رسول پیره / برگزیده ششمین جشنواره شعر فجر

طنز ها و تلخی های زندگی

مهدی مظفری پس از تجربه موفق خودش در کتاب «رنگ‌‌ها و سایه‌ها» مجموعه دیگری از شعرهایش را در قالب یک کتاب با عنوان «سایه‌ام را بر دیوار جا گذاشته‌ام» منتشر کرده است.
کد خبر: ۴۶۳۴۳۹

شعرهای مظفری شعرهای شهری و آپارتمانی‌اند. شعرهایی (رویاهایی) که انسان‌های دوروبرمان بارها آنها را تجربه‌ کرده‌اند و مظفری توانسته تجربه‌اش را بنویسد. تجربه عمیق زیستی از جهانی که رابطه خیلی نزدیکی با آن داریم. این شعرها برای یک انسان معاصر است که در زندگی مکانیکی‌اش گیر افتاده و تاسف می‌خورد. دوبونالد گفته است: ادبیات تعبیری است از اجتماع، نه این‌که در هر روزگاری ادبیات انعکا‌س‌دهنده شرایط اجتماعی جاری باشد. اگر زندگی‌های اجتماعی در آفریده‌های ادبی منعکس شود و ادبیات بازتاب چند لایه زندگی و واقعیت باشد، باید گفت دنیایی که می‌توان از شعرهای مظفری خواند دنیایی غم‌انگیز و افسرده است، دنیایی که انسان در آن دچار از خودبیگانگی شده و زمان اهمیتش را از دست داده است.

باتری‌اش/ تمام شده/ ساعت دیواری/ چن روزی می‌شود که زمان را شیر آبی نشان می‌دهد/ که چکه می‌کند (تیک تاک شیر آب، ص 74)

همه چیز در گذشته جا مانده است. گذشته‌ای زیبا و اکنونی که تاسف‌برانگیز است. لبخند و شادی از جهان رخت بربسته است و به شادی‌های کوچک روزمره هم نمی‌توان دل بست. (شعر گاهی وقت‌ها، ص 100)

می‌توان گفت شعرهای این مجموعه، ادامه منطقی شعرهای مجموعه اول مظفری ساوجی (رنگ‌ها و سایه‌ها) است. شعرها گاه روایتی از شتابزدگی انسان امروز است که اسیر ضرورت‌های زندگی شهری است و بحران روابط انسان امروز، روابط عاری از همبستگی را توصیف می‌کند. انسانی با شخصیت پارادوکسیکال که خنده‌هایی تلخ را برمی‌انگیزد. جایگاه انسان با چشم‌انداز شهرنشینی سریع و اقتضائات مدرنیته و مناسبات درونی جامعه، بارها در این مجموعه با نگاه طنز‌آمیز شاعر به چشم می‌خورد. (مثل کسی که هر روز... ، ص 69)

بی‌اعتمادی به قوانین علمی و اختراعات بشری و مناسبات اجتماعی مفهوم مهم دیگری است که مغز شعرهای این مجموعه است. (گالیله،‌ص 33)، (تقصیر باد نیست، ص 46) و (غم‌های من، ص 26)

حسرت مظفری، حسرت انسانی آگاه است از زمانی که زود می‌گذرد و انسانی که بیهوده و بی‌سرانجام دور خود پیله می‌تند و ناچار بدون آن که حقیقتی را کشف کند یا به جستجوی آرامشی برود، مجبورانه به زندگی ادامه می‌دهد. خواندن این شعرها به مخاطب حس لذتی می‌دهد؛ حس لذتی که با هراس همراه است. در پایان می‌خواهم توجه مخاطب را به شعرهای کوتاه مظفری جلب کنم. شعرهای کوتاه مثل عکاسی است. عکاسی از گوشه و کنار زندگی که وقتی فریم‌ها را کنار هم قرار می‌دهیم آلبومی از عکس‌های مستند می‌بینیم، شعرهای کوتاه ذهن ما را به اتفاقات جزئی حساس می‌کند که در زندگی چه طنزها و تلخی‌ها و تازگی‌ها و کشف‌هایی که وجود دارد و هر روز بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها