نگاه یک سیاستمدار سابق امریکا به دیدگاه های سیاسی مردم روسیه

ریچارد پایپس ، استاد بازنشسته تاریخ در دانشگاه هاروارد است. او در نخستین سالهای دهه 1980 مدیر امور مربوط به اتحاد جماهیر شوروی در شورای امنیت ملی امریکا بود و با دولت ریگان در کاخ سفید همکاری می کرد.
کد خبر: ۴۶۲۶۴

پایپس از جمله متفکرانی است که اینک به گروه نومحافظه کاران امریکایی مشهورند. گرچه او در مقاله پیش رو، مردم روسیه را محافظه کار دانسته است ، اما دیدگاه هایش درباره تفاوت روسیه با غرب نشان می دهد که خود بیش از آنها از روحیه محافظه کاری برخوردار است.
پایپس بر این تصور است که دمکراسی به سبک غربی (البته صورت ظاهری که رسانه ها آن را تبلیغ می کنند) یک آرمان جهانی است و الگویی است که همه مردم جهان باید آن را بپذیرند.
بنابراین هنگامی که مشاهده می کند مردم روسیه چندان به پیروی از این الگو تمایل ندارند و از عناصر دیگری چون هویت ملی یا اقتدار جمعی طرفداری می کنند، به آنها خرده می گیرد و سابقه سلطنتی روسیه تزاری را در این گرایش آنها موثر می داند.
پایپس ، خصائل امروز روسها را ناشی از سلطه سلطنت تزاری می داند و آن را به عناصر دیگری چون فرهنگ مسیحی ارتدوکس یا ملی گرایی شرق اروپا متصل نمی کند، اما هم او فراموش می کند سوابق سلطنتی انگلستان ، فرانسه و آلمان در اروپا را در ارزیابی رفتار کشورهای اروپای غربی در نظر بگیرد و یا جهانی دانستن مفاهیم و الگوهای غربی را ناشی از تفکر جهان طلبی و استعماری دولتهای غربی بداند که از قرن شانزدهم میلادی در صدد بوده اند تمام جهان را به زیر سلطه خود در آورند.
مقاله پیش رو در نشریه «فارین افرز»، ارگان شورای روابط خارجی امریکا به چاپ رسیده است.


منتقدان ، «ولادیمیر پوتین» را به خاطر تک حزبی کردن روسیه ملامت می کنند، اما انتخابات در این کشور نشان داد که اکثر روس ها عمل پوتین را تایید می کنند و برخلاف تبلیغات غرب ، چندان نگران آزادی های دمکراتیک و حقوق مدنی نیستند.
در سال 1991، وقتی اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید، سیاستمداران غربی انتظارات بالایی از روسیه رها شده از کمونیسم داشتند؛ انتظار داشتند روسیه شکل غربی به خود بگیرد، نظام سیاسی خود را به شکل دمکراسی غربی سامان دهد؛ به شهروندانش تعهد دهد که به حقوق مدنی آنها تجاوز نمی کند و با معیارهای بین المللی مورد نظر غرب سازگار شود.
اینها تعهداتی بود که «بوریس یلتسین » وقتی به قدرت رسید گردن نهاد اما این انتظارات نه تنها پس از گذشت یک دهه برآورده نشد، بلکه در سال 2000، وقتی سرهنگ «ولادیمیر پوتین» مدیر سابق کا.گ.ب ، به ریاست جمهوری رسید، اوضاع عوض شده بود.
چه توضیحی برای این روند وجود دارد؛ نظرسنجی های مختلف نشان می دهد که جواب این سوال کار پیچیده ای است.
گرچه رفتار دولت روسیه نقش زیادی در این روند دارد، اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد مردم روسیه نه تنها از اعمال دولت آزرده نیستند، بلکه دولت را حمایت هم می کنند.
این مدارک نشان می دهد که تنها کمتر از 10درصد مردم روسیه به آزادی های دمکراتیک و حقوق مدنی می اندیشند. قبل از این که بدانیم روسها امروز به چه می اندیشند و چه می گویند لازم است نظری به گذشته روسیه بیندازیم ؛ با وجود شهرت روسیه به خاطر این که اوضاعش قابل پیش بینی نیست ، مردم روسیه فوق العاده محافظه کارند و ذهن و رفتارشان به کندی عوض می شود.
حدود 75سال پیش ، 80درصد مردم روسیه به کشاورزی مشغول بودند و در روستاهای خود به صورت مجزا زندگی می کردند. فقط 2شهر اصلی وجود داشت ، مسکو و پترزبورگ که اکثر جمعیت آنها را نیز کشاورزان مهاجر تشکیل می دادند.
در روسیه از آن نوع همبستگی اجتماعی که در کشورهای غربی وجود داشت ، به دلیل تسلط جامعه روستایی خبری نبود؛ روسیه جامعه ای بود با تراکم دهها هزار روستا که جدا از هم استقرار یافته بودند. بنابراین احساسات ملی پیشرفت چندانی نداشت مگر زمانی که کشورشان مورد تجاوز بیگانگان قرار می گرفت.
تا این اواخر، دهقانان روسی خود را بیشتر مسیحی ارتدوکس می دانستند تا یک فرد روسی. حکومت تزار قبل از سال 1917هر نوع تلاشی را که موضوع آن سیاسی بود مجازات می کرد. مالیات ها را جمع آوری می کرد، سربازان را از بین مردم انتخاب می کرد.
تا سال 1861اکثر مردم روسیه به صورت رعیت ، تحت سلطه حکومت یا مالکان بودند. اربابان قانونا می توانستند رعیت را مورد ضرب و شتم قرار دهند، تبعید کنند و به ارتش بفرستند و رعیت حق اعتراض و شکایت رسمی نسبت به بدرفتاری اربابان نداشتند؛ حتی تصور حقوق اجتماعی برای آنها بیگانه بود، مالکیت شخصی و دادسرای عمومی توسعه نیافته بود.
در قرن 13، در حالی که در انگلستان زمین ، کالای اقتصادی محسوب می شد، در روسیه تزاری همه زمین ها متعلق به سلطنت بود تا این که در اواسط قرن 18زمین ها به طبقه اشراف واگذار شد. اکثر رعایا در بخشها و ناحیه هایی به نام زمین روستا زندگی می کردند که نوبتی بین اعضای خانواده سلطنتی تقسیم می شد.
به نظر می رسد این سابقه تاریخی در رفتار کنونی مردم روسیه تاثیر داشته باشد و موجب شود تا آنان بیش از آن که نگران آزادی فردی باشند به هویت جمعی و شخصیت تاریخی خود اهمیت بدهند.


ریچارد پایپس
مترجم: علی حسن زاده لاهرودی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها