تفاوت‌ها در ازدواج شیرینی‌ها را زهر می‌کند

کد خبر: ۴۶۱۶۸۷

اینها را عاطفه 25 ساله در گفت‌وگو با خبرنگاری می‌گوید که در راهروهای دادگاه برای تهیه قصه زندگی آدم‌هایی مثل عاطفه قلم می‌زند و عاطفه ماه‌هاست هر روز با پسر خردسالش به دادگاه خانواده می‌آید و جز حکم طلاق و حضانت پسرش هیچ چیز نمی‌خواهد. اختلاف طبقاتی فقط یکی از تفاوت‌ها و ناهمسانی‌ها در زندگی مشترک است، تفاوتی که معمولا ​هنگام انتخاب همسر کمتر به آن توجه می‌شود و در سال‌های بعد از عقد و عروسی مسبب بسیاری از اختلافات زناشویی است.

عاطفه حسین‌زاده، سال گذشته از همسرش جدا شد و با پادرمیانی پدر و عمویش توانست سرپرستی فرزندش را برعهده بگیرد به شرطی که تعطیلات آخر هفته امیرحسین 3 ساله با پدر و خانواده پدرش باشد، مساله‌ای که باعث آزار عاطفه است، چرا که می‌داند امیرحسین در سال‌هایی نه چندان دور زندگی ساده و حقیرانه مادر را در مقایسه با زندگی متمول پدر به رخش می‌کشد و شاید پدر را برای زندگی به او ترجیح دهد.

شکاف طبقاتی؛ فاصله‌ای به اندازه یک اقیانوس

جامعه‌شناسان و روان‌شناسان ازدواج دو فرد از دو طبقه اجتماعی متفاوت را به دلیل بروز زمینه‌های تحقیر، ناهماهنگی، اختلاف شدید سلیقه، تفاوت در نگرش و در نهایت ایجاد اختلاف، در زمره ازدواج‌های ناهمسان در نظر می‌گیرند. نتایج یک نظرسنجی که اخیرا در کانون مشاوره پیوند دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، مهم‌ترین عامل اختلاف خانوادگی دانشجویان متاهل، اختلاف طبقاتی و تفاوت در سلیقه بوده است.

یک جامعه‌شناس در زمینه اختلاف طبقاتی می‌گوید: طبقه در کشور ما بیشتر به لحاظ مالی و اقتصادی تقسیم‌بندی می‌شود اما اختلاف طبقه مطرح‌کننده عوامل دیگری از جمله اختلاف فرهنگ و تحصیلات نیز است. فرشته ولی‌مراد در گفت‌وگو با یکی از پایگاه‌های اطلاعاتی اضافه می‌کند: تاثیرات منفی ناشی از اختلاف طبقاتی بر زوجین بیشتر به لحاظ فرهنگی است چرا که به دلیل نوع دیدگاه‌ها، باورها و تربیت حاکم بر یک طبقه اجتماعی، تفاهم کمرنگ‌تر جلوه می‌کند.

این پژوهشگر حوزه زنان معتقد است، طبقه و فرهنگ هر خانواده به دلیل این‌که بر توقعات، باورها و فرهنگ شخصی افراد تاثیرگذار است به سرعت عدم تجانس بین دو فرد را نشان می‌دهد.

به گفته وی حتی ممکن است یک رفتار در برخی طبقات اجتماعی هنجار تلقی و در طبقه دیگر همان رفتار تخلف از اصول قلمداد شود که این تفاوت دیدگاه کشمکش و درگیری را به دنبال دارد.

ولی‌مراد با اشاره به حل شدن یکی از زوجین در فرهنگ زوج دیگر اضافه می‌کند: عدم تجانس در آداب اجتماعی، طرز نشست و برخاست و نحوه غذا خوردن از جمله مواردی است که اگر هر دو زوج بخواهند بر رفتار خود پافشاری کنند به اختلاف منجر می‌شود.

به گفته وی، اگر زن تحصیلات​ یا طبقه اجتماعی‌اش نسبت به مرد پایین‌تر باشد به لحاظ این‌که در فرهنگ ما، مرد مسلط است و باید توانایی‌های فردی بیشتری داشته باشد، کمتر مشکل ایجاد می‌کند تا این‌که مرد دارای تحصیلات کمتر و یا طبقه پایین‌تر باشد.

در عین حال، برخی جامعه‌شناسان نیز بر این باورند که اگر یکی از دو نفر در فرآیند ازدواج دارای خوی سلطه‌جو باشد و دیگری سلطه‌پذیر، مانعی در ازدواج آنان مطرح نیست اما اگر هردو دارای منشی یکسان باشند ازدواج آنها موفق نخواهد بود.

یک عضو هیات علمی دانشگاه در زمینه اختلاف طبقاتی می‌گوید: توصیه می‌شود افراد از طبقاتی که به هم نزدیک‌تر هستند با یکدیگر ازدواج کنند چرا که اختلاف در ارزش‌ها و باورها زمینه بروز اختلافات را پدید می‌آورد.

دکترشیرین احمدنیا نیز معتقد است اگر زن از طبقه اجتماعی بالاتری نسبت به مرد برخوردار باشد، مشکلات بیشتری به وجود خواهد آمد و چون مردان، در جامعه مردسالاری مانند کشور ما، سعی در حفظ موقعیت خود دارند، برتری موقعیت زن را برنمی‌تابند.

به گفته وی در حال حاضردر ایران ازدواج به ابزار و وسیله تحرک اجتماعی تبدیل شده‌است و بسیاری از خانواده‌ها درصدد این هستند که با وصلت با خانواده متمول به طبقه بالاتر اجتماعی صعود کنند که این گونه پیوندها معمولا با موفقیت همراه نیست. بنابراین ازدواج براساس تفاوت فاحش طبقاتی همیشه عاقبت خوش فیلم‌های دراماتیک هندی را ندارد که در آن دختر یا پسری از یک خانواده فقیر در ازدواج با فردی ثروتمند به تمام خواسته‌هایش برسد، چه بسا این گونه تمایزها منشا اختلافات و تنش‌های شدیدتری باشد. به همین دلیل کارشناسان فرهنگی توصیه می‌کنند که در انتخاب همسر به نزدیکی طبقه اقتصادی فرد به خود توجه کنیم.

اختلاف سنی؛کم یا زیاد؟

در سال‌هایی نه چندان دور به این معیار اساسی در ایجاد تفاهم بین همسران چندان بهایی داده نمی‌شد، ازدواج مادربزرگ‌های امروزی که فقط 12یا 15 ساله بودند با پدربزرگ‌های دوست‌داشتنی امروز که آن زمان ​30 سال یا بیشتر سن داشتند، گواه این بی‌توجهی است.

عفیفه خانم 73ساله​ می‌گوید از ازدواجش بیش از 60 سال می‌گذرد، در آن زمان 9ساله بوده و همسرش 40 را رد کرده بود، می‌گوید: حق حرف زدن روی حرفش را نداشتم با من مثل بچه‌ها رفتار می‌کرد، من بیشتر دخترش بودم تا همسرش، عصبانی که می‌شد من را در انباری یا حمام خانه حبس می‌کرد مثل بچه‌ها، منم که دخترک خیره‌سری بودم بیشتر لجبازی می‌کردم، حالا هم که 95 ساله است، نقش پرستارش را بازی می‌کنم، خلاصه این که من از زندگی زناشویی واین بحث‌ها چیزی نفهمیدم فقط بچه زاییدم و بچه‌ها و شوهرم را تروخشک کردم.

دختر و پسری که با اعتقادات دینی کاملا متفاوت ازدواج می‌کنند، حتی اگر قبل از ازدواج به این توافق رسیده باشند که به مسائل مربوط به مذهب کاری نداشته باشند، پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه‌های مختلف اختلاف نظر پیدا می‌کنند

شاید زندگی عفیفه خانم نوع افراطی اختلاف سنی باشد اما به هرحال از بی‌توجهی خانواده‌های قدیمی به این معیار نمی‌توان گذشت، این در حالی است که این روزها نه تنها چنین الگویی مورد پذیرش دختران و پسران نیست که در بسیاری موارد سن دختران در ازدواج از پسران بیشتر است.

مرجان عمرانی، تکنسین کامپیوتر و نرم‌افزار در یک شرکت خصوصی است که از ازدواجش 15 سال می‌گذرد، او از شوهرش 4 سال بزرگ‌تر است، می‌گوید: حقیقتش را بخواهید همیشه دوست داشتم با مردی بزرگ‌تر از خودم ازدواج کنم و وقتی حامد به من پیشنهاد ازدواج داد به خاطر پختگی فکری و متانتی که داشت نتوانستم جواب منفی بدهم. به نظر من تفاوت سنی زیاد بین زن و مرد خوب نیست و زن و مرد باید همفکر باشند.

اما حسین.م مهندس معماری است که نظر دیگری دارد، او هنوز ازدواج نکرده ولی هرگز به این که همسرش از او بزرگ‌تر باشد فکر نمی‌کند، او هم می‌گوید: زنان از نظر رشد فکری و احساسی از مردان جلوتر هستند اگر هم بزرگ‌تر باشند، استیلای آنان بر مرد تعادل خانواده را به هم می‌زند.

او اختلاف سنی زیاد را البته اگر مرد تا 15 سال بزرگ‌تر از زن باشد بهتر از این می‌داند که زن از مرد به لحاظ سنی بزرگ‌تر باشد.

هرچند هنوز هیچ قانون محکمی برای میزان تفاوت سنی همسران وجود ندارد، اما کارشناسان معتقدند، نحوه تفکر پسر و دختر، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج (بزرگ‌تر بودن دختر از پسر یا به عکس)​ بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگ‌تر بودن همسرش نگاه کند و همیشه با این مساله کشمکش داشته باشد، ممکن است با کوچک‌ترین جرقه‌ای به هم بریزد یا در اثر قضاوت دیگران، نسبت به ازدواج خود دلسرد شود. این مساله در زنان هم ممکن است اتفاق بیفتد و با دیدن کوچک‌ترین اشتباهی از طرف همسرش او را به عدم بلوغ و رشد فکری محکوم کند.

فاطمه غلامپور، کارشناس مسائل فرهنگی از کرمانشاه در این باره توضیح می‌دهد: برخی افراد سن بالایی دارند ولی از نظر رشد فکری و عاطفی در شرایط مناسبی نیستند و برعکس برخی افراد سن پایینی دارند ولی از نظر فکری آمادگی ازدواج را دارند. بلوغ فکری به معنای آمادگی لازم برای پذیرش مسوولیت ازدواج است که معمولا به آن کمتر توجه می‌شود چون تا قبل از ازدواج معیار درستی برای شناسایی و تشخیص میزان آن موجود نیست.

به عقیده این کارشناس، استاندارد این است که در ازدواج، دو نفر باید از اختلاف سنی برخوردار باشند که تفاوت‌های فکری و نسلی با هم نداشته باشند. در گذشته اختلاف نسل‌ها با فاصله بیشتری وجود داشت و اختلاف سنی در ازدواج‌ها زیاد تاثیر نمی‌گذاشت و افراد اختلاف فکری زیادی به‌رغم اختلاف سنی زیاد نداشتند ولی در شرایط امروز این فاصله کم شده است و ما می‌بینیم که بین 3 تا 4 سال اختلاف سن اختلافات فکری زیادی ایجاد می‌نماید و همخوانی فکری کمی بین افراد با اختلاف سنی بالا وجود دارد. از طرف دیگر، گاهی اوقات دو نفر با اختلاف سنی بالا می‌توانند نگاه زن و شوهری به هم داشته باشند و گاهی با این اختلاف سنی چنین نگاهی ندارند و نگاهشان پدر و دختری می‌شود. زن به خاطر این احساس نمی‌تواند رابطه عاطفی درستی با طرف مقابل داشته باشد و احساس می‌کند مرد به جای پدر او است و بسیاری از مسائل را نمی‌تواند به او بگوید و یا انتظار رفتارهای پدرانه از مرد دارد و مثل یک همسر به او نمی‌نگرد.

او نتیجه می‌گیرد: اختلاف سنی زیاد یا کم نه می‌تواند مانعی برای ازدواج باشد و نه بی‌توجهی به آن ​ مشکلی ایجاد نمی‌کند. دو نفر باید همه ملاک‌ها را کنار هم قرار دهند و فرهنگ هر خانواده و ظرفیت آدم‌ها در این مورد متفاوت است.

اختلاف در عقیده؛ به سادگی از آن نگذریم

سال آخر دانشگاه بودم و در خوابگاه اقامت داشتم. اصالتا تفرشی هستیم ولی سال‌ها در کاشان زندگی کرده‌ایم، پدرم دبیر بازنشسته و مادرم خانه‌دار است، یکی از دوستان تهرانی من برادری داشت که هر از​گاهی برای رساندن خواهرش، به دانشگاه ما می‌آمد. یک روز تصادفی روبه روی در اصلی دانشگاه دوستم را با برادرش دیدم و بعد از سلام و احوالپرسی با هم به دانشگاه رفتیم، از همان روز دوستم در گوشم زمزمه می‌کرد که برادرم دانشجوی پزشکی است و از تو خوشش آمده و خانه و ماشین شخصی هم دارد و... من هم از خود تعریف نباشد، قیافه خوبی داشتم و در شهرمان پسرهای زیادی از دوستان و قوم و خویش خواستگارم بودند، اما حقیقت این است که من هم از بهروز، برادر دوستم خوشم آمده بود. او 4 سال از من بزرگ‌تر بود و ظاهر آراسته‌ای داشت. خلاصه بعد از چند بار ملاقات با حضور دوستم و تعریف و تمجید از متانت و وقار من قرار خواستگاری گذاشتند و به منزل ما آمدند. مادرم از همان روز خواستگاری با این وصلت مخالفت کرد. آنها هرچند از نظر طبقه با ما تفاوت نداشتند اما اختلاف فرهنگی بین ما زیاد بود، آنها بی‌حجاب بودند و فقط به احترام پدرم روسری به سر داشتند و معلوم بود به مسائل دینی پایبند نیستند اما این مسائل مهم نبود چون بهروز پسر سالمی بود. خلاصه بعد از یک​سال اصرار من این ازدواج سر گرفت، اما روزهای خوشی پیش روی من نبود، اولین تقاضای بهروز از من این بود که چادرم را بردارم! و به جایش مانتو بپوشم، من هم برای خوش آمدن او این کار را کردم اما در مهمانی‌های آنان وصله ناجور بودم و همه به من مثل یک غریبه نگاه می‌کردند و گاهی هم پوزخند می‌زدند. بهروز نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گرفت، به چیزی اعتقاد نداشت واعتقادات من را مسخره می‌کرد و دائم بر سر اعتقاداتم با من بحث می‌کرد طوری که سرم داغ می‌شد. او می‌خواست باورهای من را تغییر دهد اما من نمی‌خواستم و برایم مهم نبود او چطور فکر می‌کند. فقط می‌خواستم به عقایدم احترام بگذارد، اما این گونه نشد که نشد. وقتی روزه می‌گرفتم مسخره‌ام می‌کرد و از من می‌خواست روزه‌ام را بشکنم، من هم بعد از مدتی اعتقاداتش را به باد مسخره گرفتم و خلاصه آتشی بین ما روشن شد که بعد از 2 سال به جدایی ختم شد.اینها درددل‌های حدیثه.ن در دادگاه خانواده است. او خدا را شکر می‌کند که فرزندی ندارد، چون شوهرش از بچه متنفر بود، ولی از این که با ایستادن در برابر مادرش مهر طلاق را بر شناسنامه‌اش زده، اظهار ندامت می‌کند.

دکتر زهرا صفری‌فروشانی، مشاور ازدواج درباره اختلافات فرهنگی بین زوج‌ها معتقد است: تفاوت فرهنگی ممکن است اشکالات زیادی ایجاد کند. مگر این‌که زوجین بدانند​ تفاوت وجود دارد و بخواهند تفاوت‌ها را به حداقل برسانند و در اختلافاتی که با هم دارند به توافق برسند. این اختلاف می‌تواند کاهش پیدا کند و منجر به شکست در ازدواج نشود. در کل این گونه ازدواج‌ها، صحیح نیست بخصوص این‌که به صورت ناآگاهانه و نابالغانه باشد و ازدواجی که از روی آگاهی نباشد و آشنایی طرفین محدود و عاشقانه باشد و آگاهانه به توافق نرسند، می‌تواند مشکلات زیادی ​داشته باشد.

دکتر شهربانو قهاری، روان‌شناس بالینی هم​ قبل از هر چیز اولویت را به جهان‌بینی و سیستم ارزشی افراد می‌دهد. به گفته او، جهان‌بینی سبک و شیوه زندگی و راهکارها و راهبردهایی را که افراد در زندگی به کار می‌برند، تعیین می‌کند.

او با اشاره به این که در زندگی امروز ظواهر اهمیت بیشتری پیدا کرده‌‌اند، می‌گوید: دختر و پسری که با اعتقادات دینی و اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج می‌کنند، حتی اگر قبل از ازدواج به این توافق رسیده باشند که به مسائل مربوط به مذهب کاری نداشته باشند و خلاصه عیسی به دین خود و موسی به دین خود، پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه‌های مختلف اختلاف‌نظر و احتمالا ناسازگاری خواهند داشت. برای مثال، ناهماهنگی در انجام فرایض و مراسم دینی می‌تواند زمینه‌ای برای ناسازگاری باشد. نوع تفریحات و سرگرمی‌ها، نحوه حضور در مهمانی‌ها، مسائل مربوط به طهارت و سایر احکام از مسائلی است که زندگی زوج جوان ما را دچار چالش می‌کند. تصور کنید در چنین خانواده‌ای، پای یک کودک نیز به میان آید. تربیت و پرورش کودک یکی از زمینه‌های مهم برای ناسازگاری‌های دایمی زن و شوهر خواهد بود.

چنین مشکلاتی برای دختر و پسری با ایمان مذهبی مشابه ولی با درجات اعتقادی متفاوت نیز بروز خواهد کرد. برای مثال، دختر و پسر مسلمانی را در نظر بگیرید که یکی خود را ملزم به رعایت اصول عملی دین می‌داند و دیگری چندان در قید و بند انجام فرایض دینی نیست. در این شرایط هر یک از آنها از رفتار همسر خود رنج می‌برد. آنها در نوع پوشش، نوع برخورد با افراد نامحرم، انجام سفرهای تفریحی و زیارتی و همه آنچه​ فکرش را بکنید، اختلاف نظر و سلیقه خواهند داشت. به نظر شما آیا چنین زوجی می‌توانند از ازدواج خود انتظار آرامش داشته باشند؟ و آیا این زندگی مشترک در زیر یک سقف به سرانجام خواهد رسید؟

دکتر قهاری معتقد است چارچوب اعتقادات تا 20 سالگی و تا پایان دوره نوجوانی در فرد شکل می‌گیرد و در​30 تا 40 سالگی به اوج می‌رسد. بنابراین حتی اگر دختر و پسری در حال حاضر از نظر ظاهری تشابهاتی با هم دارند، نمی‌توان مطمئن بود که تفاوت‌های اعتقادی آنها در آینده بروز نکند و موجبات ناسازگاری و اختلافات را فراهم نکند. بنابراین در انتخاب همسر باید به خانواده و محیطی که فرد در آن پرورش یافته است توجه کرد.

تفاوت تحصیلات، تفاوت نگاه‌ها

موقع ازدواج، 18 ساله بود و من یک جوان 24 ساله. من شغل آزاد داشتم و در یک کارگاه مبلسازی کار می‌کردم و او آرزوی ادامه تحصیل داشت. سال اول کنکور در دانشگاه قبول شد و بعد از 4 سال در کنکور فوق‌لیسانس هم پذیرفته شد. من در این مدت نه تنها خرج تحصیلش را دادم که هیچ توقعی برای رسیدگی به امور منزل از او نداشتم و از این که او با علاقه درس می‌خواند خوشحال بودم. از تنها پسرمان هم نگهداری می‌کردم تا بخصوص در شب‌های امتحان به درس‌هایش برسد، اما بعد از گذشت 8 سال از ازدواج‌مان او رفتارش تغییر کرده، مرا تحقیر می‌کند و در شوخی‌هایش کم‌سوادی‌ام را به رخم می‌کشد و حتی من را با همکاران تحصیلکرده‌اش مقایسه می‌کند، نمی‌دانم با این رفتارش چطور کنار بیایم؟

مرتضی دهدار به مشاور خانواده مراجعه کرده تا از پاشیده شدن زندگی‌اش جلوگیری کند. مهناز سهیلی‌جم هم از مراجعه‌کنندگان دفتر مشاوره است که مشکل مشابهی دارد و می‌گوید: من و همسرم عاشق تحصیل بودیم و در یک دانشگاه درس می‌خواندیم، به خاطر همین علاقه با هم رقابت می‌کردیم، من سال دوم ازدواجمان باردار شدم و او از من پیشی گرفت و در آزمون ارشد قبول شد و من جا ماندم. مشکلات کودکان دوقلوی ما آنقدر زیاد بود که نمی‌توانستم درس بخوانم و مجبور بودم از رقابت کنار بکشم تا این که مهرداد در آزمون دکترای سه سال قبل پذیرفته شد، اما حالا در بگومگوهایمان او من را بی‌لیاقت می‌داند؛ من که به خاطر بچه‌دارشدن از او مجبور به ترک تحصیل شدم حالا استحقاق همسری او را ندارم، دائم با همکلاسی‌های خانم در کلاسش صحبت می‌کند و به این بهانه من بیشتر آزرده می‌شوم.

تفاوت زیاد مدرک تحصیلی چقدر در ایجاد تفاهم تاثیرگذار است؟ تا سال‌ها مدرک بالای مردان در مقایسه با زنان نه تنها مذموم نبود که همه به سادگی آن را می‌پذیرفتند تا این که طی سال‌های اخیر، میزان زنان ورودی به دانشگاه‌ها از انتظارات فراتر رفت و متاسفانه همین امر منشا اختلافات در برخی خانواده‌ها شد.

برخی کارشناسان مانند دکتر طاهره همیز، استاد دانشگاه و مدرس اخلاق در خانواده در این باره عقیده دارد که تفاوت مدرک تحصیلی صددرصد می‌تواند باعث مشکل شود. مثلا دختر دیپلمه است و پسر لیسانس، حضور در فضای دانشگاهی میزان تجربه اجتماعی افراد را بالا می‌برد. پسر در این رابطه احساس کمبود ذاتی و راه‌بندان اخلاقی می‌کند.

او اضافه می‌کند: اگر دختر لیسانس باشد و پسر فوق‌لیسانس یا دختر فوق‌لیسانس و پسر در مقطع دکتری باشد مشکلی پیش نمی‌آید، اما اگر یک طرف تجربه آکادمیک نداشته باشد می‌تواند مشکل‌ساز شود. همچنین پسر دیپلمه و دختر لیسانس هم با هم مشکل پیدا می‌کنند. مثلا در تربیت فرزند، کسی که تحصیلات ندارد، فقط با توجه به رفتارهای پدر و مادر و عرف جامعه‌اش می‌خواهد بچه‌اش بزرگ کند. معمولا چنین فاصله‌ای تاثیر خوبی ندارد و اختلاف‌ها بیشتر در تربیت فرزند نمود دارد. مجموعه تفاوت‌ها و شکاف‌ها می‌تواند منجر به اختلاف شود حتی تفاوت و دوری محل زندگی هم در اختلافات زناشویی بی‌تاثیر نیست. مشاوران ازدواج و خانواده معتقدند که هرچند در ازدواج کمتر افرادی را می‌توان پیدا کرد که از تمام جنبه‌ها مانند هم باشند توجه به کاهش اختلافات سنی، شهر محل سکونت، طبقه اقتصادی، مدرک تحصیلی و... در کاهش اختلافات و درگیری‌ها موثر است، در عین حال آنان توصیه می‌کنند اگر قصد دارید با همسری متفاوت با خود زندگی کنید، ظرفیت خود را برای پذیرش تفاوت‌ها بالا ببرید.

کتایون مصری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها