روزهای گذشته تو را در آنها ماندگار و پایبند می‌کند، در تعطیلات عید بسیار دلنشین می‌شود.

علاوه بر خلوت شدن خیابان‌ها و صف نانوایی‌ها، دست پرمهر طبیعت هم به کمک مردم این شهرها می‌آید تا چند روزی بتوان راحت‌تر نفس کشید و کم‌استرس‌تر زندگی کرد.

این تعطیلات اما با روز طبیعت پایان می‌پذیرد؛ روزی که از سالیان بسیار دور، مردم به مناطق خوش آب و هوا می‌رفتند تا چند ساعتی را خارج از خانه و در دل طبیعت بگذرانند تا فردایش با روحیه‌ای بازتر به کسب و کار و روال عادی زندگی برگردند.

در دهه‌های اخیر به دلیل نوع زندگی مردم، گذراندن روزی در دشت و صحرا، علاوه بر یک رسم، به ضرورتی برای کسب توان بیشتر برای ادامه زندگی تبدیل شده‌است.

اما این گشت و گذار و مانوس شدن با طبیعت، روی دیگری هم دارد و آن وجه را در پایان سیزدهمین روز بهار می‌توان دید؛ آن این‌که نحسی سیزده که برخی هنوز به آن اعتقاد دارند، گویا فقط دامان طبیعت را می‌گیرد.

سال‌هاست که دوستداران محیط زیست می‌گویند: وقتی به گشت‌وگذار در طبیعت می‌روید، یادتان باشد هنگام بازگشت فقط اثر پای‌تان را بر جای بگذارید و تنها عکس‌هایی از طبیعت را با خود به یادگار بیاورید.

سال‌هاست که غروب روز سیزدهم فروردین به اطراف تهران می‌روم و می‌بینم هرجا که پای ما آدم‌ها به آنجا رسیده، پر است از زباله و پاکت‌های چیپس و پفک و... و در دست بچه و بزرگ، شاخه‌های گل و پر جوانه‌ای را می‌بینم که به یقین تا دو روز بعد خشکیده و در سطل زباله انداخته می‌شود.

هیچ‌کس نیست که بگوید این رفتار مناسب است، اما هر سال هم تکرار می‌شود. عادتی که به هیچ‌وجه در شأن مردم ما نیست. ای کاش سازمان‌های مسوول و رسانه‌های جمعی بیشتر به این موضوع می‌پرداختند.

ای کاش نقش محیط زیست و اهمیت آن در زندگی امروز و فردای جامعه بیشتر برای مردم تبیین می‌شد و ای کاش مردم برای انجام هر کاری، بیشتر فکر می‌کردند.

نیلوفر اسعدی‌بیگی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها