آنها 2 واژه سونامی و شیشه را با هم پیوند زدند چرا که میدانستند شیوع شیشه چه بر سر جامعه میآورد و فرقش با سونامی فقط این است که پیشبینیهای آنها نشان میداد قربانیهای مستقیم و غیرمستقیم شیشه، خیلی بیشتر از شمار قربانیهای شیشه میشود!
قاچاقچیان شیشه امسال همچنان روی سراشیبی کاهش قیمت راندند و آنقدر پیش رفتند تا این ماده مخدر به کیلویی 2 میلیون تومان رسید و شیب تند این کاهش قیمت وقتی آشکارتر میشود که خبر داشته باشید در اوایل ورود این ماده مخدر صنعتی به کشور، قیمتش به کیلویی 80 میلیون تومان هم رسیده بود.
قاچاقچیان شیشه امسال هم همچنان به شکار مشتریهای خاصشان ادامه دادند. صفت خاصبودن را از آن جهت به مشتریهای شیشه اضافه کردهایم که پیشتر فروشندگان مواد مخدر اقبالی برای جذب این اقشار به مواد مخدر نداشتند.
مشتریهایی که از آنها حرف میزنیم یا زنان و دخترانی بودند که به هوای خوشاندامشدن شیشه مصرف میکردند یا جوانهای ورزشکاری که گمان میکردند با مصرف این ماده مخدر انرژی بیشتری برای ورزش پیدا میکنند.
امسال قتلهای فجیع به واسطه مصرف شیشه هم افزایشی واضح داشت و خبرنگارهای حوزه حوادث دهها بار گزارشهایی دردناک درباره آنها منتشر کردند و توضیح دادند که معتادان شیشه، معمولا تحت تاثیر افکار بشدت بدبینانه و توهم که هر دو از عوارض مصرف این ماده مخدر است، خودشان، دوستانشان و اعضای خانوادهشان را به قتل میرسانند. شیشه همچنان میتازد، اما این همه فاجعه نیست. فاجعه این است که گرچه مواد مخدر سنتی همچون تریاک از خارج کشور وارد میشوند، اما تولیدکنندگان خرد مواد مخدر صنعتی، شیشه و مواد روانگردان مشابهش را در ابعاد کم در داخل کشور تولید میکنند و بعید نیست تا چند سال آینده بدخواهانی در دنیا، برچسب تولیدکننده این ماده مخدر صنعتی را به کشورمان بچسبانند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم