او در مورد کیفرخواست میگوید: 2 سال قبل خبر رسید که جوانی به نام محمد در محل کارش به قتل رسیده است. این جوان که متدین هم بود، با سیم کامپیوتر خفهشده بود. سرایدار محل کار محمد وقتی برای صدا زدن او وارد اتاق میشود جسد او را پیدا میکند.
تحقیقات ما نشان داد شب قبل از حادثه مقتول با همسرش هانیه بوده است و چند نفری هم آنها را دیدهاند. وقتی سراغ هانیه رفتیم پدر و مادرش گفتند که او شب قبل به خانه نیامده و با نامزدش بوده است.
او ادامه میدهد: با بازداشت هانیه، او به قتل اعتراف کرد و گفت که چون شوهرش را دوست نداشته او را به قتل رسانده است. او که در ابتدا سعی داشت بازپرس را از تحقیقات منحرف کند گفت که چند نفر آمدند و او را گرفتند و شوهرش را کشتند اما بعد اعتراف کرد که تنها دست به قتل زده است. این دختر اعتراف کرد که ابتدا مقدار زیادی داروی خوابآور در یک آبمیوه به شوهرش داده و بعد وقتی که این پسر بیحال شده او را با سیم کامپیوتر به قتل رسانده و بعد ساعتها کنار جسد ماندهاست.
نماینده دادستان ادامه میدهد: دادسرا به این اعترافات بسنده نکرده و تحقیقات بیشتری را انجام دادهاست. ما قوطی آبمیوه و زباله خوراکیهایی را که هانیه ادعا کرده بود، با کمک خودش از سطل زباله مقابل محل کار مقتول پیدا کردیم.
حتی دوست این دختر را مورد بازجویی قرار دادیم و او گفت که هانیه قبلا پیش او بارها از شوهرش شکایت کرده و گفته بود که او را دوست ندارد. این دختر دیده که او قرصها را خرد میکند و گفته بود که میخواهد شوهرش را بکشد. ما مادر متهم را مورد بازجویی قرار دادیم. او گفت که آن شب دخترش با نامزدش بوده و تلفن کرده و گفته که میخواهد با او باشد.صحنه قتل هم بازسازی شد. هرچند این دختر نوجوان است و مورد ظلم خانوادهاش قرار گرفته اما عملی که او انجام داده جرم است. کسی هم در آن لحظات با او نبوده و همکاران مقتول این دختر را تنها دیدهاند. مدارک و شواهدی که در پرونده علیه هانیه وجود دارد بسیار زیاد است و به نظر نمیرسد او دروغ گفته باشد. بنابراین دادستانی خواستار مجازات اوست.
همه واقعیت را نگفتم
نماینده دادستان در حالی بر گناهکار بودن این دختر تاکید دارد که هانیه مدعی است واقعیت را نگفته و آنچه حالا توضیح میدهد واقعیت است. هانیه به سوالات ما پاسخ میدهد:
چه مدتی بود با محمد ازدواج کرده بودی؟
چندماهی میشد. اما خیلی با هم مشکل داشتیم.
چرا؟
من محمد را دوست نداشتم و نمیخواستم با او ازدواج کنم.
پس چرا زن او شدی؟
پدر و مادرم وادارم کردند. چون من یک ازدواج ناموفق داشتم خیلی به من فشار میآوردند. مادرم میگفت دیگر پسری پیدا نمیشود که با تو ازدواج کند و بهتراست همین موقعیت را قبول کنی. من هم مجبور شدم این کار را بکنم.
تو 17 سال بیشتر نداری چطور پیش از این با کس دیگری ازدواج کردی و جدا شدی؟
در آن زمان 15 سال بیشتر نداشتم. در آن ازدواجم هم پدر و مادرم خیلی دخالت کردند و من را وادار کردند با جوانی ازدواج کنم که دوستش نداشتم.
چرا جدا شدی؟
شوهرم مرد شکاکی بود مرتب مرا دنبال میکرد و فکر میکرد با کسی رابطه دارم. چون او را دوست نداشتم چنین فکری میکرد. خستهام کردهبود نمیتوانستم رفتارهایش را تحمل کنم. مرا کتک میزد.
چه مدتی با او زندگی کردی؟
ما عقد کرده بودیم. هنوز سر زندگی خودمان نبودیم. البته ازدواجمان زیاد دوام نداشت و 2 هفته بعد از عقد، از هم جدا شدیم.
گفتی محمد را دوست نداشتی و با اصرار خانوادهات با او ازدواج کردی، میتوانستی از او هم جدا شوی چرا این کار را نکردی و او را به قتل رساندی؟
در شهرستان کوچکی مثل جایی که ما زندگی میکنیم جدا شدن برای یک دختر خیلی اتفاق بدی است و زندگی او نابود میشود. مادرم راست میگفت، محمد خیلی شجاعت به خرج داده بود که با من ازدواج کرده بود؛ اما من دوستش نداشتم و به خاطر خانوادهام هم نمیتوانستم جدا شوم. ضمن اینکه من او را نکشتم. البته در جریان قتل او بودم اما محمد به دست من کشته نشد.
اما تو به قتل محمد اعتراف کردی؟
اعترافات اولیهام درست نبود. نمیخواستم چند نفری را که در این قتل نقش داشتند درگیر کنم. اما بعد دیدم که این کار درست نیست و من باید واقعیت را بگویم.
اگر تو در قتل شوهرت نقش نداشتی پس چطور جزئیات را میدانستی و به طور کامل هم آن را توضیح دادی؟
من در محل قتل بودم و همه چیز را دیدم به همین خاطر هم میدانستم دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
توضیح بده قتل چطور اتفاق افتاده بود؟
دوستم فریبا میدانست که من شوهرم را دوست ندارم. او به من پیشنهاد داد که او را بکشم. بعد هم گفت دو نفر را میشناسد که حاضرند در برابر گرفتن پول شوهرم را بکشند. من از کشوی پدرم پول دزدیدم و به فریبا دادم. فریبا هم 2 مرد را آورد یکی از آنها افغان بود. نیمهشب آمدند و شوهرم را کشتند. من فقط یکی از آنها را شناسایی کردم. او افغان بود اسمش را میدانستم به دادگاه گفتم اما آنها حرفم را قبول نکردند.
چه دلیلی داشت دوستت برای کشتن شوهرت با تو همدستی کند، او که در این میان سودی نمیبرد؟
من نمیدانم چه بگویم. شاید به این خاطر بود که او میخواست به من کمک کند.
وقتی آمدند شوهرت را بکشند تو چرا فقط تماشا کردی؟
من ترسیدم. آنها به من گفتند که اگر حرفی بزنی تو را هم میکشیم. من هم ترسیدم و سکوت کردم.
در اعترافاتت گفتی که دارو به شوهرت دادی اگر تو در قتل نقشی نداشتی، چرا این کار را کردی؟
دارویی که به شوهرم دادم خوابآور بود. او حالش خوب نبود به همین خاطر دارو دادم.
چرا بعد از قتل پلیس را خبر نکردی؟
میترسیدم. فکر میکردم پای خودم گیر است و بدبخت میشوم.
دوستت شاهدانی دارد که نشان میدهد او شب قبل از حادثه در خانه بوده و صبح هم به مدرسه رفته است. در این باره چه میگویی؟
اما او طراح اصلی نقشه بود. اصلا از او در مورد حرفهای من تحقیق نکردند. دادگاه این حرفها را قبول نکرد.
فکر میکنی اولیایدم تو را ببخشند؟
نمیدانم چه بگویم. آنها پسرشان را از دست دادهاند. محمد جوان خوبی بود. او به من بدی نکرد و من خیلی متاسفم که به خاطر من چنین اتفاقی افتاده است . با اینکه من قتل را انجام ندادم اما امیدوارم مرا به خاطر اتفاقی که افتاد ببخشند.
خودت فکر میکنی چرا کار به اینجا کشید؟
من فکر میکنم این اشتباه پدر و مادرم بود. آنها نباید مرا این طور قربانی میکردند. من دوست داشتم درس بخوانم اما مادرم میگفت درس به دردت نمیخورد. آخرش باید شوهر کنی. آنها به جای من تصمیم میگرفتند و تصمیمشان را عملی میکردند. اگر آنها درست رفتار میکردند کار من به اینجا نمیرسید. حالا سرکلاس درس بودم و شاید هم میتوانستم به دانشگاه بروم. آینده من به خاطر رفتارهای آنها از بین رفت.
تحقیقات بیشتری لازم است
وکیل مدافع هانیه هم میگوید تحقیقاتی که در این پرونده انجام شده ناقص است و باید ادعاهای او مورد بررسی
قرار گیرد.
او میگوید: هانیه در واقع قربانی اشتباهات پدر و مادرش شده است. او در هر دو ازدواجش راضی نبوده و دوست نداشته که ازدواج کند، اما پدر و مادرش او را وادار به این کار کردهاند. بنابراین باید آنها هم بازخواست شوند.
این وکیل در مورد اتهامی که متوجه موکلش شده میگوید: هانیه ابتدا به قتل اعتراف کرده بدون اینکه نسبت به عواقب اعترافش آگاهی داشته باشد و چون دوستش به خاطر او درگیر این پرونده شده بود بنابراین فکر میکرده باید همه بارگناه را خودش به گردن بگیرد.
اما بعد در دادگاه واقعیت را گفت. از آنجا که مجازات قتل قصاص است و قصاص نفس هم بازگشتی ندارد، بنابراین باید همه ادعاهای هانیه مورد رسیدگی دقیق قرار گیرد.
هرچند او صحنه قتل را بازسازی کرده و جزئیات را هم بیان کرده اما دلیل آن میتواند این باشد که متهم در صحنه قتل حضور داشته است.به عنوان وکیل هانیه این پرونده را تاپایان دنبال خواهم کرد تا ادعاهای موکلم به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرد. موکل من دختری ریزنقش و کمسن است. اجرای چنین نقشهای از سوی او بسیار بعید به نظر میرسد.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم